ا نجمن حقوق پژوها ن افغا نستان
نویسندگان مباحث حقوقی و اندیشه سیاسی را دنبال می نمایند
آخرین مطالب
طرح ترور کرزی خنثی شد چرا طرح ترور ربانی خنثی نشد ؟
جایگاه وحدت درسیاست خارجی دولت های اسلامی
مبانی فقهی حقوقی جرم پولشوی
افغا نستان ودادگاه بین المللی کیفری
جهان شمولی نبوی جهانی سازی عرفی
دولت مهدوی مسوولیت بین المللی
مجازات جاسوس در نظم حقوق کیفری افغانستان
مبانی ومستندات وحدت اسلامی
بعثت غدیر ومهدویت
حق وتکلیف در دولت مهدوی
شیوه قضایی دولت مهدوی
چکیده مفهوم امت وکار کرد بین المللی آن
مرزهای دولت نبوی
جهان شمولی نبوی جهانی سازی عرفی
جاسو سی در سیستیم حقوقی افغانستان
سا ل روز میلاد مسعود رسول رحمت مباگ باد
رابطه ارتداد وکرامت درنظام حقوقی اسلام
گستره احکام حکومتی پیامبر
ملاک حکم حکومتی
حکم حکومتی وحریم خصوصی
مرزهای دولت نبوی
ضرورت مقابله با تهاجم فرهنگی
دکترین مهدویت ومسوءلیت بین المللی دولت
اصل سر زميني بودن در حقوق
اما م علی مرد سیاست
 
آرشیو مطالب
مهر 1390
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
فروردین 1386
مهر 1385
شهریور 1385
 
پیوندها
سايت مجمع فرهنگی انقلاب اسلامی افغانستان
سايت حزب رفاه ملی افغانستان
محمد ناصرعارفی
ناصری علودانی
خليفه نصر الله - غزنی
عبد الحميد شهید زاده
قسيم اخگر
امروزما -نعيم
 
بعثت غدیر ومهدویت

  موضوع:  بعثت، غدير  ومهدويت 

  نويسنده:ضامن علي حبيبي

چکيد

در نوشتار حاضر در پي ،آنيم که ارتباط منطقي مفاهيم بعثت، غدير ومهدويت را با حکومت عدل جهاني  بررسي کنيم که د رآموزهاي ديني اين مفاهيم از اهميت والايي برخور دار است و در منظومه تفکر سياسي اسلام اساس ،زير بنا محسوب ميشود

آ يا اين مفاهيم زير بناي وکليدي داراي ار تباط منطقي منظم وسازمان يافته ي است که بشريت را به سمت هدف واحد جهت  می دهد؟.  

يا اينکه کدام نظمي منطقي وجود ندارد هر کدام پيام خاص خود را دارد ودستاورد هر کدام با ديگري فرق مي کند؟

 فرضيه ما اين است که  دين مقدس اسلام با وصف جامعيت ،جهان شمولي  وجاودانگي که دارد  در تمام تعاليم وآموزهاي خود از انسجام منطقي خاصي بر خور دار است وبشريت رابه سمت کما ل وسعادت جاودانگي هدايت ورهنماي مي کند وساز کار هاي را  فرا، روي جامعه بشري، قرار داده است که با استفاده از آن مي توانند به قله ي سعادت وکما ل نهاي  صعود نمايند در اين ميان بعثت، غدير ومهدويت آموزهاي اند که در يک ساختار منطقي منظم به ما مي آموزاند که پايان اين نهضت برقراري ، حکومت عدل جهاني است که هدف از ارسال رسول وانزال کتب تحقق آن جامعه آرماني است وتلاش رهبران  آسماني در بعثت ، غدير ومهدويت، رساندن بشريت به آن جامعه  موعود  ا ست.

 واژگان کليدي:

 بعثت، غدير مهدويت ، حکومت وعدل جهاني

1-درآمد:

 بعثت سر آغاز، دعوتي است که تکميل آن در غدير وفر جام آن در تحقق وعده اللهي مبني برتکشيل حکومت عدل جهاني مهدوي  قرار دارد

. بنا بر اين مناسب است که بعثت، غد ير ومهد ويت را واکاوي نمايم ار تباط اين مفاهيم  د يني را مورد پژوهش وتحقيق  قرارداد جايگاه آن را د ر منظومه اند يشه سياسي اسلام وتشکيل حکومت عد ل جهاني روشن نمايم. حکومت عدل جهاني همان هد ف عالي ، آرمان نهاي است که بعثت ، غد ير ومهدويت  مکانسيم شکل گيري آن حکومت عد ل جهاني راترسيم مي کند

 در اين ميان غدير، حلقه ي وصل است که مهدويت وبعثت را پيوند مي زند وازآموزهاي غدير مي آموزيم که خداوند براي فرجام تاريخ بر نامه ي دارد که سير حرکت تکاملي بشر معطوف به سوي آن هدف مي باشد آن هدف عبار ت است از حکومت عدل جهاني براي تشکيل حکومت  عدل جهاني بايد جا يگاه بعثت وپيام سياسي بعثت را باز خواني نمود وجهت ار تباط آن را با غدير ، مهدويت- که د ر استمرار بعثت  قرار دارد ونظا م سياسي اسلا م را در مداري باز قرار مي دهد که جامعه انساني بتواند ازهدايت ورهبري پيشوايان معصوم وآسماني در امتداد تاريخ برخور دار باشند- روشن نمود.  وبراي تبين مباني تئوريک، تحقق جامعه آرما ني وعد ل جهاني تلاش ورزيد.

3-2  غدير در فر هنگ د يني:

 به محلي گفته مي شود که در بين مکه ومدينه قراردارد. وپيامبر درآن محل موضوع معرفي جانشيني حضرت علي(ع) را براي رهبري امت اسلامي  بعداز  خودش بنا به دستور خداوند مطرح نمود.

4-2 فر هنگ مهدويت:

 

فر هنگ مجموعه ي از نگرش ها، ارزش ها و هنجار ها، رسوم، سنت ها شعاير واعما ل خاص وپذيرفته شده در يک جامعه را در بر مي گيرد از اين رو فرهنگ مهدويت نيز به مجموعه ي از نگرش ها وارز شها وهنجارهاي مربوط به ظهور منجي موعود از سلاله پاک پيامبر اسلام اطلاق مي شود[1]

بعثت و حکومت  عد ل جهاني

براي شناخت دولت و قدرت در اسلام، اول بايد به سرچشمه‌ فياض و مرجع اصلي آن يعني قرآن توجه کرد. قرآن، کلامي است آسماني که از منبع لايزال وحي سرچشمه گرفته بر پيامبر نازل شده است که چارچوب اصلي دکترين و نظريات اسلام را شکل مي‌دهد؛ کتابي است که اهم قوانين اسلامي و نظريات سياسي جامعه اسلامي از آن اخذ و استنباط مي‌گردد.[2]

طبق آموزهاي ديني، اسلام به دنبا ل تأسيس حکومتي جهاني است. موازيني که در قالب حقوق، سياست، اقتصاد، اخلاق و عقايد عرضه ميدارد، همه شئون زندگي فردي و جمعي را دربرمي‌گيرد و با طبيعت آدمي تطبيق دارد.

در فلسفه سياسي اسلام، شکل‌گيري جامعه جهاني منظور است و با جوامع محدود، در وضع ملت‌هاي جدا از هم که فقط به منافع خود مي‌انديشند، موافقت ندارد و انسان‌ها را به وحدت و ايجاد جامعه الهي دعوت مي‌کند. تجزيه و تحليل تأسيس حکومت جهاني اسلام، در واقع بررسي اصول حقوق بين‌الملل اسلامي است.[3]

اسلام در نظر دارد از انسان‌ها، فقط يک امت به‌هم‌پيوسته و واحد تشکيل بدهد يعني کشوري به طول و عرض جغرافياي همه‌ زمين فراهم آورد. قرآن‌کريم، رسالت و مسئوليت انسان‌ها را تبيين مي‌کند و در آياتي خطاب به آنها مي‌فرمايد:

ـ«وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ الْأَرض

 

ـ «ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلَائِفَ فِي الْأَرْضِ»[4]

ـ «هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ فِي الْأَرْضِ».[5]

 خداوند متعال در اين آيات، انسان را خليفه و مسئول در زمين قرار داده است

 دسته ديگر از آيات، رسالت پيامبران را بدون محدوديت جغرافيايي و ملي و نژادي متوجه همه اهل زمين مي‌دانند.

ـ «يا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَينَ النَّاسِ بِالْحَقِّ» [6]

ـ «وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً»؛ [7]

ـ «تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا» [8]

ـ«قُلْ يا أَيهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيكُمْ جَمِيعًا»[9]

ـ «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا». [10]

 بادقت در محتواي اين آيات، به خوبي پي مي‌بريم که اسلام، دين همه مردم است وپيام دين، وگستره بعثت انبياء، انسان ‌شمول و جهان ‌شمول است رسالت و خلافت انبيا براي همه انسان‌ها، در تما م ادوار تاريخ است و در پيام قرآن محدوديت زماني، مکاني و منطقه‌اي وجود ندارد.[11]

ولي واقعيت‌هاي حاکم بر زندگي جوامع بشري تا پيش از رسيدن به چنان کمال مطلوب و جامعه آرماني انکارپذير نيست. بايد براي اوضاع کنوني چاره‌انديشي کرد.

 بنابراين، اسلام قبل از هرچيز بايد براي وضعيت موجود تدابير لازم را بينديشد و برنامه‌اي براي آن تدوين کند و هم‌زمان با اصلاح انديشه ي بشر، او را آماده نمايد تا نظام جهان‌شمول خود را در عمل، در سراسر گيتي گسترش دهد. بنابراين،  پيام بعثت   را مي‌توان از دو ديدگاه بررسي کرد:

الف) جامعه آرماني و کمال مطلوب:[12]

کمال مطلوب و جامعه آرماني که در آن، مقررات حقوقي الهي حکومت نمايد و در عالم خارج نيز تحقق عيني داشته باشد، آرمان ديرينه بشري و اسا س دعوت انبيا بوده است و متفکران اعم از اسلامي وغير اسلامي نيز بشر را به سوي اين جامعه موعود، هدايت و تشويق نموده‌اند. در صورت تشکيل آن و تکوين امت واحد بر مبناي، ارزش‌هاي اسلامي زمينه حکومت عدل جهاني مهدوي مساعد وفراهم مي گردد حکومت عدل واحد جهاني تحت رهبري وقيادت امام معصوم وکار گزاران لايق وشايسته از آرمان هاي بلندي بعثت است که در راهبرد تبليغاتي وتربيتي بعثت قراردارد در حقيقت در متن بعثت نهفته است. خداوند غدير را در ادامه بعثت قرار داده است تازمينه  ي تشکيل حکومت مهدوي مساعد گردد.

ب) وضعيت موجود و واقعيت‌هاي عيني:

در وضعيت موجود که سراسر گيتي دعوت اسلام را نپذيرفته‌اند و زمينه تشکيل جامعه و دولت جهاني بر پايه اسلام و ارزش‌هاي د يني مساعد نيست، در اين صورت، ناگزيريم  باملت‌ها و دولت‌هاي مختلف زندگي مسالمت‌آميز داشته باشيم.براي جلوگيري از جنگ،  وتعامل با هم نوعان وجامعه انساني تدابيري انديشيد  از جمله به تدريجي بودن دعوت پيامبر مي توان اشاره کرد که پيامبر گرامي اسلام پيام بعثت را در مرحله اول غير علني آغاز کرد وبعد در محدوده خانواده واقارب وسپس پيام جهان  گستر وانسان شمول بعثت رابه جامعه جهاني عرضه داشت ودر غدير جانيشين خود رابه مردم معرفي کرد که تامردم ادامه مسير رابا  رهبري امام معصوم ادامه بدهند وبا رهبري وهدايت امام معصوم  و تربيت  مردم، زمينه ظهور منجي بشريت وتحقق حکومت عدل جهاني محقق شود تدريجي بودن دعوت  وپيام بعثت استراتيژي است که غدير ومهدويت را د ر استمرار بعثت  قرار مي دهد.

در حقيقت، رسانيدن بشر به مرحله‌اي از عقلانيت، خود پيش زمينه تشکيل دولت عدل جهاني حضرت مهدوي است

. بعثت پيامي دارد که در آن به آمادگي وپذيرش جامعه  وتربيت آنان توجه شده  است خداوند مي فرمايد: هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياتيه ويز کيهم ويعلمهم الکتاب والحکمة[13] هدف کلي از بعثت تعليم وتربيت جامعه انساني است براي اينکه جامعه بشري بتواند پيام بعثت را درک نمايد بايد آمادگي ذهني وفکري داشته باشد وانقلابي در تفکر وانديشه ايجاد کرد با تحول در تفکر واند يشه وتربيت اسلامي وانساني مي توان زمينه تشکيل حکومت عادلانه  را مساعد ساخت وتشکيل حکومت عادلانه جز اهداف راهبردي انبياء بوده است  واين مهم در بر نامه کاري ،اهداف استراتژيکي بعثت  نهفته است چنانچه امام خميني د ر  زمينه ي هدف  بعثت چنين مي نويسد:  د ر حقيقت ، مهمترين وظيفه انبياء(ع) بر قرار کردن يک نظام عادلانه اجتماعي از طريق اجرايي قوانين واحکام است که البته با بيان ونشر تعاليم وعقايد الاهي ملازمه دارد چنانکه اين معني از آيه شريفه به وضوح پيدا ست« ولقد ارسلنا رسلنا با البينات وانزلنا معهم الکتاب والميزان ليقوم الناس با لقسط...[14] هدف بعثتها به طور کلي اين است که مردمان بر اساس روابط اجتماعي عادلانه نظم وترتيب پيدا کرده قد آدميت راست گردانند واين با تشکيل حکومت واجراي احکام امکان پذير است خواه خود موفق  به تشکيل حکومت شود مانند رسول اکرم(ص) وخواه پيروانش پس از وي توفيق تشکيل حکومت وبر قراري نظم عادلانه  اجتماعي را پيدا کنند[15] در راهبرد مبارزاتي بعثت د و هدف  دنبال مي شود يکي هد ف عا لي که همان تربيت ورساندن انسان به مقام قرب الاهي است د يگري هد ف مياني ومتوسط که برقراري قسط وعدل در جامعه انساني باشد از ايا ت قرآن مجيد هردو هدف استفاده مي شود

4- جايگاه غدير درمنظومه  انديشه سياسي اسلام:

الف: جايگاه غدير در قرآن:

  در تفکر سياسي شيعي نبوت وامامت غدير وبعثت، د ر حقيقت در طول هم قرار دارد. امامت ادامه واستمرار نبوت است وپيامبربراي استمرار اين خط الاهي ماموريت مي يابد که در« غديرخم» موضوع امامت وخلافت وزعامت سياسي جامعه اسلامي را بعد از خود معرفي نمايد تا مردم وامت اسلامي  در تحير  وبلا تکليفي، دچار نگردد پيامبر يکه در مسافرت هاي کوتاه مدت وقتي مي خواست  بيرون از مد ينه تشريف بي برند جانشين خود را براي اداره امور امت  معرفي مي کرد- چنانچه سيره عقلاي عالم وروساي عرفي ولائک نيز چنين است- براي بعد از خود قطعا جانشين، تعين نموده است که حکومت اسلامي را اداره ونظم اجتماعي امت اسلامي را که محصول تلاش 23 ساله ي ايشان بود حفظ وحراست نمايد وبراي اين منظور بر اسا س ما موريت الاهي حضرت علي(ع) را به عنوان جانشين خود معرفي کرد بعد از انجام مراسم حج ابراهيمي پيامبر با جمعيت عظيمي از مردم قصد بازگشت وعودت به مدينه را نمود هنگامي که در منطقه ي بنام «غديرخم» رسيدند جبريل امين فرود آمد واز جانب خداي متعال آين آيه را آورد:« يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليک من ربک...»[16] با شد ت وحدت از پيامبر خواست که جانشين خود وسر پرست امت اسلامي را براي بعد از  انقطاع وحي و اختتام دوران رسالت معرفي نمايد پيامبر به دستور الاهي حضرت علي(ع) را به عنوان خليفه وجانشين خود معرفي کرد ومسلمانان حاضر در غد ير از جمله شخص خليفه اول و دوم به حضرت علي به عنوان امام وخليفه بيعت نمودند[17]  « اگر بخواهيم نظام حکومت اسلامي، همانند نظام حکومت در زمان پيامبر ايجاد کنيم، بايد در جست وجوي شخيصتي همانند شخصيت پيامبر يا نزديک به  آن باشيم اند يشه شيعي عقيده دارد که اين شروط در امام علي بن ابي طالب جمع بوده است وبه دلايل ذيل استناد مي کنند[18]

 آياتي از قرآن مجيد وسنت پيامبر گرامي اسلام مباني تئوريک ونظري اين  اند يشه است:

1- آيه مباهله:

 2-:یات ا طاعت:

 از جمله آياتي که مي توان به آن استناد کرد واز مباني تئوريک مساله غدير عنوان کرد آيه اطاعت است« يا ايها الذين امنوا اطعيوا الله واطعيواالرسول واولي الامر منکم» در اين آيه شريفه اطاعت از خداوند ودر مر حله ي بعد اطاعت از رسول وصاحبان امر معرفي شده است وواجب دانسته شده به وحدت سياق وعطف با «واو» به خوبي معلوم مي گردد که همان گونه که اطاعت از خداوپيامبر واجب است از« اولي الامر» نيز واجب مي باشد  بر اساس احا ديث معتبر که ازپيامبر گرامي اسلام رسيده  است مصاديق اولي الامر ائمه دواز ده گانه ي است آغازآن د ر غدير وفر جام آن د ر دکترين مهدويت وحکومت عد ل جهاني قرار دارد  که روایاتی در این زمینه نیز وجود دارد

[19] 3« آيه  ولايت»

 از زمره مباني نظري اند يشه غدير آيه  ولايت است« انما وليکم الله ورسوله والذين امنوا الذين يقيمون الصلوة ويوئتون لز کاة وهم را کعون ومن يتول الله ورسوله .الذين امنوا فان حزب الله هم الغالبون[20]  که اين آيه شريفه  درحق  وشان علي(ع) بن ابي طالب نازل شده است وآنرا  گروهي از مفسرين شيعه واهل سنت اثبات کرده

4-آيه  تطهير:

آيه تطهير،« انما ير يد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت ويطهرکم تطهيرا»[21] شيعه بر اين عقيده است که ثبوت نزول آيه در باره اهل بيت دلالت بر امامت علي بن ابي طالب دارد، نه رهبري کساني که  درخلافت بر او پيشي گر فتند، زيرا عصمت شرط امامت است وبه حکم اجماع وضرورت غير از امام علي(ع) هيچ کس معصوم نيست[22] در تعين مصاديق اهل بيت گر چند امت اسلامي دچار اختلاف شده اند اما بر اساس حديث کساء که مضمون آن نزديک به تواتر است زيرا راويان آن نزد شيعه وسني در همه طبقات فراوانند حاکي از تطبيق آيه به طور خاص بر  پيامبر، امام علي، فاطمه الزهرا وحسن وامام حسين است.[23]

 ب:جا يگاه غدير درسنت:

 افزون برقرآن مجيد ،شيعه براي تبين مباني  نظري اند يشه غدير در سنت به  احاديثي استدلال مي کند که بطور نمونه به سه تاي آن اشاره مي شود:

1- حد يث يوم الدار:

2- حديث غدير:

غدير در فر هنگ شيعه  مبدء يک تفکر سياسي  است که حلقه وصل بعثت ومهدويت باشد. يک جريان تاريخي صرف نيست که مر بوط به گذشته باشد وصرف ارزش تاريخي داشته باشد گرچه دربستر تاريخ اتفاق افتاده است اما  نمي توان با آن بر خورد تاريخي  کرد.

 « طبيعت هر قضيه تاريخي بزرگ که رهبر امت در آن دخيل بوده ودر بين جماعت بسياري از مردم اتفاق افتاده اقتضا دارد که متواتر  باشد، خصوصا آن که قضيه مورد اهتمام رهبر بزرگ الاهي قرار گرفته واز تمام  کشورها ،شهرها افرادي شاهد ونا ظر قضيه باشد آيا مي توان ادعا کرد که اين خبر تها در حد نقل يک نفر ودونفرو... محدود گردد يا به طور قطع نقل آن متواتر خواهد بود؟ حديث غدير از اين قسم خبر هاست؛ زيرا پيامبر اکرم(ص) اين خبر را در ميان ده ها هزار جمعيت از کشور هاي مختلف اسلامي بيان داشت وتا کيد فراواني نيز  براي نشر آن بين مسلمين نمود...

  خلاصه جريان غدير به اين بيان است « وقتي  پيغبر اکرم از حجة الوداع برمي گشت در غدير خم آيه« يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليک من ربک» نازل شد پيغمبر مردم را جمع کرد ونماز ظهر راخواند وسپس برخاست وفرمود:« الست اولي بکم من انفسکم قالوا:بلي» بعد فر مود :من کنت مولاه فهذا علي مولاه» معلوم است که حضرت مي خواهد اولويت خودش بر نفوس رابراي علي(ع) تصويب کند وهنوز مردم متفرق نشده بودندکه جبريل نازل شد وآيه« اليوم اکملت لکم دينکم واتممت عليکم نعمتي ورضيت لکم الاسلام دينا» آرود[24]

3- حديث منزلة:

از مجموع آيات وروايات که در تبين وتوجيه مباني نظري تفکر غدير ارائه گرديد اين مطلب استنتاج مي گردد که غدير در ادامه بعثت است  عباي رهبري امت اسلامي بعد از پيامبر  شايسته  ي قامت زيباي علي است وبعد از علي در نسل پاک ومطهر آن حضرت  تا زمان ظهور ودولت عدل جهاني مهدوي ادامه دارد وسرانجام وعده الاهي  تحقق مي پذيرد ودولت صبح مي دمد

6-    مهدويت و حکومت عد ل جهاني مهدوي

نظام سياسي و دولت مهدوي، دولت منحصربه‌ فرد است که در نوع خود، در تمام عرصه‌ها موفق خواهد بود. اين نظام سياسي که امام معصوم، رهبري آن رابه عهده دارد، از خطا و اشتباه مصونيت دارد، چون متصل به خداوند و مشمول تأييدات الهي است، نظامي که در روي زمين مثل و مانند ندارد، زيرا نظام خلافت خداوند در روي زمين است [25] و بر اساس آموزه‌هاي ديني و وحيا ني شکل مي‌گيرد.

بر اساس روايات، اوضاع زمان نزديک ظهور از نظر اجتماعي، اخلاقي و سياسي، کاملاً نامساعد است. زيرا همه از وضع موجود ناراضي‌اند و منتظر انقلاب و تغيير زمامداران خود و رسوم باطل هستند. اين اوضاع، همگي به نفع حضرت مهدي شکل مي‌گيرد. چون ازيک طرف، حکومت‌هاي بي‌دوام که عمر آنها، يک ماهه و يک ساله است، به هرج و مرج و بي‌ثباتي و اضطراب مردم مي‌انجامد و از طرف ديگر، جنگ‌هاي محلي، منطقه‌اي و جهاني، باعث ازبين‌رفتن تجهيزات و نيروهاي درگير مي‌شود و اين جنگ‌ها تا آمدن مهدي موعود ادامه دارد و ميليون‌ها نفر را در کام مرگ مي‌کشد و نااميدي‌ها، گراني، کمبود، ترس، بيماري، خرابي، اختلاف و... را به بار مي‌آورد. در نتيجه، باعث خستگي مردم از وضع موجود و انتظار وضع بهتر مي‌شود. يکي از فلسفه‌هاي غيبت، آمادگي و پذيرش عمومي است.[26]

وقتي آمادگي و پذيرش عمومي ايجاد شد و زمينه تشکيل دولت جهاني و عدالت‌گستر آن حضرت مساعد گرديد، دولتي شکل خواهد گرفت که وسعت و گستره آن، انسان‌شمول و جهان‌شمول منظور از ارض در متون و منابع ديني اين است که براي تمامي زمين و زمينيان فقط يک دولت خواهد بود. اداره و رهبري چنين دولتي کار دشواري است که تنها با برخورداري از رهبري الهي و کارگزاراني دل‌سوز و معتقد به نظام الهي و حاکميت اسلام امکان‌پذير است. امام مهدي وزيراني مي‌گمارد که پشينه مبارزاتي دارند و در تجربه و عمل، پايداري و قاطعيت از خود نشان مي‌دهند و استان‌داراني قوي، اداره استان‌ها را به عهده مي‌گيرند که جز مصالح کشور پهناور  اسلامي و خشنودي خداوند، به چيز ديگري نمي‌انديشند. لذا بر دشواري‌ها پيروز مي‌شوند و ويراني‌هاي حکومت‌هاي پيشين به آباداني تبديل مي‌گردد و وضع به گونه‌اي ‌مي‌شود که عده‌اي آرزو مي‌کنند مردگان دوباره زنده شوند.[27]

7-   قلمرو و گستره دولت مهدوي:

اسلام در دولت مهدي جهان‌گير خواهد شد. امام صادق(ع) در ذيل آيه شريفه «وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا»[28] مي‌فرمايد:

اذا قام القائم لايبقي ارض الا نودي فيها شهادة أن لا اله الا الله و أنَّ محمد رسول‌الله؛[29]

زماني‌که مهدي قيام کند، زميني باقي نمي‌ماند مگر اين‌که به يگانگي خداوند، توحيد و رسالت حضرت محمد شهادت مي‌دهد.

امام باقر(ع) در تفسير آيه شريفه «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوْا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنْ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ»[30](آنان را در روي زمين قدرت دهيم تا نماز را به پا ‌دارند و زکات ‌دهند و امر به معروف و نهي از منکر ‌کنند و براي خداست سرانجام امور)، فرمودند:

فهذه لال محمد... الي اخر الائمه و المهدي و اصحابه يملکهم الله مشارق الارض و مغاربها و يظهر به الدين و يميت الله به و باصحابه البدع و الباطل کما امات السفهاء الحق حتي لايري اثر من الظلم و يامرون باالمعروف و ينهون عن المنکر؛[31]

اين حديث شريف، به چند اصل از اصول دولت عدل جهاني مهدوي اشاره دارد:

الف) دولت مهدوي، جهاني خواهد بود و حکومت‌هاي منطقه‌اي و قومي از بين مي‌رود؛

ب) در دولت مهدوي باورها و ارزش‌هاي ديني تقويت مي‌گردد و ارز ش‌ها و سنت‌هاي متروک و فراموش ‌شده احيا مي‌شود؛

ج) بدعت‌ها و ضدارزش‌ها نابود مي‌گردد و از ظلم و تبعيض و بي‌عدالتي در آن جامعه خبري نخواهد بود؛

د) سنت امر به معروف و نهي‌ از منکر در جامعه احيا  ، ظلم و بيدادگري، از ميان رخت برمي‌بندد و عدالت‌گستري جاي آن را مي‌گيرد.

- مهدويت و پايان تاريخ:

ابوبصير در مورد تفسير آيه مبارکه«gهُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»[32]، از امام باقر(ع) چنين نقل مي‌کند:

والله ما نزل تاويلها بعد و لاينزل تأويلها حتي يخرج القائم فاذا خرج القائم لم يبق کافر بالله العظيم و لا مشرک بالامام الا کره خروجه حتي لو کان کافر أو مشرک في بطن صخرة لقالت: يا مؤمن في بطني کافر فاکسرني و اقتله؛[33]

وقتي دين مقدس اسلام بر تمامي اديان غالب گرديد و دولت حق مهدوي تشکيل شد، کساني که عليه اين نظام الهي دسيسه نمايند، در هر نقطه از زمين باشند به کيفر عمل خود خواهند رسيد.

10- پي‌آمد‌هاي دولت جهاني مهدوي:

حکومت مهدوي آثاري در پي دارد، از جمله:

-1عدالت:

يکي از دست‌آوردهاي مهم و اساسي دولت مهدوي که در آيات قرآن و روايات به آن اشاره شده، عدالت‌محوري و دادگري است. مثلاً در روايات آمده وقتي قائم، قيام مي‌کند، جهان را پر از عدل و قسط مي‌نمايد، همان‌گونه که پر از ظلم و جور شده است. رسالت عدالت‌گستري حضرت مهدي در گستره زمين مسئوليتي الهي است همسايگان تصور مي‌کنند اعضاي يک خانوده‌اند؛ شهروندان ازحکومت هراس ندارند و حکومت از شورش شهروندان در امان خواهد بود.

2امنيت جهاني:

در دولت مهدوي چنان امنيت جهاني برقرار مي‌شود که زنان بدون همراه‌داشتن محرم، مسافرت‌ مي‌کنند و با هيچ مشکلي مواجه نمي‌شوند. حضرت علي7 در اين باره مي‌فرمايد:

حتي تمشي المرأة بين العراق الي الشام لاتضع قدميها الا علي نباتها والي رأسها زيبلها لايهجها سبع ولاتخافه؛[34]

در حکومت مهدوي، چنان امنيت فراگير و جهاني حاکم خواهد شد، که وقتي زني بين عراق و شام مسافرت مي‌کند، در تمام مسير روي سبزه‌ها قدم مي‌گذارد و تمام زيورآلات خود را همراه دارد، اما هيچ‌گونه احساس ترس و ناامني نمي‌کند.

-3. فرح و شادماني عمومي:

در سايه دولت مهدوي، فرح و شادماني عمومي حاکم است. برکات و خيرات الهي شامل حال مردم مي‌شود. «يفرح به اهل السماء و اهل الأرض، و الطير و الوحوش و الحيتان في البحر؛ علاوه بر انسان‌ها شادماني و فرح و آسايش، شامل پرندگان و حيوانات وحشي و ماهي دريا نيز مي‌شود».[35]

4-رفاه عمومي و فقرزدايي:

مردم در دولت عدالت‌گستر مهدوي، به کلي تغيير روحيه مي‌دهند و از لحاظ مادي و معنوي به حد کمال مي‌رسند و صلح و صفا و صميميت جهان را فرا مي‌گيرد. خداوند برکات خود را بر اهل زمين نازل مي‌کند و رحمت و فيضش، همه افراد را فرامي‌گيرد. در نتيجه، تمام گرفتاري‌ها، قحطي‌ها و بدبختي‌ها پايان مي‌پذيرد. زيرا تمام بدبختي‌ها و کمبود‌ها و گرفتاري‌ها و حتي نزول بلاياي آسماني و زميني در اثر نافرماني بندگان و خاضع‌نبودن آنان در برابر خالق جهان است.[36]

پيامبر اسلام مي‌فرمايد:

زمين در زمان دولت مهدوي به نور الهي روشن مي‌شود و مردم در رفاه و آسايش عمومي به سر مي‌برند و داراي وسعت رزق مي‌شوند، به طوري‌که، اگر کسي بخواهد زکات و صدقات بدهد، دنبال فقير و مستحق مي‌گردد، اما چنين فردي را پيدا نمي‌کند چون همه مردم از نعمات الهي برخوردارند و در ثروت‌مندي و بي‌نيازي به سر مي‌برند.

نظام بين‌المللي موجود چون به ارزش‌هاي ديني متکي نيست و بازي‌چه دست زورمداران و ثروت‌مندان قرار دارد، نمي‌تواند عدالت را برقرار کند و امکانات مادي را به‌طور عادلانه توزيع نمايد، بلکه عده‌اي قدرت‌طلب بر تمام امکانات سلطه دارند. اما در جامعه جهاني مهدوي، از استضعاف و بهره‌کشي وبي عدالتي خبري  نیست.

 

.شکوفايي علم و دانش :

يکي ديگر از ويژگي‌هاي حکومت مهدي، توسعه و گسترش علم و دانش است. پيشرفت‌هاي علمي آن عصر در حد تصور نيست. طبق فرمايش امام صادق(ع)علم و دانش 27 حرف است. همه علوم و فنوني که پيامبران به جامعه‌ بشري عرضه داشته‌اند، فقط دو حرف آن بوده و بشر با تمام تلاش و پيشرفت علمي تنها توانسته همين دو حرف را بشناسد، امام بعد از ظهور، 25 حرف ديگر آشکار مي‌گرداند و آن حضرت دو حرف ديگر را به آن ضميمه مي‌کند و تمامي 27 حرف را در ميان مردم منتشر مي‌کند.[37]

امام علي(ع)مي‌فرمايد:

هيچ علمي نيست، مگر اين‌که آن را مي‌گشايم و هيچ سري نيست، مگر اين‌که قائم ما به آن پايان مي‌دهد.

در حديث ديگر آمده است:

در زمان قيام قائم، علم و دانش چنان به بشر ارزاني مي‌شود و دروازه‌هاي حکمت به روي مردم گشوده مي‌گردد که زنان در خانه از احکام الهي آگاهي کامل دارند و طبق کتاب خدا و سنت رسول‌الله در ميان مردم حکم مي‌کنند.

کارگزاران حضرت در اقصي‌نقاط عالم با امداد‌هاي الهي، بر اساس علم و آگاهي و عدالت‌محوري حکومت مي‌کنند؛

ان المومن في زمان القائم و هو باالمشرق ليري اخاه الذي في المغرب و کذا الذي في المغرب يري اخاه الذي باالمشرق؛[38] اذا قام قائمنا وضع الله يده علي رؤوس العباد فجمع عقولهم و کملت به احلامه[39] در زمان ظهور حضرت، عقل انسان‌ها به برکت وجود ايشان کامل مي‌گردد و انسان‌هاي مشرق‌زمين، ازحال انسان‌هاي مغرب‌زمين اطلاع و آگاهي کامل دارند و آنها را مي‌بينند و از حالشان اطلاع دارند، روابط بين شرق و غرب بر اساس برادري و اخوت اسلامي است. ديگر از جنگ و برخورد فرهنگ‌ها و تمدن‌ها خبري نخواهد بود و بر جامعه بشري فرهنگ واحد حکومت مي‌کند و شهروندان همه يک‌سانند.

 -6مهدويت و صلح جهاني:

برقراري صلح و آرامش، آرزوي ديرينه جامعه بشري است و متفکران براي برقراري صلح در جامعه تلاش علمي وسيعي انجام داده‌اند و کنفرانس‌ها و همايش‌هايي نيز در اين زمينه برگزار شده است. تشکيل جامعه ملل و سازمان ملل متحد و سازمان‌هاي تابعه هدفي جز برقراري صلح و پرهيز از جنگ ندارند و بر اين اساس، حقوق بين‌الملل وضع و تدوين شده است. يکي از مباحث اصلي حقوق بين‌الملل، چگونگي استقرار صلح و جلوگيري از جنگ در جامعه ‌جهاني است اما چون اسير قدرت و سياست بين‌الملل است، رسالت اصلي را خود نتوانسته انجام دهد و به ثمر برساند، بلکه به صورت ابزار توجيه و اهرم فشار در دست قدرت‌هاي بزرگ قرار دارد که درسايه عناويني مانند حقوق بشر، حمايت از ملت‌هاي تحت ستم و مبارزه با تروريسم و... هرگونه تجاوز و ظلم را به جامعه انساني روا مي‌دارند. بنابراين، قانون واحدي بايد بر کل جامعه بشري حاکم باشد که از منبع وحي سرچشمه گيرد و مجريان قانون نيز جز اراده خداوند و مصالح کلي بشر را در نظر نگيرند. در گذشته، رژيم‌هاي مختلف سياسي نيز آروزي حکومت واحد جهاني را در سر داشتند.

 ولی اين آرمان جامعه بشري که از تعاليم انبيا سرچشمه مي‌گيرد و خداوند در قرآن‌کريم وعده تشکيل آن را به صالحان داده، وعده‌ ي حق است. اين آرزوي ديرينه را امام زمان با تشکيل دولت مهدوي و برپايي صلح، عدالت و امنيت جهاني برآورده خواهند ساخت.

 11- نتيجه: بعثت سرآغاز دعوتي  است که بشريت را بسوي سعادت وکمال رهنمون مي گرداند وهد ف ازبعثت، تربيت وبرقراري عدالت د ر بين جامعه انساني است واين ماءمول که بر قراري عدالت درسطح کل مردم باشد برآورده نمي شود مگر با تلاش ممتد وپي گير رهبران الاهي ومعصوم؛ بد ين جهت خداوند متعال غدير را جهت ادامه مسير بعثت قرارداده است که اين نهضت تا به مرحله پخته گي تحت هدايت ورهبري  رهبران معصوم وآسماني به سمت برقراري عدالت  وبر چيد ن ظلم واستبداد به پيش رود که اند يشه غد ير از سرچمشه بعثت که  قرآن کريم، منبع اصلي دکترين اسلامي باشد  نشاءت مي گيرد، غد ير که خاستگاه اصلي اند يشه امامت وخلافت است به عنوان مظهر رهبري آسماني  د ر جامعه انساني است که انسان هاي، الاهي براي هدايت وتربيت مردم وفضا سازي تشکيل حکومت عدل جهاني تلاش نموده اند وتشکيل حکومت عدل جهاني اهداف عالي وبرين  نظام سياسي اسلام است که در قالب بعثت آغاز شده است وبا مهدويت  به مرحله تحقق وفعليت مي رسد  د ر حقيقت بعثت ، غد ير ومهدويت مباني وزير ساخت  نظام سياسي د ر تفکر شيعي است که برايند اين تفکر واند يشه، برقراري حکومت عد ل جهاني است که در قالب انتظار و اعتراض بر وضع موجود وتلاش براي د ست يابي به وضع مطلوب ادامه دارد  بعثت ، غدير ومهدويت موءلفه هاي است که بيان گر  انسجام منطقي تفکر سياسي اسلام  از آغاز تا انجام است که مبدء ومنتهي سير تکامل تاريخ بشريت را تا پايان تاريخ  به روشني با ااستناد به مباني واصول نظري متقن ومعتبر که بر گرفته از منابع وحياني وتعاليم آسماني است. بيان ميدارد وآينده مملو از اميد به آ ينده ي روشن ودرخشان را فرا روي بشريت قرار مي دهد



[1]  بهروز لک، غلام رضا، سياست ومهدويت، انتشارات حمکت رويش،،قم1384 ص،ٌ53

[2]. مدني سيد جلال الدين، مباني و کليات علوم سياسي، ج1، نشرپايه‌دار.ص،134

[3]. همان، ص231.

[4]. سوره يونس، آيه14.

[5]. سوره فاطر، آيه39.

[6]. سوره ص، آيه26.

[7]. سوره بقره، آيه30.

[8]. سوره فرقان، آيه1.

[9]. سوره اعراف، آيه158.

[10]. سوره سباء، آيه28.

[11].ه صافي‌گلپايگاني،لطف الله، امامت و مهدويت، ص101، انتشارات حضرت معصومه3، قم 1378.

[12].  خلييان، سيد خليل،حقوق بين‌الملل اسلامي، ، نشر فرهنگ اسلامي، 1375.ص

[13]  سوره جمعه/2

[14] سوره حديد/25

[15]  خميني، روح الله، صحيفه نور انتشارات وزارت فر هنگ وار شاد اسلامي، تهران، ج20ص،28

[16] سوره مايده/67

[17]  ر.ک. حسيني فيروز ابادي، سيد مرتضي، فضائل لخمسه من الصحاح السته، انتشارات مجمع جهاني اهل بيت،قمف1422صص257-258

 جمعي نويسند گان، الامامة وو لو لاِية في القرآن، مطبعه الخيام،قم،ص88

[18]  حسن عباس، حسن، ساختار منطقي انديشه سياسي اسلام، ترجمه مصطفي فضائلي،بوستان کتاب،قم،1383ٌ،ٌص345

[19]  حسن عباس، حسن، ساختار منطقي اند يشه سياسي اسلام، ترجمه مصطفي فضائلي،بوستان کتاب،13183ص،383

[20]  مايده/55-56 براي اگاهي از تفسير وشاءن نزول آن به منابع زير رجوع کنيد:

 جمعي نويسندگان، الا مامة و لولاية في القرآن، جمعي نويسندگان مطبعه الخيام، قم1399ق.ص58

 شرف الدين، عبد الحسين، المراجعات، مطبعه الکيلاني، قاهره بي تا،ص28

 

[21] احزاب /33

[22]  ر.ک: محمد تقي حکيم الاصول العامه للفقه المقارن مجمع جهاني اهل بيت،قم،ص151

[23]  همان منبع،ص388

ر.ک. حسيني فيروزآبادي، سيد مرتضي، فضائل الخمسه من الصحاح السته، انتشارات مجمع جهاني اهل بيت،قم 1422ج1ص،266

 ر.ک. جمعي نويسند گان الامامة والولاية في القرآن، مطبة الخيام،قم،بي تا صص،153به بعد

[24]  ناظم زاده قمي، سيد اصغر، تجلي امامت، انتشارات بوستان کتاب،قم1378،ص53

ر.ک.  حسيني فيروزآبادي، سيد مرتضي، فضائل الخمسه من الصحاح السته، مجمع چهاني اهل بيت،قم 1422ج،1ص462

[25]. نک: حسيني‌صدر، سيد علي، الامام المنتظر من ولادتة الي دولتة انتشارات دليل ما،قم1424، ص368،

 خميني، روح الله حکومت اسلامي ولايت فقيه،صص59-60

[25]. نک:  حسيني‌صدر، سيد علي، الامام المنتظر من ولادتة الي دولتةانتشارات، دليل ما، قم 1424هـ .ق.ص،367

[26] تقوي، سيد حسين، حضرت مهدي از ظهور تا پيروزي، ص245.

[27].  طبسي، نجم الدين، چشم‌انداز حکومت  امام مهدي، بوستان کتاب،.قم ص،167

[28]. سوره آل‌عمران، آيه83.

[29]. مجلسي محمد باقر،، بحار الانوار، دارالکتاب  العربي،بيروت، ج52، ص340؛

 2: ابن صباغ مالکي، فرايد السمطين، موسسه المحمودي للطباعة والنشر يروت، ج2، ص318.

[30]. سوره حج، آيه41.

2 مجلسي، محمد باقر،. بحارالانوار دار الکتاب العربي،بيروت، ج51، ص47

 جوييني خراساني، فرايد السمطين، موسسه المحمودي للطباعة والنشر، بروت، ص312؛

 ابي الحسن  اربلي ،کشف الغمة في معرفة الا ئمه، دارالکتاب الاسلامي ،بيروت، ص255.

[32]. سوره توبه، آيه22.

[33] مجلسي، محمدباقر،. بحارالانوار، دار الکتاب العربي،بيروت ج52، ص324؛

  حنفي قندوزي، سليمان، ينابيع المودة، منشورات رضي، ج2، ص537؛

يوسف بن يحيي مقدسي شافعي، عقدالدرر في اخبارالمنتظر، ص204.

[34]. همان، ص316.

[35]ر.ک.. لطف‌الله صافي‌گلپايگاني، منتخب الأثر، انتشارات حضرت معصومه،قم ص589؛

ر.ک. ا بن صباغ مالکي، علي بن محمد، الفصول المهمةفي معرفة الائمه، ص1108.

.[36] الهامي، داود، آخرين اميدانتشارات مکتب اسلام، ص276.

[37] مجلسي، محمد باقر،. بحارالانوار، دار الکتابالعرب ،بيروت ج52، ص336؛

عاملي، شيخ حر  اثباة الهداة، بي جابيتا ج3، ص593؛

 کليني، محمد ابن يعقوب، اصول کافي، ج1، ص25؛

 طبرسي،  ابو  علي الفضلاعلام الوري باعلام الهدي، موسسه آل البيت ،قم، ص290.

[38] صافي گاپايگاني، لطف الله،. منتخب الأثر انتشارات حضرت معصومه،قم، ص607.

 

.

 

 

ضامن علی حبیبی | 7:40 - سه شنبه 1386/12/28
+
 
حق وتکلیف در دولت مهدوی

 

 حق ، تکليف  در دولت مهدوی:

ضامن علی حبیبی

 چکيده:

 نوشتار حاضر،  د ر پي د ر يا فت پاسخ به اين پرسش  است که هر نظام سياسي  براي تبين رابطه حق وتکليف، معيارها ومرزهاي مشخصی دارد که در پر توي آ ن حقوق وتکليف دولت وشهر وندان تبين مي شود

 آ يا د ر دولت مهدوي نيز بحث حق وتکليف مطرح است نظام سياسي مهدوي براي شهر وندان حقوق قايل است؟ يا اينکه  دولت مهدوي صر فا دولت اقتدار گرا وتکليف محور است   وشهر وندان فقط مکلف اند که از نظام حاکم اطاعت نمايند؟

 براي د ر يا فت پا سخ، بدون پيش داوري وتحميل يافته هاي ذهني خود بر  تفکر مهدويت، به ا دله وروايات وبرخي آ يا ت قرآن کريم بايد متمسک شد که آ نچه ا ز روايا ت  وآموزهاي د يني بر مي آ يد اين  است که رابطه حق وتکليف دو طرف است يک سري حقوق دولت بر مردم دارد که مردم ملزم ا ند  آن را رعا يت کنند تا دولت با همکاري وهمراي وهم دلي مردم بتواند اهداف وبر نامه هاي اصلاحي را که دارد به انجا م برساند حقوقي مانند حق اطاعت، حق بيعت  ووفاء به بيعت  وحق اجا بت در فراخوان هاي عمومي ودعوت به همکاري...  از زمره حقوق ا ست که دولت بر مردم دارد.

ولي متقا بلا، مرد م حقوقی بر دولت مهدوي دارند که دولت مکلف است آن را بر آورده نمايند مانند بر قراري عدالت، امنيت و  فراهم سازي بستر مناسب براي آموزش وتربيت  وايجاد رفاه وآسايش ومبازره با فقر اقتصادي ، فر هنگي وتبعيضات نارواي اجتماعي ورشد عقلانيت واخلاق وپرورش فضايل انساني...

الف) مقدمه: واژگان کليدي:حق، تکليف، دولت ومهدويت عدالت، امنیت واطاعت ،بیعت

 مقدمه:

 

از گذ شته دور، وقتي که بشر بر اساس در ک عقلاني، ضرورت زند گي جمعي وجامعه سياسي سازمان يافته را پذيرفتند ، مرد م به د و گروه حاکم ورعيت، فرمان روا وفرمان بر دار تقسيم شدن،از اين جا مسا له اي، حق وتکليف مطرح گرد يد از  طرفي حکومت براي اعمال حاکميت، سلطه واقتدار نياز مند بسط يد وقدرت سياسي مي باشد که از لازمه آن پزيرش مردم است که اين حق را براي حکومت قايل شوند وخود را د ر مقابل حکومت مکلف احساس نمايند واز طرفي ديگر چون خا صيت قدرت، طغيان گري وفساد است ومردم درخطري طعمه اي قدرت طلبان قرارداردحس بر تري جوي وقدرت طلبي حاکمان ممکن است مردم را به عنوان برده وبنده در اختيار حاکم قراردهند.

 ا ين جاست که مساله حقوق عمومي وآ زاد يهاي فردي مطرح مي شود  ودولت ها مکلف وملزم  مي گردند که حدود وحريم آزادي هاي  فردی را رعايت نمايند وخود را  مطلق العنا ن احساس نکنند واز طرفي د يگر شهر وندان نيز بايد مرافب باشند به بهانه اي آزاد يهاي  فردي، هنجار شکني نکرده به حقوق عمومي تجاوز ننمايند

 در اين صورت بحث حق وتکليف مطرح است  چون حق از مفاهيم «ذات الاضافه» است که قوام اش به د و طرف است ذي حق« ومن له الحق» ومکلف « من عليه الحق» کسيکه  مکلف است حق را رعايت کند

 هر نظام سيا سي با اين پرسش مواجه است که چگونه رابطه حق وتکليف را تبين کند ، پاسخي در خور شا ن ومناسب بدهند نظام سياسي اسلام، با گرايش مهد ويت نيز  در زمينه حفظ حقوق وتکا ليف دولت وشهروندان راهکاري مناسبي را فرا، روي علاقمندان قرار داده ا ست  که لازم به نظر مي رسد با استناد به منابع متقن ومعتبر د يني، رابطه حق وتکليف در دولت مهد وي وا کا وي گردد تا روشن شود که رابطه حق وتکليف در د ولت مهدوي چگونه ترسيم مي شود وبا کدام مد ل، از نظام هاي سياسي که تا هنوز بشریت تجربه نموده اند سنخيت دارد يا مد ل جد يد ي از رابطه حق وتکليف را ترسيم مي نما يد.

 پرسشي را که بايد پاسخ دهيم اين است. که آيا د ر د ولت مهدوي شهروندان حق دارند. ود ولت خود را مکلف در برابر شهروندان مي داند؟ تا به مطالبات ونيازمندي هاي آنان رسيد گي نمايد يا اينکه دولت اقتدار گرا وتکليف محورا ست  ومرد م فقط مکلف اند. نه ذي حق؟

ب) واژه شناسي وتبين مفاهيم:

1- حق د ر لغت:

حق ريشه اي عربي دارد که  در لغت عرب به  صورت مصدر يا صفت مشبه در معاني مختلفي چون خلاف باطل، ضد باطل  وبه معناي صحيح وثابت آمده است[1] وبه معناي ثبوت، صحت، وصدق آمده است[2] عدل، موجود و ثابت   در معناي  آن است ودر فارسي نيز به معا ني بسياري ما نند راستي، درستي عدل وداد ، نصيب  وبهره، سزاواري وشايستگي به کارفته است [3]

 براي حق يک معنايي جامع وجود  دارد  وچند معنايي خاص ودر قرآن مجيد واژه حق به معاني متفاوت به کار رفته است.

 يکي از نويسندگان در  باره تبين مفهوم حق چنين مي نويسد: حق يک معنايي جامع دارد وچند معناي خاص ؛ معناي جامع آن مشترک ميان همه معاني است ، حق معناي جامعي دارد که اگر به شکل مصدر ي استعمال شود، به معنايي« ثبوت»است واگر به صورت وصفي به کار رود به معناي ثابت» است. ومعاني خاص وجزيء آن، که ا ز راه تقابل فهميده مي شود بدين قرارا است [4]که گاهی حق در برابر باطل قرار می گیرد مثل جاء الحق وذهق الباطل[5]» وقل جاء الحق وما یبدوء الباطل وما یعید[6] وگاهی در برابر ضلال وگمراهی قرار می گیردمثل: ما بعد الحق الا الضلال[7] وگاهی در  مقابل سحر وجادو می آیدکه مصداق باطل اند مثل ماء جتم به السحر ان الله سیبطله[8] وگاهی در مقابل هوای است مثل ولو اتبع الحق اهواهم لفسدت السموات والارض[9]

 حقوق در اصطلاح:

 

 در اصطلا ح عبارت است از تواناي که شخص بر چيزي يا بر کسي داشته باشد اصل اين است که هر حق قابل انتقال به غير ونيز قابل اسقاط است ممکن است حقي مشاع باشد[10]

 در نظا م حقوقي، واژه حقوق که جمع حق است کار برد هاي متفاوت وگوناگون دارد:

1=«حقوق» به مجموع قواعد ومقررات الزامي گفته مي شود که حاکم بر روابط افراد جامعه وتنظيم کننده روابط اجتماعي است. حقوق را در اين معنا به عنوان حقوقي ذاتي نيز مي نامند چون روابط اجتماعي، چهر ه هاي گوناگون ومتنوعي دارد، حقوق يعني قواعد ومقررات حاکم بر روابط اجتماعي نيز قلمرو گسترده اي پيدا مي کند... واژه حقوق در اين معنا هميشه به صورت جمع به کار مي رود ومفرد ندارد[11]

2- واژه در کاربرد ديگر، به امتيازات واختياراتي گفته مي شود که افراد جامعه ازآن برخور دارند، ما نند حق مالکيت،آزادي، حق رئ وما نند آن حقوق د ر  اين مفهوم هم به صورت جمع وهم به صورت مفرد(حق) به کار مي رود[12] وگاهي ازآن به حقوق فردي تعبير مي شود واژه حقوق در تعابير حقوق وآزاديهاي عمومي، حقوق ملت حقوق وتکاليف  مردم ومانند آن به همين معناست.[13]

 1- تکليف در لغت:

   عبارت از امری است که موجب ثواب وعقاب باشد در عرف متکلمین ، عبارت است از بعث کسیکه اطاعت اوواجب است به چیزیکه مشقت دارد ابتدا بشرط اعلام[14] دیگری می نویسد: تکلیف عبارت است از وادار کردن به امریکه مشقت دارد[15] لغت شناسان فارسی نیز قریب به همین مضمون معنا  تکلیف را  معنا نموده اند در فر هنگ لغت فارسی(لغت نامه دهخدا) می نویسد: فرمان به کاری دادن وحکم باجرایی امری کردن وزحمت دادن[16] همان گونه که از تصریح لغت شناسان عربی وفارسی استفاده می شود در معنای تکلیف دو عنصر نهفته است یکی بعث وادارد نمودن ودیگری مشقت وزحمت، وادار نمودن به هر کاری مشقت بار وبازحمت را تکلیف گویند

 

2- تکليف در اصطلاح:

 تکليف عبارت از انجام فعل يا ترک فعلي است که قانون گذار فرد  را ملزم کرده است وهر گاه بر خلاف آن رفتار نمايد به جزايي که در خور آن است. دچار مي گردد[17] به بيان ديگر کليه الزامات قانون را مي توان تکليف ناميد[18] والزامات قانون گاهي در قالب امر است مثلا خداوند امر فرموده است که  بايد مرد نفقه زن وهمسرش رابدهد اين يک تکليف قانوني به عهده شوهر  ويک حق قانوني براي زن است که در صورت خود داري از پر داخت مي تواند شکايت نمايد يا تکليف در قالب نهي است مثلا خداوند فرموده است که نبايد سرقت  ياخيا نت در امانت ويا کلاهبرداري کرد اگر چنانچه کسي مر تکب اين قانون شکني گردد  مجازات مي گردد اين نهي ايجاد تکليف مي کند براي تحقق هر تکليف، دست کم سه رکن اساسي لازم است.

اول: مکلف يعني کسي که ملزم به انجام يا تر ک امر معيني شده است.

 دوم: مورد تکليف وآن امري است که بايد شخص مکلف به جا آورد يا تر ک  نمايد

 سوم: رابطه حقوقي يعني رابطه  تصوري واعتباري که بين مکلف ومورد تکليف وجود دارد. محتواي اين رابطه اعتباري ، همان الزام واجبار است علاوه بر اين سه رکن برخي حقوق دانان ضمانت اجراء وجزاي مناسب  براي تخلف از تکليف را نيز  از  ا رکا ن تکليف دانسته است[19]

دولت:

1- دولت در لغت:  وجمع آ ن  د ول به معنايي استيلاء است« کانت عليهم دولت» يعني ما بر آنها  غلبه وتسلط داريم وبه شهري که داراي حاکميت، استقلال سياسي باشند مي گويند دولت دارد[20]

2- دولت در اصطلاح:

 دولت وحکومت از قديمي ترين مفاهيم سياسي است که در معاني متفاوت کار برد دارد:

الف)   دولت به معنايي  کشور که عبارت است از اجتماع  انسان  ها در سر زميني مشخص با حکومتي سازمان يافته که بر آنها اعمال حاکميت مي کند

 ب)- دولت به معنايي حکومت، شامل مجموعه اي  هيات  حاکمه وسازمان حکومت ونهادهاي حکومتي؛

ج) دولت به معناي بخش اجرايي وهيات وزيران در يک کشورودر درون يک حکومت است [21]

ج) ماهيت دولت مهدوي:

 نظام هاي  سياسي مختلف ود و لت هاي گوناگون با شعار هاي مختلف وفلسفه های سياسي متفاوتي، که تا هنوز  در جامعه بشري ظهور نموده اند از دولت هاي اقتدار گرا وتو تا ليتر گرفته تا نظا م ها  ودولت هاي  مرد مي وانتخابي وبه تعبير ديگر د موکراسي ومردم سالاري  ودولت های کودتایی نتوانسته  اند آرمان واقعي بشريت را که همان عدالت وامنيت فرا گير باشد برآورده نمايند.

 ولي دولت مهدوي نه ماهيت اقتدار گرایي دارد که جريان قدرت از با لا به پاين با شد و براي مرد م هيچ نقش وسهم د ر نظر نگيرد وحقوق مطالبات آنان بازيجه هوس بازي دولت مردان  قرار گيرد ونه د موکراسي است که مبناي مشروعيت وحاکميت را از مرد م  بر اساس قرار داد اجتماعي بد ست آورند ونه کودتایی است که متکی به شمشیر واسلحه ونیروی نظامی باشد.

 بلکه دولت مهد وي مبتني بر د و رکن اساسي است  که بر اساس آن دو ،رکن رکين مي تواند قابليت الگو گيري براي جوامع امروز بشري باشد و جوامع بشري را درسطح کلان رهبري ،هدایت نمايد  وآن د و رکن عبارت اند:

الف) از مشروعيت الاهي ؛چون امام معصوم خليفه خداوند د ر زمين است وبراي اجراي احکام الاهي ولايت دارد ومشروعيت حکومت را ازنصب الاهي مي گيرد. دولت مهدوی نظام ولایی است که مشروعیت خود را از خداوند می گیرد چون در تفکر اسلامی اصل ولایت وحکومت از آن خدواند متعال است  وکسانیکه بر گزیده خداوند است به بنیابت وخلافت می توانند با اذن  ونصب الاهی متصدی امور  حکومتی واجرای جامعه اسلامی شوند چنانچه خداوند متعال می فرماید:انما ولیکم الله ورسوله  والذین امنوا الذین یقیمون الصلوة ویوتون الز کاة وهم  راکعون[22] که بر اساس این آیه شریفه اصل ولایت  از خداوند است   ولایت رسول وامام در طول ولایت خداوند است.

ب) مقبوليت وهمراي مردم، که نظام سياسي با همراي وهمد لي مردم به فعليت رسيده وکاراي لازم  را خواهد داشت  که اين د و عنصر در د ولت نبوي نيز کاملا هويدا وآ شکار  بوده است که حضرت رسول علاوه بر اينکه  رسول منصوب ومجعول الاهي بود با همراي مردم مد ينه ومهاجران مکه ،توانست نظام سياسي اسلام را د ر مد ينه مستقر نمايد ،نظام سياسي مهد وي که د ر استمرار نظام سياسي نبوي است ازاين دوحيث کار آمدي دارد ودر  مد يريت سياسي کلان جوامع انساني قابلیت الگو گيري را دارا می باشد.

«بنا بر اين نظام سياسي، د يني- مد ني مهدوي بسان نظام سياسي ديني-مدني نبوي ماهيتا نظامي انقلابي، الاهي-مردمي است هم ديني اسلامي است  يعني خدا محور است و بر اساس د ين ، بر عکس، ضد استبدادي به معناي ضد خود رائ وضد خود کامگي وضد خود محوري است.

 وهم مرد مي است که با طلب وتلاش مردم همراه با توفيق الاهي تحقق وچه بسا تد اوم وپيش مي رود[23] ان الذين يبايعونک انما يبايعون الله[24]  این همکاری وهمدلی مردم در دولت مهدوی به شکل مطلوب تحقق عینی خواهد یافت ومردم پروانه وار ،اطراف شمع وجود امام زمان خواهند چر خید

 در هر نظام سياسي کوشش  اصلي، بر اين است که حکومت دوام واستمرار پيدا کند وبراي سا ليان د راز حکمراني نمايد حکومت زماني مي توانند به اين هد ف نا يل شود که از پشتباني انبوه مرد م بر خوردار باشند؛ زيرا اگر اعمال قدرت سياسي از بالا به  پا ين است ماندگاري نظام سياسي ناشي از پزيرش پايني ها از بالاييها است حيات يک نظام، مرهون اعتناء به حمايت دائمي کساني است که بر آنها اعمال قدرت صورت گيرد[25]

 دولت مهدوي با اين د و خصوصيت: مشروعيت الاهي – ومقبوليت کار آمدي مردمي_ مي تواند به آرمان د يرينه بشري جامه عمل بي پوشاند در روايتي از اما معصوم نقل شده است که ايشان فرمودند:« ان دولتنا آخر الدول ولم يبق اهل بيت لهم دولة الا ملکوا قبلنا للاء يقو لوا  اذا راوا سيرتنا اذا ملکنا سرنا بمثل هو ءلاء وهو قو ل الله تعالي» والعاقبة للمتقين[26] دولت مهدوي پايان دولت ها است همه کساني که بخواهند به دولت وحکومت برسند مي رسند تا اينکه وقتي حکومت ما را د يد ن نگويند اگر ما به دولت مي رسيد يم چنين رفتار مي کرديم.

د)  حقوق د ولت وتکليف شهر وندان:

  در اند يشه سياسي اسلام، حکومت وامامت از جايگاه رفيع وبلندي بر خور دار است چون سا زماندهي وقوام جامعه منوط بوجود اما م است  وامام محوري جامعه محسوب ميشود ودولت جهانی مهدوی طبق روایات توسط آخرین امام که ذخیره الاهی در زمین است تشکیل وتحقق خواهد یافت.براي اينکه امام بتواند در جايگاه واقعي خود قرار گيرد به نظم ونسق امور جامعه بي پر دازد از لازمه آن وجود يک سري قواعد حقوقي الزام آور  است که رابطه امام وامت را تبين  کند  وقلمرو حق وتکليف امام وامت در  آن روشن  نماید نظام سياسي با گرايش مهدويت، که از زير مجموعه نظام سياسي اسلام است در حقيقت همان شکل آرماني ، نظام مطلوبي است که پيامبر گرامي اسلام بنيان گذار آن بود وتحقق آن را  در فرجام سير تکاملي جامعه انساني وعده داده است و درقرآن کریم فرموده است « لقد کتبنا فی الزبور من بعد  الذکر ان الارض لله یر ثها عبادی الصالحون[27]  وبر اساس این آیه شریفه فرجام تاریخ حکومت صالحان خواهد بود.

 براي اين نظام سياسي آرماني، يک سري حقوق وتکاليف تعريف شده است که در نوشتار حاضر بررسي مي گرد د.

 حقوق سياسي دولت مهدوي:

  در هر نظام  سياسي يکي از مسا يل اسا سي اعمال اقتدار  وتوجيه  معقول اعمال حاکميت است. وقتي نظام حاکم به صدور فرمان ودستور اقدام  مي کند بايد جامعه  خود را در قبا ل آن مکلف بيداند واطاعت نمايد ودر مقابل تعهدات که نسبت  به امام وحاکم دارند متعهد باشند بین حق وتکلیف دو نوع رابطه وجودارد؛ یکی از آنها این است که بین حق وتکلیف رابطه « تضایف» وجود دارد وقتی می گویم: حکومت برمردم حق دارد؛ بدین معنا است که مردم در مقابل حکومت دارای تکلیف ووظیفه می باشند نیز وقتی گفته می شود: مردم بر حکومت دارای حق هستند بدین معنا است که حکومت در مقابل مردم دارای تکلیف می باشد در این حالت حق حکومت بر مردم ملازم با وظیفه ای مردم نسبت به حکومت است ونیز حق مردم بر حکومت ضرورتا به معنای وظیفه حکومت نسبت بهمردم می باشد به چنین رابطه  ای که بین حق وتکلیف  وجو دارد رابطه تضایف می گویند[28]  حقوق که دولت بر مردم دارند عمدتا حقوق سیاسی-نظامی است که به چند مورد بطور نمونه اشاره می شود:

1- حق اطاعت وفر مان بري:

 اولين حق دولت مهدوي حق  اطاعت وفر مانبري است   امام باقر (ع) مي فرمايد: فمن اطاعه فقد اطاع الله ومن عصاه فقد عصي  الله[29]  امام باقر مي فر مايد : کسي   که اما م مهدي را اطاعت کند خدا را اطاعت کرده است وکسي اگر از فر مان امام معصوم سر پيچي نما يد از فر مان خداوند سر پيچي نموده است اينکه حق  حا کميت وفر مانر واي اما م معصوم به عنوان يک حق  بر مردم واجب دانسته شده است  در بیانی، امام علي(ع) مي فرمايد: والطاعة حين امرکم»[30]  به  خاطر اين است که امام مشروعيت حکومت خود را از خداوند مي گيرد وخداوند بر اساس حکمت بالغه خود امام معصوم را به عنوان  خليفه وجانشين  خود در روي زمين بر گزيده است وهمگان را مکلف نموده است تا از امام معصوم اطاعت نمايند  خداوند مي فرمايد: يا ايها الذين  امنوا اطعيوا   الله واطعيو الرسول واولي الامر منکم»[31] «جابر  بن عبد الله انصاری، می گوید: پس از نزول این آیه خدمت رسول اکرم(ص) عرض کردم ای رسول خدا، خداوند وپیامبرش را می شناسیم، اما اولی الامر کیانند که خداوند اطاعت  آنهارا در کنار اطاعت خود ذکر کرده است؟ پیامبر فرمودند ای جابر ،آنان  جانیشنان من وپیشوایان مسلمانان پس از من هستند. بعد پیامر(ص) یک یک ائمه را نام برد تا رسیدند  به نام مقدس امام زمان(عج) پس آن گاه فرمودند:(دوازدهمین آنها) هم نام وهم کنیه من حجت خداوند بر زمین وباقیمانده ورحمت الاهی در میان بندگان فر زند حسین بن علی(ع) است همان کسی که می  خداوند به دست او شرق تا غرب رافتح کند»[32]  حکومت ولایی امام زمان مشروعیت الاهی دارد واطاعت از چنین حکومتی اطاعت خداوند محسوب می شود

 از طرف ديگر کار آمدي  وتحقق وعده اي  الاهي  در پر توي نظام سياسي مهدوي بستگي به ميزان مشارکت وهمراي مردم دارد   واين مردم اند  که با اطاعت از امام معصوم وولي خدا زمينه  بر پايي نظام ولاي را مساعد مي سازند این اطاعت یک حق است که  امام بر مردم دارد  « دولت نيز بر مردم حقوقي دارد مي بايد رعايت شود  و گرنه در نهايت، خود  مردم زيان مي بيند؛ زيرا توان دولت در انجام وظايف وبرآوردن نياز هاي جامعه به همکاري وهمدلي مردم بستگي دارد هر اندازه مردم در همکاري در انجام وظايف کوتاهي کنند به همان ميزان ازتوان دولت در انجام وظايف کاسته مي شود:

2--- وفا  داري در بيعت:

 

 مرد م مي بايد  به پيماني که با رهبر بسته اند وفادار باشند؛ زيرا با بيعت خود متعهد شده اند که تمامي امکانات خود را در اختيار دولت قرار دهند واورا در تمامي ابعاد  کشور داري ياري ،رسانند  دولت زماني قدرت مند است که پشتباني نيرومند مردم تکيه گاه او باشدآيه انفقوا  في سبيل الله ولا تلقوا بايديکم الي التهلکه به همين حقيقت اشاره دارد[33]  امام علي(ع)  در اين زمينه مي فر مايد : واما حقي عليکم فا لو فاء با البيعة، حق من بر عهده شما اين است که نبست بيعت تان وفا دار باشيد وفا داري يکي از حقوق است که امام بر امت دارد در  دولت مهدوي نيز نبست به وفاداري در بيعت اشاره شده است واين حق است که دولت مهدوي بر مردم دارد امام صا دق (ع) مي فرمايد: اذا اذن الله تعالي للقايم في الخروج صعد المنبر، فد عا الناس الي نفسه ونا شدهم الله  ودعاهم الي حقه وان يسير فهم سنة الرسول الله يعمل فيهم بعلمه فيبعث الله حبريل حتي ياتيه فنزل الحطيم  يقول الي  اي شي تد عوا فيخبره القايم فيقول جبريل انا اول من يبا يعک ابسط يد ک[34] وقتي  خدا وند به حضرت مهدي اذن ظهور بدهد ومصلحت وحکمت الاهي بر اين قرار گير که حضرت مهدي دعوت خود را  آغاز نمايد  بر فراز منبر قرار مي گيرد ومردم رابه سوي خود دعوت مي نمايد ومرد م را سوگند مي دهد  ونبست به حق که بر عهده مردم دارد آنان را دعوت مي نمايد واز مردم مي خواهد به که به سيره رسول خدا عمل نمايد، خدا وند جبريل را مامور مي کند خدمت حضرت مي رسد  وايشان مساله دعوت وبيعت را با جبريل در ميان مي گذارد وجبريل اولين کسي است که با حضرت مهدي بيعت مي کند دومین کسی که با حضرت مهدی بیعت می کند ودر واقع از کار گزاران دولت مهدوی محسوب می شود حضرت عیسی(ع) است پیامبر اکرم براساسی روایتی می فرماید: فیصلی عیسی خلف رجل من ولدی فاذاصلیت قام عیسی حتی جلس فی المقام فیبایعه[35]

 تفاوت بيعت با حضرت مهدي با بيعت با حکام جور  وسلاطين خود کامه در اين است  که

 اولا: در بيعت با حضرت مهدي همه اهل زمين واسمان مشارکت دارد يک دعوت فراگير وعمومي است 

 وثانيا :بيعت جبريل زودتر از مردم دلالت بر مشروعيت الاهي وآسماني اين بيعت مبارک وميمون دارد.

 وثا لثا: خيرات وبرکات اين بيعت آسماني تمام هستي را فرا مي گيرد وقتي امام از مردم در خواست بيعت مي کند مطالبات وخواسته هاي دارد که بايد مردم به آن ملتزم شوند  وآن مطالبات همان  انجام  واجبات وترک ومحرمات است که در کتاب  خدا بيان شده است که نهي از محرمات مانند سرقت، زناو خوردن مال يتيم... وبر انجام واجبات دستور مي دهد  مانند امر به ونهي از منکر...  ورعايت فضايل  اخلاقي  مانند زهد ورع.

 با بيعت نمودن رعايت تکاليف شرعي دوبرابر مي شود چون اولا حکم خدا است بايد به آن ملتزم بود وثانيا با امام معصوم بر رعايت آن تعهد بسته اند که اين بيعت وتعهد شرعي تکليف مضاعفي است  بر مردم.[36] بنا براین اصل وفا داری  وپای بندی در بیعت یکی از حقوقی است که امام بر امت دارد ولی در نظام مهدوی این وفا داری به عالی ترین سطح ار تقا می یابد.

3--  سومین حق خير خواهي دولت:

  سومین حق دولت  مهدوی  بر مردم خير خواهي همگان  براي دولت مردان است.چه در حضورآنان وچه در غيابشان، آحاد ملت بايد همواره خير خواه دولت مردان خدمت گزار باشد والنصيحة في المشهد والمغيب [37]  امام علي (ع) مي فرمايد مردم بايد خير خواه امام باشد در حضور وغياب  از خیر خواهی دریغ نورزند دولت مهدوی با خیر خواهی کارگزاران ومردم شکل می گیرد وبر پهنای زمین  گسترش می یابد

4—اجابت  فراخوان دولت:

چهارمین حق دولت بر  ملت اجابت بدون تعلل است هر گاه دولت براي رفع نيازها وبه ويژه مشکلات خود مرد م را به همکاري فرا خواند هر کس بايد به اندازه وسع وتوانايي خود، اين دعوت را پاسخ گويد دولت به تنهايي وبدون کمک مردم نمي تواند به مشکلات فائق آيد تازماني آحاد  وگروهاي مرد مي با تما مي توان ا ورا يا ري رساند[38]  «والا جابة حين  ا د عوکم»[39] امام مهدي وقتي از مردم بيعت گرفت ومردم باايشان بيعت نمود آن و قت فرا خوان عمومي ،د عوت را شروع مي کند ملايکه ومردم تحت پر چم دولت مهدوي گيرد هم مي  آ يند جهت انجام اصلاحات وانجام آن ماموريت الاهي اقدام مي کند  با گيرد آوري سپاه عظيم از مردمان مخلص وتربيت يافته اصلاحات آغا ز مي شود در آغا ز ا ين انقلاب وخيزش عظيم جهاني، سفياني که مهمترين سد ومانع  در مسیر،بر قراري امنيت ،عدالت  واصلاحات دولت مهدوي است بر چيده مي شود  اما م باقر(ع) مي فر مايد: کاءني با القايم  علي نجف وقد سار اليها من مکة في خمسة الاف من الملايکة جبريل عن يمينيه  ومکايل  عن شماله والموءمنون بين يديه وهو يفرق الجنود في الامصار[40]   سپا هيان حضرت در سراسر زمين پر ا کنده مي شوند  وبر اساس ماموريت که از طرف امام معصوم دارند انجام وظيفه مي کنند اين دعوت به فرا خوان  وهمکاري وهمراي با امام معصوم حقي است که امام بر ا مت دارد ومردم نیز حق امام ودولت مهدوی را رعایت می کنند در  دعوت ها حضور دائمی دارند.

ه) حقوق مرد م وتکليف دولت مهدوي:

  وقتي صحبت از حقوق وتکاليف دولت مهدوي  مي شود لازم است مستند به منابع  ومتون د يني باشد نه اينکه يافته هاي خود مان را بر دولت مهدوي تحميل نمايم ود ر حقيقت بر اسا س پيش داوري خود بخواهيم وظيفه براي امام معصوم تعين نمايم آ نچه از روايات استفاده مي شود دولت مهدوي يک سري اهداف را د نبا ل مي کند  که در حقيقت کار ويژه ي دولت مهدوي محسوب  مي شود ودولت  مهدوي نسبت به آن ا مور خود را مکلف مي داند:

1عدالت گستري ورفع ستم:

 وقتي امام قيام  نمايد يکي از و ظايف ومکلفيت هاي اصلي ايشان برقراري عدالت ورفع ستم از جامعه بشري است  تمام نظام هاي سياسي  که روي کار مي آيند  با شعا ر عدالت محوري وارد ميدان مي شوند اما سر انجام ديده مي شود که  اولين قرباني عدالت است. وستم گري های مدرن با شيوه هاي گو ناگون جاي آن را مي گيرد تا هنوز آن عدالت که خواست همگانی است محقق نشسده است

عدالت  يک امري مطلوبي است که بشريت براي تحقق آن لحظه شماري مي کند وآن عدالت مطلوب وموعود روزي محقق خواهد شد « اذا قام القا ئم حکم با لعد ل وارتفع في ايامه الجور »[41] قدرت سياسي ونظام حا کم وقتي کا ر آمدي لازم را دارد که د ر اجرايي عدالت توانمند وقوي باشد وبتواند در تامين عدالت فراگير،  مقتدرانه عمل نمايد  مهمترين کار ويژه اي که در صد ر فهرست مکلفيت هاي دولت مهدوي قرار دارد وخود را د ر قبا ل آن مکلف مي داند مسا له تامين عدالت ورفع ستم وستمگري از جامعه انساني است مساله عد ل گستري در نظام سياسي اسلام به قد ر با اهميت است.که علاوه بر اينکه جز اهدا ف استراتژيک دولت مهدوي محسوب مي شود در متون د يني وسيره سياسي امام علي (ع) نيز تاکيد فروان شده است امام علي  در يکي از نامه هاي  اش مي نويسد:« وليکن احب الامور اليک اوسطها في الحق واعمها في العد ل وا جمعها لرضي الرعية» اي مالک بهترين کار ها در نظرت بايد عملي باشد که به حق نزديکتر وبراي گسترش عدل مفيد تر وبراي جلب خشنودي مردم جامع تر باشد[42]   در سيره حکومتي امام علي عدالت گستري در  را س امور مطرح است د ر اين بخش نامه حکومتي روي مساله اساسي که جزء مکلفيت هاي دولت د يني است اشاره مي شود   حق مداري يعني محور ومدار کار واعمال انساني حق باشد هر عملي که به حق نزد يک است با يد انجام شود ودوم براي گسترش عدالت مفيد باشد حاکم وزمامدار جامعه اسلامي مکلف است راهکارهاي را ارائه بدهد که براي برقراري عدالت مفيد باشد .

 وسومين: کار ا ين  ا ست که  براي فراهم سازي رضا يت عمومي تلاش نمايد اعمال که در فراهم سازي رضايت عمومي  جامعيت دارد بر گزيده شود.

از ديد گاه امام علي که،  يک حا کم معصوم است  دولت تکليف دارد به اين اموراقدام  نمايد که منجر به برقراري عدالت  وايجاد اعتماد مردم به دولت گردد مرد م داري ، د ر سياسي امام علي جايگاه برجسته دارد « وان افضل قرة عين الولاة استقامة العد ل  في البلاد وظهور مودة الرعية»[43]اين مساله عدالت گستري وحق مداري و رضايت مندي عمومي مخصو ص دولت علوي نمي باشد  دولت مهدوي چون در ادامه واستمرار دولت نبوي ، علوي است نيز  براي برقراري عدل وداد گري تلا ش مي نمايد وآن را بر قرار مي کند. بناء براين  همه معصو مين (ع)استراتژي واحد را د نبا ل مي نمايند بهترين چشم روشني زمامداران معصوم اين است که در قلمرو حکومت او داد گري بر قرار با شد ورابطه حاکم ومردم رابطه عاشقانه باشد  ومرد م با د ل گرمي، دنبا ل حاکم برود واطاعت از حاکم مبتني برعشق واخلاص باشداز امام باقر (ع) در حد يثي نقل شده است« فرمودند: اذا قام قائم اهل البيت قسم با السويه وعدل في الرعية فمن ا طاعه فقد اطاع الله ومن عصاه فقد عصي الله[44]  هر گاه قايم اهل بيت قيام کند، اموال رابه مساوات  تقسيم مي کند ، ودر ميان  شهروندان عدالت را اجرا مي کند پس هر کس او را اطاعت کند خدا را اطاعت کرده است هر که او را معصيت کند خدا معصيت کرده است. از اين حديث شريف  به حق  وتکليف اشاره نموده است.

 حق مردم بر عهده امام وتکليف امام نسبت به مرد م که همان بر قراري عدالت باشد در منابع ومتون د يني امام مهدي با عد ل وعدالت گستري معرفي شده است مانند الباسط  للعدل؛, گسترش دهنده عدالت القائد العادل امام وپيشوايي عادل  قائم به  حق وعادل  وعد ل موعود ومنتنظر گسترش دهنده  عدل در پهناي زمين ،القانم با الحق والعدل قيام کنينده به حق وعدل  والعدل المنتظر ، ناشر العدل  في طول والعرض[45]  

 مساله عدل گستري در دولت مهدوي يکي از فلسفه هاي اصلي تاخير ظهور آن حضرت است تا بشريت همه دولت هاي مدعي عدالت گستري را تجربه نمايند تا بهانه اي نماند که اگر دولت وحکومت در اختيار ما بود چنا ن عدالت بر قرار مي کرد يم امام صادق(ع) مي فرمايد: « ما يکون  هذا الا مر حتي لا يبقي صنف من الناس الا ولو علي الناس حتي لا يقول انا لو ولينا ثم يقوم با الحق  والعدل»[46] امام در مورد فلسفه انتظار وتاخير عصر ظهور  مي فرمايد : ظهور امام عصر تحقق نخواهد يافت تا اينکه همه گروها واصناف به حکومت برسند ومردم حکومت آنان را تجربه نمايند تا اينکه نگويند اگر حکومت به ما مي رسيد مي توانيستم حکومت عدل را بر قرار نمايم

2- اصلاح وتصفيه کار گزاران:

 يکي از ا قدامات اما م د ر عصر ظهور جهت گسترش عد ل د ر پهناي زمين ا ين است که ايشان کاگزاران ظا لم را از تما م زيست گاه زمين بر کنا ر مي کند  وزمين را از گمراه کنيند گان ونيرنگ بازان پاک مي کند به عدالت حکومت  نموده ترازوي عدل را در جامعه انساني  برقرارميکند با چنين وضعيت زندگان آرزوي بازش

گشت مر دگان را مي نمايد« امام علي (ع) مي فرمايد: ليعزلن عنکم امراء الجور وليطهرن الارض من کل عاش وليعلمن باالعدل وليقومن فيکم با ا لقسط وليتمنن احياءکم رجعة الکرة[47]

 مهدويت وعدالت دو روي  يک سکه اند وقرين وهم نشين يکد يگر اند وقتي از عد ل، عدالت همه جانبه وفراگير صحبت مي شود ا ز آ ن حکومت ود ولت مهدوي به ذهن تبادر مي کند وقتي ازدولت مهدوي صحبت کنيم با ز عدالت جهان شمول مهدوي درخاطره  ها زنده مي شود حکومت مهد وي يعني حکومت امام عادل ومعصوم که  تمام زيست گاه زمين را از مفسدان وظا لمان پاک مي کند دولت مهدوي آخرين پناه بشريت است که براي  تحقق آرزوي د يرينه  ي  شان که همان عدالت باشد به آن پناه مي برد بنا بر اين تا تصفيه در کار گذاران حکومتي صورت نگيرد افراد صا لح وشايسته جاي گزين افراد ظالم وستم پيشه نگردد  عدل ومساوات بر قرار نخواهد شد.

3-امنيت وآسايش  عمومي:

 يکي از وظايف اصلي تمامي نظا م هاي سياسي حراست وپاسداري از حقوق عمومي است  ودر زمره حقوق عمومي امنيت وآسايش عمومي قرار دارد که دولت ها مکلف اند نبست به بر قراري امنيت در قلمرو دولت وحيطه حاکميت خود تلاش ورزند وامنيت را بر قرار نمايند  ودولت مهدوي نيز در اين زمينه راهکارهاي مناسب را  سنجيده است

   سومين: محور رسالت وهدف مندي دولت مهدوي را بر قراري امنيت عمومي مي داند ومي فرمايد: آمنت به السبل واخر جت الارض برکاتها ورد کل حق  الي اهله[48] در زمان قيام حضرت قائم امنيت عمومي بر قرار مي گرد د ودشمني عداوت از بين مردم بر داشته مي شود بر کات زمين بر مردم، سرا زير مي گردد وهر حق به صاحب حق باز گردانده مي شود در حد يثي ديگري جابر از امام با قر (ع) نقل مي کند: که حضرت فرمودند: کاءني با صحاب القائم وقد احاطوا بما بين الخافقين، ليس مکا ن شيء الا وهو  مطيع لهم، حتي سباع الارض وسباع الطير  تطلب  رضاهم في کل شيئ حتي يفخر الارض علي الارض وتقو ل مربي  اليوم اصحاب القائم[49] گويا  که من اصحاب قائم را مي بينم که بر آنچه در شرق وغرب عالم است احاطه نموده اند، وچيزي از اشياء نيست مگر اينکه مطيع ايشان است حتي د رند گان زمين وپرند گان وحشي، خشنودي ايشان را مي طلبد تا اين که زميني بر زمين ديگر مبا ها ت مي کند که مردي از اصحاب قايم برمن عبور کرد در حديث ديگر است« امام علي(ع) مي فر مايد: ولو قد قام قائمنا... لذهبت الشحناء من قلوب العباد، واصطلحت السباع  والبهايم، تمشي المرءة بين العرق الي الشام لا تضع قدمها الا علي النبات والي راسها زيبلها لا يهجها سبع ولا تخافه»[50]    اگر قايم ما قيام کند... کينه ها از دل بند گان خدا زايل مي شود درندگان وحيوانات اهلي با هم صلح مي کنند زني که  مي خواهد راه عراق وشام را بي پيمايد همه جا قدم بر روي سبزه وگياهان مي گذارد ودر حاليکه زيتنهاي خود را  بر سر دارد کسي طمع آن را نمي کند ونه درنده اي به او حمله مي کند ونه د ر ند گان اورا به وحشت مي اندازد.   

 در اين حديث شريف که وضعيت امنيتي عصر ظهور تبين شده است از دوجهت قابل تامل ودقت است اولا حضرت (ع) کلمه زن را به عنوان مثا ل بيا ن مي کند يعني امنيت چنان فرا گير وگسترده است که زنان با امنيت وآرامش کامل مي توانند به مسافرت خود ادامه بدهد بدون کدام ترس ودلهره  وثانيا حضرت مسافرت بين شام وعراق را به عنوان مثا ل بيان نموده است چون در زمان حضرت امير نا امن ترين منطقه بين شام وعراق بود که سارقان مسلح وافراد قطاع الطريق که از طرف حکومت معاويه وحزب اموي تقويت مي شدن به نا امني وچپاول اموال مرد م مي پر داخت امام در بيان زبياي خود وضعيت  امنيتي عصر ظهوررا آن گونه تبين مي کند که د رنا امن ترين منطقه، لطيف ترين موجود وحساس ترين موجود د ر مسا يل امنيتي که زنان باشد با تمام جواهرات وزينت آلات خود مسافرت مي کند کدام واضطراب وتشويش ندارد در حدیث دیگر آمده است حتی تخرج العجوز الضعیفه من المشرق ترید المغرب فلا ینهتها احدا[51] امنیت عصر ظهور چنان گسترده وفراگیر است که اگر یک پیر زن بخواهد خاور وباختر زمین را گردش نماید خوف وهراس ندارد« والقي في تلک الزمان الا مانة علي الارض، فلا يضر شي شياء ولا يخاف شيء  من شيء، ثم تکون الهوام والمواشي بين الناس فلا يوءدي بعضهم بعضا[52] در آن زمان اما نتد اري را در روي زمين بر قرار سازم که هرگز چيزي چيزي را تلف نکند وکسي از چيزي نترسد سپس جانوران وچهار پايان در ميان مردم مي گردند ولي هيچ يک به ديگري زيان وضرر نمي رساند

 « امنيت وصلح واقعي وآرامش از ويژگيهاي دولت آقا امام زمان(عج) است ، خوف زايل مي شود وجان مال وآبروي اشخاص در ضمان قرار مي گيرد ودر سراسر جهان  امنیت عمومي حاکم مي شود واختناق واستبداد واستکبار واستضعاف که همه از آثار حکومتهاي غير الاهي است از جهان ريشه کن مي گردد وحکومتهاي طواغيت به هر شکل وعنوان بر چيده مي  شود[53] فلسفه تشکيل دولت استقرار امنيت واجرايي عدالت وبر خور داري از معيشت وامکانات  شايسته بوده است امنيت نقش ويژه اي  د ر موجوديت  وتداوم جامعه وحکومت دارد به عبارت ديگر امنيت اساس حکومت وحاکميت وحياتي ترين خواسته بشر است[54] اين خواسته واقعي بشر در پرتوي حکومت مهدوي محقق خواهد شد چنانچه خداوند مي فرمايد: وعد الله الذين امنوا وعملوا الصا لحات ليستخلفنهم في الارض کما استخلف الذين  من قبلهم وليمکنن لهم  دينهم  الذي ارتضي لهم وليبدلنهم من بعد خو فهم امنا[55] خداوند به مومنان وکساني که کار شايسته انجام مي د هند وعد داده که چنين حکومتي را نصيب آنان گرداند حکومتي که در آن، رفاه مادي  وامنيت وجود دارد وترس ونگراني ها به امنيت وآسايش تبديل مي گردد[56]

 

  

 

4-            سازندگي وعمران در دولت مهدوي:

 سازندگي وآباداني کشوري که، به پهناي کل زمين وسعت دارد از تکاليف دولت  مهدوي است که به آباداني آن اقدام مي کند

 کار گزاران ودولت مردان دولت مهدوي که افراد صالح وشايسته ي اند از ميان مردم رنجديده بر مي خيزد وبراي آباداني وساز ندگي بلاد وزيستگاه زمين  در پهناي گيتي پخش وپرا کنده مي شوند به بر قراري عدل واحسان وسازندگي زمين مي پر دازند امام صادق (ع) مي فر مايد: يفرق المهدي اصحابه في جميع البلدان ويامرهم  بالعدل  والا حسان ويجعلهم حکاما في الا قاليم ويا مرهم بعمران المدن[57] ياران حضرت مهدي به دستور آن حضرت در همه شهرها پر ا کنده ميشوند  وبه آنها دستور داده مي شود که در شيوه زمامداري عدل، احسان را پيشه  ي خود کرده  به آباداني شهرها بي پر دازند

 وقتي ياران ود ولت مردان د ولت مهدوي به آباداني زمين پر داختند تمام خرابه  هاي زمين را آباد مي نمايد وسازندگي  وآباداني کامل سراسر زيست گاه زمين را فرا مي گيرد « وتظهر له الکنوز ولا يبقي في الا رض خراب الا  يعمره[58] گنجينه هاي که تا هنوز دست نخورده باقي مانده است  استخراج مي شود  وتمام خرابه هاي که از اثر حکومت هاي جور بر زمين باقي مانده است   آبا د مي گرد د.

 

5-- شکوفايي علم ودانش در دولت مهدوي:

 در نظام هاي سياسي- حقوقي، مختلف جايگاه آموزش عمومي ورشد علمي وآموزشي در دستور کار قرار دارد وهر دولتي تلاش مي کند که براي ريشه کند نمودن جهل  و با مظهر جهل، بي سوادي مبارزه نمايند ويکي از علل وعواملي عقب ماندگي وجرم زايي در جوامع را فقر فرهنگي وبي سوادي دانسته  اند  سيستيم هاي مختلف سياسي، راهکاري را براي  تفوق وبر تري بر پديده جهل وبي سوادي در دستور کار دارند وبه آن عمل مي کنند

ولی گذ شت ايام  وتجارب تلخ وشرين ملل وا قوام ساکن د ر گستره زمين، مايه شکوفايي عقل انساني  شده است  وبشريت براي حل مشکلات سياسي ، اجتماعي  واقتصادي وتنظيم روابط سياسي  خود سر انجام به اين نتيجه  خواهند  رسيد  که قادر به حل مشلات وتضاد هاي موجود نمي باشند  واز اين جهت بدون تامل به سروش ملکوتي  ونداي حضرت قائم تسليم مي شوند ودر پرتوي تعاليم الاهي وراهکار هاي مناسب دولت مهدوي به مر حله بالاي از شکوفاي عقل ودانش مي رسند«امام باقر (ع) مي فرمايد: اذا قام قائمنا وضع الله يثده علي روئس  العباد فجمع بها عقو لهم وکملت به احلامهم»[59] آنگاه که قايم قيام کند، خداوند دست ورحمت خودرا  بر سر بندگان خود مي گذارد واز اين طريق، به عقول آنان وحدت مي بخشد وبه وسيله او  خردهاي آنان تکامل پيدا مي کند

 در پر توي شکوفايي علم ، دانش زمينه انقلاب جهاني آن حضرت مساعد مي گردد وصداي آن به اطراف عالم مي رسد« انقلاب جهاني، بدون تکامل صنايع امکان پذير نيست رهبر انقلابي که، مي خواهد صداي خود را به آخرين نقطه جهان برساند، بدون تکامل تاکنيک، امکان پذير نمي باشد، از اين جهت احاديث اسلامي نويد مي دهد که در عصر ظهور امام صنايع به حدي تکامل پيدا مي کند که جهان حکم يک شهر را پيدا مي کند وافرادي که در خاور زندگي مي کنند کساني را که در باختر زندگي مي نمايند مي بيند وسخنان آنان را مي شنوند د ر اثر فن آوري اطلاعات در دولت مهدوي ار تباطات واتصالات آسان مي گردد. قدرت بيناي وشينوايي افزايش مي يابد[60] چنانچه امام صادق در اين مورد مي فر مايد: ان المومن في زمان القايم وهو با المشرق ليري اخاه با لمغرب وکذا الذي في المغرب يري اخاه الذي باالمشرق[61]  ودر حديث ديگر از امام صادق (ع)  مي فرمايد: «ان قائمنااذا قام مد الله لشيعتنا في اسماعهم وابصارهم حتي لايکون بينهم وبين القايم  بريد يکلمهم فيسمعون وينظرون اليه وهو في مکانه»[62]   در حديث سوم از امام صادق روايت شده است که علم  ودانش 27 قسمت شده است اما تا کنون بيش از دو قسمت آن در دسترس بشر قرار نگرفته است ، ليکن هنگامي که قايم قيام کند بيست پنچ قسمت ديگر را آشکار مي نمايد ودر ميان مردم پخش مي کند[63] «از اين روايات استفاده مي شود که در دوران حکومت قائم آل محمد(ص) تحولات شگرف وعميقي در جهان  به وقوع خواهد پيوست.

 «هر گاه اين نوع مطالب در زمانهاي قديم  جاي شگفتي بود، ولي در عصر کنوني که وسايل مخابرات وارتباطات سريع وشگفت انگيز اختراع شده، صدا وتصاوير به وسيله اي امواج به نقاط دور دست فرستاده  مي شود جاي شگفتي نيست.

 امروزه دستگاهي اختراع شده که در سازمانهاي بين المللي وکنفرانسهاي مهم  مورد استفاده است، واين دستگاه سخنان گويند گان را به زبانهاي مختلف تر جمه مي کند بنابر اين چه جاي استبعاد است که سخنان منادي قيام منجي بشريت را هر کس به زبان خود بشنود[64] امروزه  با استفاده از فن آوري اطلا عات مي توانيم پيام خود را در سراسر جهان هم زمان برسانيم چه استبعاد دارد که  در پر توي دولت مهدوي وآموزها  وراهکار هاي مناسب آن، رشد فکري وعقلاني مردم به حدي برسد که قدرت شينوايي وبينايي آنان فرا، زماني وفرا مکاني گردد وبدون استفاده از صنعت وتکنولوژي بتوانند پيام همد يگر را دريافت نمايند. مبارزه با جهل وبي سوادي يکي از وظايفي است که دولت مهدوي عهده دارآن است چنانچه امير المومنين علي(ع) مي فرمايد: وتعليمکم کيلا تجهلوا وتاديبکم کيما تعلموا[65]  تعلیم وتربیت از وظایف دولت  دینی است وفرق نمی کند امام معصوم که  ریس دولت است امام علی باشد یا امام  مهدی.

 

ه از فضل الاهي ثروت مند هستند ونياز به صدقه ندا رند. ا حا د يثي  د يگر نيز د ر اين زمينه وجود دا

6 رفاه وآسايش همگاني:

 يکي از مکلفيت هاي را که دولت ها در کا ر نامه سياسي وتبليغاتي خود قرار مي دهند رفاه وآسايش همگا ني است وتلاش دا رند  مرد م را با وعدهاي تامين رفاه عمومي ، به سمت سوي جلب خود نما يند د ر ميزان مقبوليت وکا ر آمدي خود افزوده واز تبليغات گروه رقيب بي کاهند د ر د ولت مهد وي بحث رفاه وآسا  يش عمومي به جاي  ا ينکه جنبه تبليغاتي داشته باشد صورت واقعي به خود مي گيرد وحد اکثر رفاه  وآسا يش وجود دارد طوريکه د ر سرا تا سر قلمروي حکومت مهدي که همه پهناي زمين است. يک نفر فقير يافت نمي شود  ابو سعيد خدري در روايتي از پيامبر گرامي اسلام نقل مي کند که ايشان فرمودند:« تتنعم امتي في زمن المهدي نعمة لم يتنعم مثلها قط يرسل السماء مدرارا ولا تدع الارض شياء من نباتها الا   اخرجته»[66] در زمان حکومت حضرت مهدي نعمت الاهي روز افزون از آسمان مي بارد وزمين نعمت هاي خود را بيرون مي دهد نباتات بهترين ميوه  ها را مي دهد  رفاه  واسايش امت اسلام در پر توي حکومت مهدوي تامين مي شود برکات اسماني  وزميني بر مردم سرا زير مي شود«  فحنيذ تظهر الا رض کنوزها وتبدي بر کاتها ولا يجد الرجل منکم موضعا لصدقته ولا لبره  شمول الغني  جميع المومنين[67] در دولت مهدوي  ثروت مندي وغني سازي چنان فراگير مي گرد د که اگر کسي بخواهد صد قات خود را به مصرف برساند مورد مصرف پيدا نمي تواند مفضل بن عمر از امام صادق (ع) روايت مي کند که ايشان فرمودند: ان قا ئمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربها و... يطلب الرجل منکم من يصله بما له وياءخذ من زکا ته لا يوجد احد يقبل منه ذلک، استغني الناس بما رزقهم الله من فضله[68] هنگا ميکه قائم ال محمد قيام کند زمين با نور پر ورد گار روشن مي گرد د مردي از شما د نبا ل مستمندي مي گرد د تا زکات وصد قا ت خود را پر داخت کند ولي کسي را پيدا نمي تواند چون هم د ،که از نقل آن خود داري مي شود  بنابر اين  طبق ا حا د يث فوق يکي از کا ر  ويژه اصلي د ولت مهدوي فراهم سازي بستر مناسب براي  رفاه وآسا يش همگا ني است که د ر ا ين را ستا قد م بر مي دارد وبا موفقيت انجام مي شود امام علي (ع) نيز مي فر مايد: وتو فير فييکم عليکم[69] اما م علي در طرح بر نامه حکومتي خود يکي از وظا يف را که براي حکومت د يني تعريف مي کند هما ن بحث رفاه عمومي است مي فرمايد وظيف من به عنوان حاکم اين است که در مورد رفاه وآسايش مادي تلاش نمايم

 استنتاج مطالب پيش گفته:

 از مطالب تاکنون بيان شد به اين نتيجه مي رسيم که رابطه حق وتکليف در دولت مهدوي دوطرفه است وهر جا بحث حق دولت وحاکميت در ميان است  تکليف شهر وندان است .وهر جا که حق ملت به ميان آيد تکلف دولت خواهدبود  هر جامعه اي که اگر اين دو حق را عزيز ومحترم بيشمارد به کمال وسعادت نزديک مي شوددر دولت مهدوي که اوج ترقي وتکامل انسانيت است  اين دو حق از طرف دولت وشهر وندان به خوبي رعايت مي شود وآن دولت آرماني که بشريت در انتظار تحقق آن است سر انجام محقق مي گردد د چنا نچه در تبين حق وتکليف امير المومنين علي(ع) مي فرمايد: فليست تصلح الرعية الا بصلاح  الولاة ولا تصلح الولاة الا باستقامة الرعية فاذا ادت الرعية الي الوالي حقه وادي الوالي اليها حقها عز الحق بينهم وقامت مناهج الدين واعتد لت معالم العدل وجرت علي اذلا لها السنن ، فصلح بذلک الزمان وطمع في بقا ء الدولة ويئست مطامع الا عدا[70] بنا بر اين ، وقتي وضع ملت خوب مي شود که وضع مامورين دولت خوب باشد وضع زمامداران وقتي خوب خواهد بود  که وضع ملت محفوظ ومنظم باشد وقتي مردم حقوق مالي را به دولت پر داخت کردن وزمامدار هم حق مردم را در نظر گرفت وآن را ادا کرد حق در ميان همه عزيز مي شود امور ديني استوار مي گردد نشانه هاي عدالت روي پاي خود مي  ايستد ودستورهاي الاهي در سايه عدالت اجر ا مي گردد در نتيجه روز گار اصلاح مي گردد وانتظار بر قرار ماندن دولت صحيح است دوشمنان  ما يوس  مي گردند

  ا ين تبين زيباي امام علي(ع) از رابطه حق وتکليف  ترسيم از رابطه حق وتکليف در د ولت مهدوي است که  هم زمامداران به حقوق ملت توجه دارند وهم ملت به حقوق دولت  وآثار پي آمد هاي آن در عرصه سياسي ، اجتماعي ظاهر مي شود در د ولت نبوي  وعلوي گرچه زمامدار معصوم، د ر  راءس هرم قدرت قرارداشت ولي به دليل نا آگاهي مردم وکار شکني افراد مغرض نتوانيستند وضعيت مطلوب وآرماني را بر قرارنمايند بلکه به دلیل  ضرورت  هاي  اوضاع وشرايط به وضعيت موجود قناعت ورزيد ند ونشانه ها وعلايم دولت موعود وآرماني را بيان فرمودند

فهرست منابع
 پس از قران کريم تر جمه دکتر رضايي اصفهاني وهمکاران

1 نهج البلاغه  تر جمه مصطفي زماني، انتشارات فا طمة الزهرا، قم138

2 ا لهامي، داود، آخرين اميد، انتشارات مجله مکتب اسلام،قم

3 اما مي ،سيد حسن، حقوق مدني، انتشارات اسلامیه ، تهران،1383

4  ا براهيم، مصطفي، المعجم الوسيط، دار الدعوة

5 ا نطوان نعمه وديگران، المنجد؟

6 ابی الفتح اربلی، ابی الحسن علی بن عیسی، کشف الغمة فی معر فةالائمه دار الکتاب اسلامی،بیروت

7جوادي آملي عبد الله، حق وتکليف، فصل نامه حکومت اسلامي ش26 سال هشتم

8جعفري لنگرودي، محمد جعفر، تير منولوژي حقوق، انتشارات گنج دانش، تهران

9---------------------------- مبسوط در تير مینولوژي حقوق، انتشارات گنج دانش، تهران

 خدا دادي، اسماعيل، عدالت مهدوي ورابطه آن با قدرت ومشروعيت( گفتمان مهدويت) بوستان کتاب،قم

 

10 سبحاني، جعفر ، انديشه هاي جاويد، انتشارات موسسه امام صادق، قم

11 شريعتي، سعيد، حقوق دولت وملت در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، انتشارات کانون جوانان، تهران

12 صدرا ، علي رضا، ظرفيتهاي انديشه دولت کريمه مهدوي( گفتمان مهدويت) بوستان کتاب،قم

13 دهخدا، علي اکبر، لغت نامه، اننتشارات دانشگاه تهران

14عاملي، شيخ حر، اثبا ة  الهداي بي تا، بي جا  15علامه قزويني،  سيد کاظم،لامام مهدي من المهد الي الظهور، انتشارات محلاتي،قم 1380

 

 

16 صافي گاپايگاني، لطف الله، منتخب الاثر، انتشارات حضرت معصومه، قم

17----------------------- امامت و مهدويت، انتشارات حضرت معصومه،قم

18 طريحي ، فخر الد ين مجمع البحرين، موسسه بعثت ،قم

19 طبرسي، ابي  علي الفضل بن الحسن، اعلام الوري، موسسه آل البيت ،قم

20 فرید وجدی، محمد دایرة المعارف قرن عشرین، دار المعرفة بیروت

 21فیومی ، احمد، مصباح المنیر، دار الهجرة،قم

  کاظمی ،سید مصطفی، بشارة الاسلام، بنیاد بعثت، تهران،1368

22مفيد، الارشاد ، انتشارات اسلاميه ، تهران، بي تا

23 مجلسي ، محمد باقر، بحا ر الا نوار، دار الکتاب عربي، بيروت

24معين، محمد ، فرهنگ فارسي معين، انتشارات امي کبير ، تهران

25منصوري، جواد، آثار فردي واجتماعي عدالت مهدوي،( گفتمان مهدويت، )انتشارات بوستان کتاب،قم

26معرفت، محمد هادي،  حقوق متقابل حکومت ومردم( دانشنامه امام علي) انتشارات پژو هشگاه فرهنگ وانديشه، تهران،

27مصباح يزدي، محمد تقي ، نظريه حقوقي اسلام ، انتشارات موسسه آموزشي وپژوهشي اما م خميني،قم

28 مقدسی شافعی، یوسف بن یحیی، عقد الدررفی اخبار المنتظر، موسسه محمودی للطباعة والنشر بیروت

29 نعمانی ، الغیبة؟



[1]  ابراهيم، مصطفي وديگران، المعجم الوسيط، دار الدعوة، استامبول ص178

 

[2] طريحي، فخر الدين، مجمع البحرين، موسسه بعثت ،قم ،1414 ج1 ص434

[3]  براي اطلاع بيشتر به منابع زير رجوع کند:

 فريد وجدي، محمد دايرة المعارف قرن عشرين ، دار المعرفة، بيروت، ج3 ص465

 دهخدا ، علي اکبر، لغت نامه، انتشارات دانشگاه تهران ، ج6 ص8028

 معين محمد، فرهنگ معين، انتشارات امير کبير، تهران1371ج1ص1363

[4]  جوادی آملی، عبد الله ، حق وتکلیف فصل نامه حکومت اسلامی،ش29 سال هشتم ص ،33

[5] سوره اسرا/815

سوره سباء/49

[7] یونس؟32

[8] یونس/81

[9]  مومنون؟71

 9 جعفري، محمد جعفر، مبسوط در تر مینولوژي حقوق، نشر گنج دانش، تهران ،ج3 ص،1669

[11]  حقوق در اين معنا با واژه انگليسي( law) ونيز واژه عربي قانون معادل است

 11معادل انگليسي  اين واژه حقوق به معنايي, rights  است

[13] شريعتي، سعيد، حقوق ملت ودولت در قانون اساسي، کانون انديشه جوان، تهران ،1384 صص21-22

[14]  طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، موسسه بعثت،قم ج3 ص1587

[15] فیومی، احمد مصباح المنیر، دار الهجرة،قم ص537

[16] دهخدا ، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، انتشارات دانشگاه تهران،ج4 ،ص6056

[17] امامي، سيد حسن، حقوق مدني، انتشارات اسلامیه، تهران،1383 ج4 ص11

[18]  جعفري لنگردوي، محمد جعفر، تر مینولوژي حقوق نشر گنج دانش، تهران ، ص177

[19] امامي ، سيد حسن، حقوق مدني ، انتشارات اسلامیه، تهران،1383 ج4 ص11

[20]  انطوان نعمعه وديگران، المنجد ذيل ماده دولت ص497

[21]  مهاجر نيا، محسن، دولت در انديشه  وعمل امام علي ص129 (  انديشه سياسي در گفتان علوي نشر پژوهشگاه علوم وفر هنگ اسلامي،قم)

ر.ک.  قاضي شريعت پناهي، ابو الفضل حقوق اساسي ونهاد هاي سياسي ، انتشارات دانشگاه تهران،1373ج1 ص124

[22] سوره مایده/55

[23]  صدرا ، علی رضا، ظرفيت هاي  انديشه دولت کريمه مهدوي، بوستان کتاب 1385 ص73( مجموعه مقالات گفتمان مهدويت گفتمان ششم)

[24] سوره فتح/10

[25]  خدادادي، محمد اسماعيل، عدالت مهدوي ورابطه آن با قدرت سياسي ومشروعيت،( مجموعه مقالات گفتمان مهدويت گفتمان ششم)ص211

[26]  مفيد،  محمد بن نعمان الارشاد، انتشارات  اسلاميه ، تهران ،ص344

[27] سوره انبیاء/150

[28]  مصباح یزدی، محمد تقی، نظریه حقوقی اسلام، انتشارات موسسه امام خمینی،قم،ج2 ص18

[29]  مجلسي ، محمد باقر، بحا الا نوار انتشارات  دار الکتاب عربي، بيروت ج52 ص351

[30]  نهج البلاغة ترجمه مصطفي زمان ی انتشارات فاطمة الزهرا،قم ،خطبه 34 ص155

[31]  سوره نساء/59

[32]  مجلسی، محمد باقر، بحار الا نوار، دار الکتاب عربی، بیروت،ج26،ص250

[33]  معرفت، محمد هادي، حقوق متقابل  حکومت ومردم( دانشنامه امام علي(ع) انتشارات پژوهشگاه فرهنگ واند يشه، تهران، ج5 ص216

[34]  مفيد،محمدبن نعمان، الارشاد، انتشارات اسلاميه ، تهران، ص704

 ر.ک.  ابی الفتح اربلی، ابی الحسن، کشف الغمة فی معرفة الائمه ج3 ،ص،254

[35]  مقدس شافعی، یوسف بن یحیی، عقد الدرر فی اخبار المنتظر، ص292

[36] ر.ک.  قزويني، سيد کاظم، الامام مهدي من المهد الي الظهور، انتشارات محلاتي،قم1380 ص520

[37]    معرفت، هادی، حقوق متقابل حکومت ومردم(دانشنامه امام علی)ج5 ص216

[38]  همان منبع ص217

[39]  نهج البلاغه ترجمه مصطفي زماني انتشارات فا طمة الزهرا،قم خطبه 34 ص155

[40]  طبرسي  ابي علي الفضل بن الحسن، اعلام الوري، موسسه آل البت،قم  ص287

[41] مجلسي، محمدباقر، بحار الانوارج 52 ص280 ا

[42]  نهج البلاغة ترجمه مصطفي زماني، انتشارات موسسه فاطمة الزهرا ،قم نا مه 53 ص238

[43]  همان

[44] مجلسي، محمد باقر، بحار الا نوار دار الکتاب، عربی،بیروت ،ج52 ص351

[45] ر.ک.  همان منبع ج51 ص110 ج52 ص268 و244

 شيخ طوسي التهذ يب اللا حکام، ج6 ص270

 

 

 [46]  نعمانی، الغیبةص274

[47]  مجلسی، محمد باقر  بحار الا نوار، دار الکتاب عربی،بیروت ج51 110

[48]  همان منبع

[49]    همان منبع ج52 ص316

[50]   همان منبع ج52 ص316

[51]  کاظمی، سید مصطفی، بشارة الاسلام، انتشارات بنیاد بعثت، تهران1368ص230

[52]  همان ج52 ص345

[53]  صافي گاپايگاني،  لطف الله، امامت ومهد و يت، انتشارات حضرت معصومه،قم ص42

[54]  منصوري، جواد، آثار فردي واجتماعي عدالت مهدوي،( گفتمان مهدويت بوستان کتاب )ص67

[55]  سوره نور/55

[56]  مصباح يزدي، محمد تقي ، نظريه حقوقي اسلام ، انتشارات موسسه امام خميني، قم

[57]  علامه قزويني، سید کاظم، الا مام  المهدی من المهد الی الظهور، انتشارات محلاتی ،قم ص 271

[58]  صافي گلپايگاني ، لطف الله، منتخب الاثر  انتشارات حضرت معصومه،قم ص482

[59]  صافي گلپايگاني، لطف الله، منتخب الاثر، اتشارات حضرت معصومه،قم ص482

[60]ص98  سبحاني ، جعفر، انديشه هاي جاويد، انتشارات موسسه امام صادق،قم1382ج2

[61]  صافي گلپا يگاني، لطف الله، منتخب الا ثر ، انتشارات حضرت معصومه،قم ص483

[62]  همان مبع ص483

[63]  مجلسي، محمد باقر، بحا رالا نوار،دار الکتاب عربي، بيروت ج52 ص336

[64]  الهامي، داود، آخرين اميد، انتشارات مجله مکتب اسلام،قم1372 ص270

[65]  نهج البلاغه تر جمه مصطفي زماني انتشارات فاطمة الزهرا،قم خطبه 34 ص155

[66]  حر عاملي، اثبات الهداة چ3 ص 555

 مقدسی، يوسف بن يحيی شافعي ،عقد دالررفی اخبار المنتظر باب 7 ص144

[67]  مفيد، محمد بن نعمان الارشاد، انتشارات اسلامیه ، تهران ص343

[68]  مجلسي، محمد باقر، بحا الانوار دار الکتاب عربی،بیروت چ52 ص 337

[69]  نهچ البلاغه تر جمه مصطفي زماني، انتشارات فاطمةالزهرا،قم خطبه 34 ص155

[70]  همان منبع خطبه 207ص986

ضامن علی حبیبی | 7:36 - سه شنبه 1386/12/28
+
 
شیوه قضایی دولت مهدوی

شیوه قضایی دولت مهدوی

   موضوع: شیوه ی دادرسی دولت مهدوی

 ضامن علی حبیبی کار شناسی ارشد حقوق جزا وجرم شناسی

چکیده:

 واژ گان کلیدی: شیوه، قضاوت،( دادرسی) دولت، مهدویت، عدالت  ، امنیت

1-مقدمه:

دولت مهدوی ، دولت آرمانی وعالی ترین دولتی است که تا هنوز بشریت نمونه آن را ندیده است ودر انتظار تحقق اش لحظه شماری می کنند. وهر دولتی که شکل می گیرد یکی از عناصر تشکیل دهنده آن  دولت وحکومت،  قوه قضایه ونهاد قضایی است که در برقراری امنیت واستقرار عدالت واحقاق  حقوق شهروندان نقش مهم وکلیدی دارد .

حق قضاوت و داد رسی در نظام سیاسی حقوقی، اسلام ازآن خداوند ا ست وکسانی  که از طرف خداوند برای ا جرایی احکام الاهی وتصدی منصب قضاوت ماموریت یافته باشند  مانند حضرت داود که  از طرف خداوند مجعول ومنصوب بود به امر قضاوت ، که بین مردم به حق وعدل حکم نماید.[1]

 ا مری قضاوت در دولت نبوی در مدینه نیز از اهتمام خاصی برخور دار بود رسول گرامی اسلام(ص) در کنار پرداختند به امور سیاسی، اجرایی ونظامی به ا مر قضاوت ، دادرسی بین مردم نیز می پرداخت ودر موارد ضروری تصدی ا مر قضاوت را به اصحاب بزرگوار شان از جمله امام علی(ع) واگذار می فرمودند  در زمان حکومت حضرت  علی(ع) که قلمرو حکومت اسلامی گسترش یافت لازم بود  افرادی، برای ا مر قضاوت گمارد ه شوند آن حضرت شایسته  ترین افراد به امر قضاوت ودادرسی را به این سمت منصوب می فرمودند، واز کارگزاران خود می خواست بهترین افراد را برای تصدی امر قضاوت منصوب نماید ومی فرمودند: اختر للحکم بین الناس افضل رعیتک[2]

حکومت حضرت مهدی وقتی شکل می گیرد برقراری عدالت فراگیر وانسان شمول وامنیت همگانی از اهداف راهبردی وشعار اصلی آن خواهد بود که حکومت حضرت مهدی حکومت امنیت مدار وعدالت محور است  در دولت مهدی دادرسی جایگا ه ای ویژه ای خواهد داشت  ومردم با قضاوت ، دادرسی بی نظیر مواجه خواهند شد آنچه از روایات ومستندات دکترین مهدویت، استفاده می شود سلسله طولی نظام قضایی دولت مهدوی  به شریح زیر خواهدبود:

 درراس نظام قضایی شخص حضرت مهدی(عج) قرار دارد  درمرحله دوم حضرت عیسی(ع) درمرحله سوم فقهای عادل واسلام شناس.اند که این منصب مهم وامانت الاهی را عهده دار می شوند

بنا براین مناسب  به نظر می رسد  شیوه داد رسی حکومت حضرت مهدی بررسی شود که  ادله اثبات ودعوی و جرم، درآن حکومت چگونه خواهد بود وشیوه دادرسی حکومت مهدوی باشیوه داد رسی حکومت نبوی مورد مقایسه قرار گیرد؛ زیرا بر اساس آموزهای دینی وتاریخی  بشریت حکومت های را در گذر تاریخ تجربه نموده اند که به رهبری پیامبران ورهبران معصوم وآسمانی شکل  گرفته بود   ند وآن رهبرا ن، مامور برقراری عدالت ،حکم به حق بودند. مانند حکومت حضرت داود(ع)  ونیز در انتظار حکومت موعود وآرمانی هستند که تحت رهبری حضرت مهدی(عج) شکل خواهد گرفت ودر آن حکومت عدل فرا گیر، وجهان گستر بر قرار می گردد یکی از ابزار های مهمی بر قراری عدالت وا منیت، نهادی قضایی وشیوه داد رسی است..

سوال اصلی که در پی پاسخ آن هستیم این است که ادله اثبات دعوی وجرم در نهاد قضایی حکومت مهدوی چگونه خواهد بود؟

آیا برای اثبات  دعوی ، جرم از ابزارها وراهکارهای متداول در حکومت های عرفی  استفاده می کند . آیا  شیوه داد رسی وادله اثبات در دولت حضرت مهدی باشیوه داد رسی پیامبر(ص) وامام علی(ع) فرق می کند یا از همان شیوه استفاده می کند  ادله اثبات( شهود وقسم وقسامه علم قاضی امارات) در حکومت مهدی چه جایگاه دارد؟

 2-مفهوم شناسی:

 شیوه: راه ووروش، قاعده قانون، طریقه 2- خویی  عادت، ... سبک شعر یا نثر[3]  در این نوشتار مراد روشی است که حضرت مهدی در امر دادرسی به آن روش متوسل می شود مانند استفاده از ادله اثبات دعوی و جرم

 قضا در لغت:

 به معنای فصل  ا مر آمده است یکی از لغت شناسان می نویسد: القضاء فصل الامر قولا کان ذلک او فعلا وکل واحد منها علی وجهین الهی وبشری[4]  قضاء درلغت به معنای فیصله نمودن کاری است واین فصل گاهی قولی است وگاهی فعلی وگاهی بشری است وگاهی الاهی.

 قضاء از منظر حقوق:

 ( دادرسی) صدور رئ در امور جزئ  خواه برای فصل خصومت باشد یا درمصالح عامه باشد مانند امور حسبی[5] دیگری می نویسد: قضا در اصل بمعنی فیصله دادن  به امر است  قولی باشد یافعلی باشد  از خداباشد یا ازبشر طبرسی  درذیل آیه 117 سوره بقره  فرموده: قضا وحکم نظیر هم اند واصل آن بمعنی فیصله دادن ومحکم کردن شی است قاموسآن را حکم، صنه وحتم وبیان معنا کرده است[6] 

 قضاء درفقه:

 فقهاء قضاء را به معنی حکم وداوری بین مردم برای رفع نزاع معنی کرده اند[7] که طبق این معنا  حکم به امور حسبیه راشامل نمی شود وتصرف در امور حسبیه از باب قضاوت نخواهد بود. بلکه ازباب ولایت است

الف) قضاء درقرآن:

قضا در قرآن مجید به معانی گوناگون  به کار رفته است. که   از جمله به معنای حکم آمده است چنانچه خداوند فر موده است« ثم لایجدوا فی انفسهم حرجا مما قضیت»[8]

وبه معنای اتمام وآخر رسیدن نیزآمده است«ایما الاجلین قضیت»[9]

وبه معنای ا مر آمده است چنانچه خداوند فر موده است « وقضی ربک الا تعبدوا الاآیاه»[10]  تنها کلمه «قضی» با قطع نظر  از سایر مشتقات آن، دوازده مورد در قرآن به کارفته است[11]

وبه معنای حتم آمده است« فلماقضینا علیه الموت[12]» وبه معنای فعل وخلق آمده است« فقضاهن سبع سموات»[13]  به هر صورت مراد از قضا در پژوهش حاضر انشاء حکم جزئ است. برای دست یابی به موضوع یا متعلق، حکم کلی به صورت« قضیه حقیقه» یا حکم به دست نیافتن ا ست. در جای که منازعه بین دونفر یا جند نفر باشند یاحکم در مورد واقعه خارجی وتطبیق آن برکبرای کلی مقرر در شریعت[14]  از مجموع موارد استعما ل قضا در قرآن مجید  ولغت عربی وفارسی وکلمات فقهاء وحقوق دانان استفاده می شود که قضا یک معنا بیشتر ندارد که همان حکم باشد وسایر معانی به این معنا بر گشت دارد.

دولت در لغت :

دولت  وجمع آن دول، به معناي  استيلاء وغلبه« کانت لنا عليهم دولت»  يعني ما بر انها غلبه وتسلط داريم وبه شهري که داراي حاکميت، استقلال سياسي ، اقتصادي باشند ميگويد دولت دارد[15] درمجمع البحرين  دولت  به فتح وضم آمده است دولت به فتح به معناي مال است ودولت به ضم به معناي جنگ است.[16] دربحث مورد نظر دولت به معناي حاکميت وسلطه سياسي است.

« آیین داد رسی کیفری مجموعه ای از تشریفات ومقررات است.که در فاصله ارتکاب جرم تا خاتمه اجرایی مجازات ها اقدامات تاء مینی وتربیتی از طرف مراجع کیفری به موقع اجراگذاشته می شود[17]

راهکار استقرار عدالت وامنیت:

سیاست پیش گیرانه: 1-

 دو لت مهدوی که رسالت اصلی  اش برقراری عدالت وامنیت فراگیر است   ارامش واطئمانان فکری، فردی واجتماعی دو مقوله ای مهمی است که در واقع دوبخش عمده ای از زندگی انسان وابسته به آن می باشد فلسفه تشکیل دولت   استقرار امنیت ئاجرای عدالت وبرخور داری از معیشت وامکانات شایسته بوده است امیت نقش ویزه ای در  موجودیت وتداوم حکومت دارد به عبارت دیگر امنیت اساس حکومت وحاکمیت  حیاتی ترین خواسته ای بشر است لذا یکی از ملاک های  مهم  ومعیار صلاحیت وتوانایی دولت ها در تامین امنیت دو مقوله تعین کننده واساسی می باشد واز این رو هیچ دولتیبه هیچ وجه  کوچک ترین تساهل در این زمینه نمی تواندداشته باشد[18]  برای دست یابی به این هدف مورد نظر  وتبین یک سیاست کیفری مترقی ومتکامل از دوروش پیش گیرانه ودر صورت لزوم ومحدود از روش سرکوب گرانه استفاده می کند.و« برای مبارزه بافساد وتجاوز وستم ازیک سو لازم است پایه های ایمان واخلاق مردم تقویت شود وازسوی دیگر، یک سیستم صحیح ونیرو مندی قضای باهشیاری کامل واحاطه وسیع به وجودآید

«مسلما پیش رفت کامل صنایع، وسایلی را دراختیار بشر می گذارد که باآن به خوبی می توان در موارد لزوم، حرکات همه مردم را تحت کنترل قرارداد وهر حرکت نا مورون ونا بجایی را که به فساد وتجاوز منتهی می شود، زیر نظر گرفت. با علایم وآثاری که مجرمان در محل جرم باقی می گذارند، ازآنها عکس برداری کرد صدای انهارا ضبط نمود وآنها رابه خوبی شناخت قرار گرفتن چنین وسایلی در اختیار یک حکومت صالح، عامل موثری برای پیش گیری  فساد و ستم است به گونه ای که می توان در صورت وقوع، چنین موضوعی رابه صاحب حق رساند.» [19]

حکومت مهدوی با یک سیاست کیفری مناسب ومنسجم که از راهکارهای پیش گیرانه وسرکوب  گرانه استفاده می کند در مقابل بز هکار ، بزهکاری وتجاوز به اموال وحقوق مردم، واکنش نشان می دهد  وراهکارهای پیش گیرانه به شرح زیر است:

الف)  اجرای عدالت اجتماعی :

 « عدالت بنیاد وقوام جامعه سالم است که بسیاری از زمینه های اجتماعی، اقتصادی وسیاسی انحراف ها جرایم را از میان می برد؛ افزون برآن  هنگام بروز  کجی وانحراف  در جامعه، می کوشد تا بهترین شیوه ممکن حالت اعتدال را به جامعه باز گرداند؛ به گونه ای که حقوق مشروع افراد وکیان اجتماع لطمه ای نخورد نقش کار ساز وزیر بنایی عدالت، انسان را همواره شیفته خود ساخته است وهیچ انسانی هرچند ستم کار، ازشعار عدالت خواهی وعدالت طلبی نمی گریزد[20]

 توزیع وتقسیم عا دلانه ثروت طوریکه دیگر فقیر در سراسر کشور پنهاور اسلامی یافت نمی شود که به انگیزه اقتصادی، مر تکب جرم سرقت ، کلاهبر داری وخیانت در امانت شود. جرایم مالی باسیاست عادلانه ای که در توزیع ثروت های عمومی اجرا می شود وشکوفایی صنعت وبالا رفتن سطح رفاه عمومی، ریشه کن می شود؛  زیرا در سیاست پیش گیرانه مبازره با علت جرم است عوامل وزمینه های جرم ودعوی  نا بود می شود فقیری، یافت نمی شود که به انگیزه مالی دعوی ومرافعه حقوقی راه اندازد یاجرایم ما لی را ، مرتکب شود چنانچه از برخی روایات استفاده می شود« مفضل بن عمر از امام صادق(ع) روایت می کند که ایشان فرمودند:ان قائمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربها واستغنی العباد من ضوء الشمس وذهبت الظلمة... وتظهر الارض کنوزها حتی تراها الناس علی وجهها، ویطلب الرجل منکم من یصله بماله ویاءخذ من زکاته لایوجد احد یقبل منه ذلک استغنی الناس بما رزقهم الله من فضله[21]

در عصر ظهور ودولت موعود وآرمانی مهدوی، برکات الاهی سرا زیرمی شود گنج ها  وذخایر طبیعی ومواهب الاهی درروی زمین قرار می گیرند ومردم دنبا ل مستحق وفقیر می گردند که زکات شان را پرداخت نمایند فقیر یافت نمی شود ؛ زیرا همه مردم در پرتوی دولت مهدوی ثروت مند هستند در حدیث دیگری  امام باقر(ع) می فرماید:قسم با السویه وعدل فی الرعیه[22]  وقتی ثروت عمومی به طور مساویانه وعادلانه توزیع وتقسیم شود با توجه ظاهرشدن گنج های عمومی،  دیگری فقیر نمی ماند که به انگیزه ی دست یابی به ثروت ، مرتکب جرم مالی یا دعاوی مالی شود

بنا براین یکی از راهکارهی اصلی دولت مهدوی مبازره با علل جرم، دعوی است. زمینه دادرسی را کم می کند در حدیثی از معصوم(ع) آمده است فحنیذ تظهر الارض کنوزها وتبدی برکاتها ولایجد الرجل منکم یو میذ موضعا لصدقته ولا لبره لشمول الغنی جمیع المومنین[23]  یکی از علل جرم ودر نتیجه مراجعه به دستگاه قضایی به زعم جرم شناسان فاصله طبقاتی است که عده ی  فقیر وعده ی ثروت مند این نابرابری اجتماعی منجر به جرم وبه بزهکاری می شود که در دولت مهدوی چنین فاصله طبقاتی وجود ندارد غنا وثروت مندی عمومی ، فرا گیر است. در نتیجه علل وانگیزه جرم ودعوی مالی کم خواهد بود

ب) جهل زودای  و دانش افزایی:

یکی از عواملی جرم  نادانی است که هر قدر سطح تحصیلات ومیزان اعتباری وسر مایه گذاری افراد در جامعه زیاد باشد میزان ارتکاب جرایم پاین خواهدآمد زیرا یک انسانی که دارای تحصیلات عالی در مقطع دکتری واجتهاد باشد مر تکب جرمی که حیثیت اجتماعی اورا نابود کند نمی شود آموزش وتربیت درست اثر عمیقی در مبارزه باجرم وانحرافات اجتماعی دارد برای جلو گیری از انحرافات وجرایم، باید راهکاری را در نظر گرفت که میزان اعتبار وسرمایه گذاری افراد در جامعه بالارود یکی از راهکار ها افزایش سطح تحصیلات  واعتبار اجتماعی افراد است  دولت مهدوی دولت دانش وعقلانیت است علم ودانش بشری به بالاترین حد تکاملی خود می رسد وجامعه مهدوی جامعه عقلانی است در جامعه که براساس عقلانیت پایه گذاری شده باشد بطور طبیعی جرم  ودعاوی مالی کم خواهد بود امام باقر(ع) می فرماید: اذا قام قائمنا وضع الله یده علی روئس العباد، فجمع بهاعقولهم وکملت بها احلامهم[24]  پیش گیری از جرم از طریق دانش افزای ومبارزه با جهل درسیره قضایی امیر المومنین به صورت روشن وبرجسته دیده می شود« در اندیشه علی(ع) مبارزه با نادانی، جزو اساسی ترین برنامه های پیشگیری از انحراف وتباهی است اولویت این مهم بدان سبب است که حضرت نادانی را به صراحت ریشه هرشر وبدی ومنبع آن می داند[25]

« وی قاعده کلی ارائه می دهد که علت لغزش وانحراف رفتاری، عقیدتی واخلاقی آدمی را باید در نادانی اوجست... نوعی ارتباط که امام بین وظیفه عالم ومتعلم تصویر می کند ،بیان گر یکی از مهم ترین فنون پیشگیری از جرم است که ازآن به فراهم آوردن مقدمات لازم برای تحقق راهبردها تعبیر می کنم [26]  امیر مومنان می فر ماید: خدا از مرد نادان عهد نگرفت بیا موزند مگر وقتی که از د انا یان عهد گرفت آموزش دهند[27]

شکی نیست که در عصر آن مصلح بزرگ جهان، آموزشهای اخلاقی با وسایلی ار تباط جمعی فوق العاده پیش رفته آنچنان وسعت می گیرد که اکثریت قاطع مردم جهان را برای یک زندگی صحیح انسانی آمیخته با پاکی وعدالت اجتماعی آماده می سازد ودر آن جامعه عقلانی جرم ومجرم بسیار کم خواهد بود چون عصر شکوفایی عقلانیت است.

«برای مبارزه با فساد، تباهی وظلم ،جور تقویت پایه های ایمان واخلاق وترویج ارزشهای معنوی وانسانی ضروری است با توجه به ویژگی دولت اخلاقی امام مهدی این امر از اهمیت وبر جستگی خاصی درآن عصر بر خور دار است ومهم ترین واصلی ترین، کار ویژه آن دولت، از بین بردن  زمینه های ،  فساد وانحراف وستم از طریق اصلاح رفتار ، تزکیه وتهذیب نفوس،  ا حیای جامعه مرده تقویت ایمان ومعرفت ، پرورش فضایلی اخلاقی و... است این انگاره با عث از بین رفتن زمینه ها عوامل وشکل های مختلف فساد وستم در جامعه آرمانی مهدوی است

 پرورش اخلاق وفضایل انسانی:

  اخلاق وتربیت نقش موءثری در پیش گیری ازجرم، نا هنجاری  اجتماعی دارد در هر جامعه که میزان پای بندی به اخلاق بالا باشد میزان جرایم پاین خواهد بود« آن چه در اسناد بین المللی مکتوب است وجرم شناسان نیز بیان داشته اند تصریح روشن به این نکته است که بین جرم وعدم  ووجود نا بهنجاری های اخلاقی در سطح فردی یا اجتماعی، رابطه ای مستقیم وجود دارد... اخلاق فردی به مثابه نظام نظارت کننده درونی، در مقابل قانون  وپلیس که نظارت کننده های بیرونی هستند عمل می کند و اخلاق اجتماعی  نیز خود، نوعی نظارت کننده غیر رسمی است که به مراتب قوی تر وکارآمد تر از قانون است که ابزار نظارت کننده  رسمی به شمار می رود.[28]  این  نظارت درونی واخلاقی در دولت مهدوی به مدارج عالیه خود می رسد  که دولت مهدوی را می توان دولت ارزشی اخلاقی ودولت فضلیت وانسانیت دانست « دولت اخلاقی امام مهدی بدین معنا است که هم خود جامع تمام فضایل نیکی ها ومحاسن اخلاقی وعقلی است وهم در مقام عمل واجرا همه آنها را درجامعه محقق می سازد هم مدافع  وحامی ارزشها وهنجار های اخلاقی ودینی است وهم ابزار زندگی صنعتی  وعلمی بشر را برای تحقق کمالات انسای به کارمی گیرد وجامعه را زنده وانسانیت را احیا می کند معیار مشترک این دولت درسر تا سر جهان  اخلاق ومعنویت مبتنی بر دین وتکامل وتعالی انسانی است... بر اسا این مبنا دولت اخلاقی ، کارآمد  وکارای خود را درهمه شووءن وابعاد زندگی ا نسان بروز می دهد در واقع اخلاق متعالی  وتصحیح رابطه انسان با  همه چیز باعث تغییر وتکامل وطرز تلقی وباورهای او  واستفاده  درست وبهینه از همه چیز می شود دردولت اخلاقی، بر پایه معنویت ودیانت است.وبرآمد

آن سیاست اخلاقی، اقتصاد اخلاقی وفرهنگ اخلاقی وجامعه اخلاقی است[29] در  چنین جامعه میزان جرایم بسیار محدود وتعداد مجرمین اندک است ؛ زیرا جامعه همگون ویک نواخت است که فاصله طبقاتی وتعارض فرهنگی وعوامل جرم زای دیگر مانند شهری روستای مهاجر وصاحب وطن درآن جامعه تصور نمی شود همه شهروندان دردرجه واحد قرار دارند. وازحقوق مساویانه بر خوردارند.

سیا ست سرکوب گرانه :

«ولی از آنجایکه انسان آزاد آفریده شده ودر اعمال خویش از اصل جبر پیروی نمی کند خواه ناخواه افرادی هر چند در اقلیت در هر اجتماعی صالحی ممکن است پیدا شوند که ازآزادی خود سوء استفاده کنند وبرای وصول به مقاصد شوم خود بهره گیرند لذاباید یک دستگاه قضایی سالم وکاملا آگاه ومسلط باشد که حقوق مردم را به آنها برساند[30]  زیرا از لازمه زیست جمعی وحیات اجتماعی جرم ،دعوی واصطکاک منافع است   ودر هر جامعه میزانی از جرایم وجود دارد« بشراز روزی که پا به کره خاکی گذاشته همواره با پدیده ای به نام جرم مواجه بوده است، تاریخ حیات ا نسان نشان دهنده آن است که جوامع انسانی هیچ گاه از جرم وجنایت تهی نبوده است[31] جامعه آرمانی  فلاسفه وآرمان شهر افلاطون فقط در دولت امام مهدی امکان پذیر است ودر آن دولت، میزان جرایم کاهش می یابد رابطه جرم وجامعه مانند رابطه میکرب وبدن است وقتی افراد مبتلا به ویروس جرم می شوند. برای جلو گیری وسرایت به دیگران لازم است که اقدامات پیش گیرانه ودر صورت لزوم سر کوب گرانه صورت گیرد. که این مساله ضرورت یک دستگاه مقتدر قضایی را ایجاب می کند

یکی از کار ویژه اصلی هر حکومت توجه به امر قضاوت وداد رسی است ودر عصر مهدوی وحکومت جهانی آن حضرت نیز این مهم مطمح نظر است « دستگاه قضایی واقعی پناهگاه وملجاء مظلومان وداد خواهان ومحل مبارزه با فاسدان   وتبه کاران مجرمان ومنحرفان است. در رابطه با عمل کرد قضایی حضرت مهدی توجه به امور زیر بایسته است:

 

الف) وجود  یک سیستم صحیح ونیرومندی قضایی واحاطه وعلم قاضیان به  خصوص خود امام مهدی تاثیر فراوانی در از بین رفتن نا هنجاری ها وکژی های جامعه دارد که نظیرآن کمتر در جامعه ی مشاهده شده است این دستگاه قضایی سالم وکاملاآگاه ومسلط، حقوق آنان رابه آنان باز می گرداند وستمگران وفاسدان را محاکمه ومجازات می کند.

ب) قضاوت امام عصر در بین مردم نسبت به قضاوت های اجداد طاهرین آن بزر گوار  امتیازی خاصی دارد وآن این است که ایشان با دانش واطلاع شان نسبت به حوادث ووقایع قضاوت می کند ومنتظر شاهدان ودلایلی که دعوی را ثابت کند نمی ماند[32]

ج) شیوه دادرسی دولت مهدوی با دولت نبوی وعلوی دارای تفاوت های است که در این نوشتار بررسی می شود یکی از تفاوت ها، قضاوت زن در دولت مهدوی است بااینکه مساله قضاوت زن برخلاف دکترین فقه حقوقی اسلام  ا ست ولی در دولت مهدوی زنان ازحق قضاوت بر خور دارند.

 ویژگیهای دادرسی مهدوی:

قضاوت زن در دولت مهدوی:      

یکی از مسایلی که در فقه امامیه از گذشته دور تا دوران معاصر  مطمح نظر فقهاء بوده است مساله قضاوت زنان است که آیا در تصدی منصب قضاوت مرد بودن شرط است.یانه؟

 مشهور فقهای امامیه معتقد اند که در امر قضاوت نباید زنان مشارکت نمایند یکی از فقهای دوران معاصر می نویسد:  اعتبار بلوغ ورجولیت در قاضی شایسته تردید نیست  فرق نمی کند قاضی تحکیم باشد  یاقاضی ابتدایی باشد ؛ زیرا درروایت عنوان رجل آمده است که زن وکودک را شامل نمی شود[33]    ومرحوم صاحب الشرایع الاسلام که از فقهای نامدار شیعه است می نویسد: ولاینعقد القضاء للمرءة وان استکملت الشرایط [34]  زن متصدی امری قضاوت شده نمی تواند گرچه دارای شرایط قضا وت باشد. افزون بر فقهای امامیه مالکیه، شافعیه وحنابله از مذاهب اهل سنت نیز معتقد اند که زنان بطورمطلق نمی توانند متصدی امر قضاوت گردند فرق نداردقصاص ، حدودوسایر موارد از حقوق  خصوصی افرا د باشد چنانچه اگر ولی امر زنان را متولی امر قضاوت گرداند معصیت کار شده است وقضاوت زنان نافذ نمی باشد اما ابو حنیفه عقیده دارد که زنان می تواند در امر حدود ،قصاص قضاوت نمایند[35]

ولی در دولت مهدوی  زنان به کرسی قضاوت قرار می گیرند یکی از ویزگی توسعه قضایی  در دولت مهدوی این است که وقتی علم ودانش حقوق وفقه قضایی توسعه یافت زنان در منزل می توانند بر اساس کتاب خدا وسنت رسول الله قضاوت نمایند چنانچه از امام باقر (ع) روایت شده است وتوتوءن الحکمة فی زمانه، حتی آن المرءة لتقضی فی بیتها بکتا ب الله تعالی وسنة رسول الله[36]  قضاوت وداوری انشاء حکم است واین صلاحیت انشاء حکم در عصر ظهور برای زنان نیز داده شده است که بر اساس دانش وآگاهی که، از کتاب خدا وسنت رسول الله دارند قضاوت می کنند ولی در غیر عصر ظهور ودولت مهدوی اگر زنان دارای شرایط قضاوت باشند بنا به دلایلی نمی توانند متصدی امر قضاوت شوند  ؛ زیرا  نیروی عاطفه در زنان بیشتر است ونیروی عقلانی کمتری دارند ودر قضاوت ممکن است عقلانیت اسیر عواطف واحساسات شود ونتواند تصمیم درست بی گیرند بنا براین اسلام زنان را از این مسولیت سنگین معاف دانسته است. همان گونه که از جهاد مسلحانه معاف کرده است[37]

قضاوت بر اساس علم قاضی:

قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران که بر مبنای مشهور فقهای امامیه تدوین وتصویب شده است  در ا دله اثبات دعوی چنین مقرر میدارد:ماده 1257« هر کس مدعی حقی باشد باید آن را اثبات کند ومدعی علیه هر گاه در مقام دفاع، مدعی ا مری شود که محتاج به دلیل باشد اثبات امر، بر عهده او است.

در ماده1259« می گوید:دلائل اثبات دعوی از قرار ذیل است:1-اقرار2- اسناد کتبی3- شهادت4-امارات5- قسم[38]

در سیره قضای رسول گرامی اسلام بینه وقسم مبنای قضاوت ودادرسی ایشان گذارش شده است وبر حسب روایاتی که از ائمه معصومین رسیده است قضاوت های پیامبر مبتنی برحسب ظاهر ، شهودو قسم بوده است  امام حسن عسکری(ع)  از ا مام علی(ع) روایت می کند:  که ا مام علی(ع)فرمودند:  رسول الله(ص)ه همیشه  بر اساس بینه وقسم بین مردم به داوری می پرداختن  در نتیجه مطالبات ودعاوی حقوقی زیاد، شد آن حضرت فرمودند: من  بشر هستم وشما دعاوی حقوقی زیادی را مطرح می کنید شاید برخی از شما قدرت استدلال بیشتری داشته باشید نسبت به دیگران ومن بر اساس شینداری خود از شما قضاوت می کنم اگر من چیزی را به نفع کسی قضاوت نمودم که در واقع حق ندارد. بناید بی گیرد زیرا در حقیقت من قطعه ای ازآتش را برای او بریده  وداده ام[39]

در حدیث دیگری هشام بن الحکم از امام صادق (ع) روایت می کند که امام صادق فرمود :رسول الله (ص) فرمودند:« انما اقضی بینکم با لبینات والایمان، وبعضکم الحن بحجته من بعض فایما رجل قطعت له من ماله اخیه شیاء فانما قطعت له به قطعة من النار[40]  بر اسا س این احادیث که از ائمه معصو مین (ع) رسیده است مبنای قضاوت، پیامبر شهود وقسم بوده است قاضی به مبنایی علم خود قضاوت نمی تواند ؛ زیرا پیامبر خود را بشر معرفی می کند وقضاوت را بر اسا س مستندات پر ونده  وقدرت استدلال دفاع، دو طرف  می داند اگر چنانچه یکی از دوطرف به ناحق با استفاده از قدرت استدلا ل وآگاهی از موازین حقوقی وقضایی نتیجه دعوی را به نفع خود ختم نماید که در واقع حق ندارد طبق فرموده پیامبر در حقیقت به قطعه ای از آتش دست یافته است.  پیامبر در داوری  ادله اثبات را در نظر می گرفت بر اساس ظواهر  قضیه ومستندات پرونده حکم صادر می فرمود تا یک نظام قضایی مترقی بر اساس آموزهای اسلامی را پی ریزی نماید که الگوی قضات ونظام قضایی کشور پهناور اسلامی باشد  همان گونه در مسایل سیاسی ، نظامی واجرایی نیز  از روند طبیعی ومعمول استفاده می کرد واز علم غیب استفاده نمی کرد ؛ زیرا ایشان الگوی عملی نظام قضایی اسلام بود اگر می خواست بر اساس علم غیب، قضاوت کند دیگر بحث  اسوه بودن والگو شدن مطرح نمی گشت. گرچه مواردی پیامبر بر مبنایی علم خود قضاوت فرموده باشند اماآن موارد از باب علم ویقینی است که از محتوای پر ونده بدست آورده است که خلاف گفته شهود وادله ارائه شده در دادگاه باشد یا اینکه وجود مبارک ایشان به عنوان شاهد وناظر درقضیه بوده باشد که مساله قضاوت بر اسا س علم وآگاهی که از طروق معمول ومتعارف بدست آمده باشد غیر ازقضاوت به  مبنای علم غیب ا ست.

 واین قضاوت بر اسا س مستندات ومحتوای پر ونده درسیره قضایی امام علی نیزآمده است  که ایشان بر مبنایی اقرار ، شهود وتحقیق، بررسی از احوال شهود واحراز شایستگی آنان برای ادا شهادت به قضاوت مبادرت می ورزید ودر مواردی که کذب شهود محرز می  گشت از پذیر ش شهود وگواهان اجتناب می ورزید. [41]  قسم ، قسامه وعلم قاضی از اسباب دیگری برای اثبات جرم ودعوی درسیره قضایی حضرت علی(ع) محسوب می شود.[42]

 علم قاضی به عنوان ادله اثبات یکی از موارد ی است که فقهاء اختلاف دارند عده ای عقیده دارند که قاضی می تواند براساس علم  خود قضاوت نمایند  فرق ندارد قاضی امام معصوم باشد یا منصوب از  طرف امام معصوم (به نصب خاص یا نصب عام) مورد حکم نیز فر ق نمی کند حقوق  خصوصی باشد یا حقوق عمومی( حقوق الله ، حقوق الناس) برخی دیگر باوردارند که قاضی غیر معصوم، در حقوق خصوصی می تواند بر مبنایی علم حکم کند ولی در حقوق عمومی  وحقوق الله نمی تواند بر مبنای علم خود داوری نماید گروه سوم براین باورند که قاضی غیر معصوم در حقوق خصوصی بر اساس علم خود حکم نمی تواند ولی درحقو.ق عمومی بر مبنای علم خود حکم می تواند.[43]  درحجیت علم قاضی معصوم در قضاوت وداوری بین فقهائ اما میه اختلاف وجود ندارد بلکه مورد وفاق همگان قرار دارد ولی آنان برای داوری بین مردم از علم غیب استفاده نمی کنند درسیره قضای حضرت علی استفاده از علم وآگاهی شخصی در دادرسی دیده می شود  اما بمعنای استفاده از علم غیب نیست« علی(ع) درتمامی قضاوت های خود، ازعلم غیب در دادرسی استفاده نمی کرد... دلیل مطلب این است که اگر علی(ع) براسا س علم غیبی خود عمل  کند، دیگراسوه بودن ایشان برای سایرمسلمان از بین می رود واساسا هنر علی در  دادرسی این است که بر اسا س علم غیبی خود عمل نکند وتنها در این صورت است که راه وروش اومی تواند برای مسلمانان ، یک مکتب دادرسی به وجودآورد...

2- در قضاوت های  علی(ع) نمونه های متعددی وجود دارد که حضرت برای اثبات جرم از راه های عادی استفاده کرده است؛ چنانکه ایشان در ماجرای جوانی که پدرش را در سفر کشته بودند از راه تفریق شهود به واقعیت پی برد...

3 پاسخ گو بودن علی(ع) درقضاوت  های خود، یکی دیگر از برجستگی های دادرسی علی(ع) بر اساس علم خویش بوده است؛ یعنی درقضاوت های مختلف، هرگاه یکی از طرفین دعوا دلیل حکم را از علی (ع) می خواست آن حضرت دلیل رابیان می کرد به گونه ای که همه ای افراد  بی طرفی که درمحکمه بودند از پاسخ علی(ع) قانع می شدند لازمه پاسخ گو بودن ایشان در مقابل طرفین دعوا ایجاب می کند که در دادرسی به دلایل ملموس استناد کند نه دلایل غیر ملموس که مردم عادی راهی به ان دلایل ندارند[44]

یکی از تفاوت های اساسی مبنای قضاوت در دولت  مهدوی با  مبنای قضاوت در دولت نبوی وعلوی این است که قضاوت در دولت  مهدوی بر اسا س علم قاضی  است شهود وقسم مدار اعتبار نیست وقاضی در دادرسی وصدور حکم نیازمند شهود نخواهد بود همان گونه که در حکومت حضرت داود وحضرت سلیمان احتیاج به قسم وشهود نبود در عصر استقرار حکومت مهدوی  برقراری عدالت وامنیت توائم با امداد های غیی خواهد بود تا کسی نتواند با بینه دورغین یا سوگندی که واقعیت ندارد  چهره حق مدارانه به خود گرفته بر اساس شگرد  های روانی  وطرفند های حقوقی به حق دیگری تجاوز نماید.

  بنا براین، در نهاد قضایی دولت مهدوی احتیاج به شاهد وقسم نیست حضرت مهدی ما نند حضرت داود به علم خود که مبتنی بر ا لهام  وامداد الاهی است. قضاوت می کند از کسی مطالبه شهود نمی کند ادله اثبات که در حکومت نبوی وعلوی مطرح بود در نهاد قضایی حضرت مهدی جایگاه ندارد

 قضاوت در حکومت داود وسلیمان:

پیش از  بیان روایات ومستنداتی را که بیان گر این است که  در نهاد قضایی دولت مهدوی احتیاج به گواه نیست  بیاوریم. لازم است راجع به حکومت داود وسلیمان متذکر شویم. از میان پیامبران الاهی حضرت داود وسلیمان دارای مقام ممتازی بودند که قرآن کریم بیان می دارد « ولقد آتینا داود وسلیمان علما وقالا الحمد لله الذی فضلنا علی کثیر من عباده المومنین[45]  ویقین  به داود وسلیمان، دانشی دادیم؛ وآن دوگفتند: « ستایش مخصوص خدایی است که مارابر بسیاری از بندگان مومنش برتری داده است در سوره انبیاء می فر ماید: ففهمناها سلیمان وکلا آتیناحکما وعلما[46]    وآن(داوری) رابه سلیمان فهماندیم؛ وبه هرکدام حکم وعلم دادیم؛  خداوند به داود وسلیمان علم ودانشی عنایت فرموده بودند که بر اساس آن بدون نیازمندی به شاهد به قضاوت می پر داختند احادیثی در باره قضاوت حضرت داود از معصو مین(ع) رسیده است از امام صادق (ع) روایت شده است که ایشان فرمودند: حضرت داود به خداوند عرض کرد: خداوندا ! حق را آنگونه که  نزدتست به من نمایان کن تا من قضاوت کنم به آن، .خداوند به اوحی فرمود طاقت چنین کاری را نداری! حضرت داود اصرار نمود تا خداوند خواسته اورا انجام داد

 مردی نزد اوآمد کمک می خواست واز مر د  دیگری، شکایت داشت ومی گفت: این شخص مال مرا گرفته است. خداوند به حضرت داود وحی نمود: فردی که داد خواست تقدیم نموده است وخواستار کمک  می باشد پدر دیگری را کشته ا ست ومال او را ربوده . حضرت داود امر کردکه خواهان را بکشند ومال وی را به خوانده تحویل نمایند، مردم از جریان مطلع  وشگفت زده شدن وآن رابا یگدیگر می گفتند تا جریان به حضرت داود رسید  وایشان از واکنش مردم ناراحت شد پس از خداوند خواست که علم به حقایق را از او بی گیرد وخداوند چنین نمود به حضرت دا.د گفت: وپس ازاین   ازآنا ن بخواه شهود بیاورندو به نام من سوگند یاد کنند[47]

  ازاین روایت استفاده می شود که قضاوت حضرت داود براساس علم وآگاهی واطلاعات شخصی  وامداد غیبی فقط یک مورد بوده ا ست چون با واکنش منفی مردم زمان خویش مواجه شد از خداوند خواست که این علم موهوبی را ازایشان باز ستاند در نتیجه قضاوت بر اساس علم قاضی، کلیت وعمومیت ندارد به عنوان سیره قضایی نمی توان ازآن استفاده نمود. ودر سایر موارد میزان قضاوت، دادرسی حضرت داود شهود وقسم بوده است.

 این روایت اولا از نظر سند مخدوش است بزرگانی مانند علامه حلی نپذیرفته اند« این روایت را علامه مجلسی از محمد بن یحیی، ازاحمد بن محمد از حسین بن سعید، از فضاله بن ایوب، از ابان بن عثمان، از کسی که به او خبر داده روایت نموده است همان طوریکه می بینید ابان بن عثمان سند روایت را نا تمام نقل کرده است گذشته ازاین خود ایشان نزد برزگانی مانند علامه حلی مورد قبول نیست[48]  وثانیا روایاتی دیگری وجود دارد که مفاد آن روایات این است که حضرت  داود بر اساس علم خود داوری  می نمود  در روایتی دیگری آمده که فردی، داد خواستی را علیه دیگری به محضر حضرت داود تقدیم می کند ومدعی می شود: جوانی بدون اجازه وارد باغ من شده است وتاک انگوری من را تخریب نموده است وجوان نیز این شکایت وداد خواستی را که علیه خودش است می پذیرد درحقیقت اعتراف می کند ولی حضرت داود براساس علم خود به نفع جوان حکم می کند باغ را به جوان تحویل میدهد وبه جوان امر می کند پیر مرد را گردن بی زند ؛ زیرا پیر مرد قاتل پدر جوان است وباغ نیز مال پدر جوان بوده است[49]  در روایتی سومی نیز نقل شده است که حضرت داود بر اساس علم خود داوری نمود  نه بر اساس شاهد، نزاع روی مالکیت گاوی بوده است که هردو طرف اقامه بینه می کند حضرت قطع نظر ازشهود بر مبنایی علم خود داوری می کند[50]

 آنچه از این گروه دوم از روایات استفاده می شود این است که حضرت داود بر اساس علم وواقع داوری می کرد نه بر اساس شهود وبینه  واین گونه ی از داوری به صورت سیره مستمره ایشان بوده است وکلیت داشته به نظر می رسد روایات دسته ی دوم  رحجان داشته باشد ؛ زیرا مطابق آیاتی از قرآن کریم است که میفرماید: به داود فن دادرسی وقضاوت را اعطا کردیم وعلم به واقع را به آنان آموختیم که بر اساس آن داوری نماید  وافزون براین، روایاتی که میفرماید: حضرت مهدی مانند حضرت داود وسلیمان داوری می کند در ذیل روایت تصریح دارد که در دادرسی محتاج شهود وبینه نیست   موید این است که حضرت داود بر اساس علم خود  که از واقع داشت حکم می کرد نه بر مبنایی شهود وقسم در نتیجه روایتی که می گفت: دادرسی بدون شاهد وگواه فقط در یک مورد بوده است وکلیت ندارد توان مقابله با روایت دسته دوم را ندارد( وا  لله العا لم)

 در تعدادی روایاتی دیگری، وقتی از حکومت حضرت داود صحبت به میان آمده است ائمه اطهار فرمودند: ما مانند حضرت داود قضاوت می کنیم اینکه ائمه اطهار استشهاد به قضاوت حضرت داود می کند دلیل براین ا ست که در قضاوت وداوری حضرت داود خصوصیتی است که بوسیله آن احتیاج به شاهد ندارد.  ساباطی از امام صادق سوال می کند: بما تحکمون اذا حکمتم فقال بحکم الله وحکم داود فاذا ورد علینا شی تلقانا به روح القدس[51]  جعید همدانی( که از یاران امام حسین در سفر کربلا بوده است) می گوید: از امام حسین پرسیدم « جعلت فداک بای شی تحکمون؟ قال یا جعید؛ تحکم بحکم آ ل داود فاذا عیینا عن شی تلقانا به روح القدس[52]

 از امام باقر(ع) روایت شده است که شخصی همسرش را متهم به رابطه نا مشروع بادیگری نموده بود وبر سرش کوبیده می خواست لعان نماید همسرش گفته بود میان من وشما باید کسی داوری نماید که به حکم داود وآل داود حکم می کند وسخن پر ندگان را می داند احتیاج به شاهد ندارد پس به اوگفتم چیزی راکه نسبت به همسرت گمان کردی واقعیت ندارد وآنان باهم سازش نموده برگشتند[53]  ازاین مجموعه از روایات استفاده  می شود که دادرسی در حکومت داود بدون شهود بلکه بر اساس علم قاضی ودادرس بوده است

 دادرسی دولت مهدوی:

  دردولت مهدوی برحسب روایات دادرسی، مانند حکومت داود است ونیاز مند به شهود نمی باشد عبد الله عجلان از امام صا دق روایت می کند که فرمودند:« اذا قام قائم آل محمد(ص) حکم بین الناس بحکم داود لایحتاج الی بینة یلهمه الله فیحکم بعلمه»  هنگامی که قائم  آل محمد قیام کند   در میان مردم مانند حضرت داود داوری خواهد نمود اجتیاج به شاهد ندارد خداوند به او الهام می کند وبر اساس علم خود قضاوت می کند[54]  حریز: می گوید: از امام صادق شنیدم که می فرمود: لن تذهب الدنیا حتی یخرج رجل منا اهل البیت یحکم بحکم داود وآل داود لایسال الناس بینة[55]  درروایت سومی ابان از امام صادق روایت می کند که امام فرمودند: لایذهب الدنیا حتی یخرج رجل منی یحکم بحکومةآل داود لایسال عن بینة یعطی کل نفس حکمها[56]  ابی عبیدة از امام صادق نقل می کند که ایشان فرمودند: اذا قام قائم آل محمد حکم بحکم داود وسلیمان لایسال الناس بینة[57]   حسن بن ظریف می گوید : کتبت الی ابی محمد العسکری (ع) اساله عن القائم ادا قام بم یقضی بین الناس؟... فجاء الجواب  سالت عن الامام. فاذا قام یقضی بین الناس بعلمه کقضاء داود وسلیمان لا یسال الناس بینة[58]  از مجموع این روایات که از ائمه اطهار(ع) رسیده است این مطلب به درستی استفاده می شود که در دولت مهدوی قضاوت دادرسی بر اساس علم وآگاهی قاضی است واحتیاج به شاهد وگواه نیست ؛

 توسعه اطلاعات دردولت مهدوی:

زیرا علم ودانش توسعه می یابد  قضات می توانند بر اساس علم خود حق وباطل را تشخیص دهند وبا ابزار وامکاناتی که در احتیار دارند جرم ومجرم را کشف شناسایی نموده مجازات می کند  در باره پیشرفت ابزار ووسایل اطلاعاتی در دولت مهدوی پیامبر گرامی اسلام چنین می فرماید: سوگند بهآن که جانم در دست اوست، قیامت ب پا نمی شود تا این که کفش یا چوب تعلیمی یا عصای شخصی به او خبر دهد که خانواده او پس از خارج شدنش از خانه، چه کاری انجام داده است»[59]  در حدیثی دیگری  امام باقر(ع) در باره اطلاعات درروز گار حضرت مهدی(عج) می فرماید:« آن حضرت بدین سبب مهدی نا میده شده است که به امور خفی هدایت می شود تا جایی که افراد را اعزام می دارد تا شخصی را که مردم او را مجرم ومنرف بزهکار نمی داند به قتل برساند میزان آگاهی حضرت از مردم به اندازه ای است که اگر کسی در خانه خودش سخنی بگوید: بیم آن دارد که مبادا دیوار های خانه اش گذارش دهند[60]  این روایت به گسترش ابزار ا طلاعاتی در عصر ظهور اشاره دارد  که بر اساس سیستم پیچیده وپیش رفته اطلاعاتی هیچ جرم ومجرم در امنیت نیست  سیستم کشف تعقیب  کیفر ومجازات در حکومت مهدوی بر مبنای عدل استوار است.

« یکی از اموری که پس از ظهور مطرح است مجازات افرادی است که جهان راسراسر ناامن کرده، ملیون ها کشته وزخمی برجای گذاشته اند ونا بسامانی های مادی ومعنوی را پدید آوردندآنان جنایت کارانی هستند که جهان رابه آن وضعیت اسفبار کشانده اند.

 پس از ظهورحضرت تعقیب، دستگیری ومحاکمه آنان امری حتمی است؛ زیرا اجرای حدود الاهی، یکی از واجبات مهم به شمار می رود؛ به ویژه درروز گار حضور امام معصوم وحضرت بیقة الله  در زمین که طبق کتاب خدا  وبه دور از هر گونه هواهای نفسانی حدود اجرا می شود.[61]

 نو آروی قضایی در دولت مهدوی:

 امام صادق وامام کاظم (ع) می فر مایند:« لو قام القائم لحکم بثلاث لم یحکم بها احد قبله: یقتل الشیخ الزانی ویقتل مانع الزکاة ویورث الاخ اخاه فی الاظله[62]  نوآوری قضایی در دولت مهدوی این است که ایشان پیر مرد زنا کار را محکوم به اعدام نموده به قتل می رساند دوم کسانی که زکات راپرداخت نکرده باشند ومنکر زکات باشند آنان رابه قتل می رساند سوم میان برادران عالم زر رابطه حقوقی ارث را بر قرار می داند برادران عالم زر از همدیگر ارث می برند این سه مورد از ابتکارات و نوآوری قضایی دولت مهدوی است مرحوم علامه حلی در باره قتل منکر زکات در حکومت ا مام زمان(عج) می فرماید: درهمه عصرها ، مسلمانان بر وجوب زکات اتفاق ظر دارند وزکات را یکی از  پایه های  پنجگانه ای اسلام می دانند. در نتیجه کسی که واجب بودنش را نپذیرد ومسلمان فطری باشد وبین مسلمانان بزرگ شده باشد او رابدون توبه دادن اعدام می کنند واگر  این فر مسلمان ملی باشد تا سه بار پس از ارنداد توبه اش می دهند وپس ازآن اعدام می شود، این احکام در صورتی است که فرد با علم وآگاهی بهوجوب آن داشته باشد؛ ولی اگر وجب آن را نداند حکم به کفرش نمی شود[63]  مرحوم مجلسی اول در تبین این حدیث شریف می فرماید شاید مراد این باشد که حضرت به علم خود عمل می کند ودر قضاوت نیاز به شاهد ندارد چنانچه در سایر موارد نیز چنین است ولی راز اختصا ص دادن  به این دو مورد به لحاظ ا همیت آن ا ست[64]

 نظام قضایی شایسته سالار:

 برکناری قضات جور پیشه ونا لایق امام علی (ع) می فرماید:«[65] لینزعن عنکم قضاة السوء ولیقبضن عنکم المراضین ولیعزلن علیکم امرا الجور ولیطهرن الارض من کل غاش»  وقتی دولت مهدوی شکل گرفت قضات سوء ونا شایسته را بر کنار می کند وافراد فرصت طلب ومنفعت طلب را جلو گیری می کند وفر ماندهان ظالم وستم پیشه را بر کنار می کند وزمین از وجود افراد خیانت کار تطهیر می کند

 امام صادق(ع) می فرماید: هنگامی  که قائم آل محمد قیام کند، از پشت  کعبه هفده نفر را بیرون می آورد پنج نفر از قوم موسی هستند که به حق قضاوت می کند... وهفت نفر از اصحاب کهف، یوشع وصی موسی، مومن آل فرعون، سلمان فارسی، ابودجانه ومالک اشتر[66]  در حدیثی دیگری ابو بصیر از امام صادق(ع)  می پرسد:آیا جزآین گروه(سه صدو سیزده نفر) افراددیگری در پشت کعبه نیستند؟ حضرت فرمود: آری موء منان دیگری نیز هستند؛ ولی  این گروه فقهاء نخبگان، حاکمان وقاضیانی خواهند بود که پیش رو(سینه) وپشت سرشان را حضرت دست می گذارد ومسح می کند ودر پیان هیچ قضاوتی برآنان دشوار نخواهد بود[67]

 

 

 فهرست منابع:

1-قرآ ن مجید ترجمه دکتر رضایی اصفهانی:

2- نهج البلاغه، تجمه مصطفی زمانی، انتشا رات فاطمة الزهرا، قم،1380

3-اصفهانی، راغب،الفا ظ قرآن کریم ، انتشارات دار الکاتب ،بی تا

4- ابراهیم  البدوی، اسماعیل، نظام القضا الاسلامی، انتشارات جامعةالکویت،1410ه.ق.1989

5-ا طوان نعمه وديگران، المنجد  ، دار المشرق بیروت،

ابن طا ووس، ملاحم،ص

202 دلائل الامامة،ص307

6- آخوندی ، آیین دادرسی کیفری،انتشارات اشراق، تهران،

7-آ-یین داد رسی مدنی، تدوین جهان گیر منصور، نشر دوران، تهران ،1383

8-تستری، محمد تقی قضاوت های حضرت علی ترجمه سید محمد علی موسوی جزایری، انتشارت جامعه مدرسین ،قم 13675

9- تبریزی، میرزا جواد، تنقیح مبانی الاحکام القضاء والشهادات، مطبعه

شریعت،قم1384

10-جعفری لنگرودی، محمد جعفر،مبسوط در تر مینولوژی حقوق، انتشارات گنج دانش،1378،

11- خمینی ، روح الله، تحریر الوسیله، انتشارات موسسه تنظیم ونشرآثا ر امام خمینی، تهران،1421ه.ق.

12-حسینی حایری، سید کاظم، القضا فی الفقه الاسلامی، مجمع الفکر الاسلامی،قم1415ه.ق.

13-حاجی ده آبا دی  محمدعلی،  پیشگیری از جرم(دانشنامه امام علی(ع)) انتشارات پژو هشگاه فرهنگ واند یشه، تهران،1382

14-حاجی ده آبادی، احمد، جرم شناسی( دانشنامه امام علی) پژوهشگاه فرهنگ واندیشه

15-خمینی ، روح الله، تحریر الوسیله، انتشارات موسسه تنظیم ونشرآثا ر امام خمینی، تهران،1421ه.ق.

سلامی، تهران،1382

16-رمضانی، احمد، آیین دادرسی( دانشنا مه امام علی)(ع) انتشارات پژو هشگاه فرهنگ واند یشه،

تهران،1382

17- روحانی، محمود، فرهنگ آماری قرآن مجید، انتشارات آستان قدس رضوی مشهد،1366

18-شیخ الاسلم، سید حسین، غررالحکم ودررالکلم،، انتشارات ا نصاریان،قم 1374،

19-صافی گلپایگانی ، لطف  الله منتخب الاثر، انتشارات حضرت معصومه،قم،1421ه.ق.

 20- صدوق، الخصال، انتشارات جامعه مدرسین ،قم ،

21-طاهری ، حبیب الله، سیمایی  آفتاب، انتشارات زایر،قم 1380

طريحي، مجمع البحرين، موسسه بعثت ، قم 22-

 23- طبسی، نجم الدین، چشم اندازی به حکومت مهدی(عج) انتشارات بوستان کتاب،قم1382ص193

24-عاملی، شیح حر، وسایل الشیعه،انتشارات دار الاحیاء العربی، بیروت

25-عاملی، شیخ حر، اثباة الهدی، بی جا ،بی تا

26-علامه حلی، تذکرة الفقهاء ،

27-  مجلسی، محمد باقر، مراة العقول ،

28-کار گر، رحیم آ ینده جهان، دولت ، سیاست در اندیشه مهدویت، بنیاد مهدی  موعود،قم

1383

29- کاتوزیان، ناصر حقوق وعدالت، مجله نقد ونظر،سال سوم،ش2-3

30-محقق حلی ،  نجم الدین شرایع الاسلام ، تعلیقه سید صادق شیرازی، انتشارات استقلال، تهران، بی تا  

31-میرزاحسین، نوری، مستدر ک الوسایل  موسسه آل البیت،قم

32- معین، محمد، فرهنگ معین، انتشارات امیر کبر، تهران،1371ج،2ص،2116

33-مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار موسسه الوفا، بیروت،

34-مجلسی، روضة المتقین ،

34- نجفی، محمد حسن ، جواهر الکلام، انتشارات دار ا لکتب ا لاسلامی، تهران،بی تا

36- مجتهدی سیستانی، سید مرتضی. دولت کریمه امام زمان(عج) نشر الماس،بی جا 1385

 منصوری، جواد، آثار فردی واجتامعی عدالت،(گفتمان مهدویت) موسسه انتظار نور،قم،1385

 37- صدوق، الخصال، انتشارات جامعه مدرسین ،قم ،



[1]   سوره ص،/26

[2] نهج البلاغه ترجه مصطفی زمانی، انتشارات فاطمة الزهرا،قم،1380 نامه 53ص،26

[3]  معین، محمد، فرهنگ معین، انتشارات امیر کبر، تهران،1371ج،2ص،2116

[4]،اصفهانی، راغب، مفردات الفا ظ قرآن کریم ، انتشارات دار الکاتب ،بی تا ٌص421

[5]  جعفری لنگرودی، محمد جعفر،مبسوط در تر مینولوژی حقوق، انتشارات گنج دانش،1378،ج4ص،2927

[6] ر.ک. قرشی، علی اکبر، قاموس قرآن،  دار الکتب الاسلامیه، تهران،1378،ج6ص،17

[7]  خمینی ، روح الله، تحریر الوسیله، انتشارات موسسه تنظیم ونشرآثا ر امام خمینی، تهران،1421ه.ق.ج2 ص384

[8] النساء/65

[9] طه/72

[10] الاسراء؟23

[11]  روحانی، محمود، فرهنگ آماری قرآن مجید، انتشارات آستان قدس رضوی مشهد،1366،ج3 ص،1163

[12] سباء/14

[13] فصلت/12

[14] ر.ک. تبریزی، میر زا جواد، تنقیح مبانی الاحکام کتاب القضاء والشهادات، مطبعه شریعت،قم1384 ص6

[15]  انطوان نعمه وديگران، المنجد  ذيل ماده دولت ص497

[16]  طريحي، مجمع البحرين، موسسه بعثت ،قم  ص620

[17]  آخوندی، محمود، آیین دادرسی کیفری،انتشارات اشراق، 1381ج4ص،33

[18] منصوری، جواد، آثار فردی واجتامعی عدالت،(گفتمان مهدویت) موسسه انتظار نور،قم،1385ص،67

[19]  طاهری، حبیب الله، سیمایی افتاب، انتشارات زایر،قم 1380 ص298

[20] ر.ک. کاتوزیان، ناصر حقوق وعدالت، مجله نقد ونظر،سال سوم،ش2-3

[21]  مجلسی، محمد باقر، بحا ر الانوار،ج52 ص،337

[22]  همان منبع ص،351

[23] همام منبع ص،338

[24] همان منبع ص،328 اصول کافی ،ج1 ص

 صافی گلپایگانی ، لطف  الله منتخب الاثر، انتشارات حضرت معصومه،قم،1421ه.ق. ص607

[25]   شیخ الاسلم، سید حسین، غررالحکم ودررالکلم،، انتشارات انصاریان،قم 1374،ج1ص213

[26]  حاجی ده آبا دی  محمدعلی،  پیشگیری جرم(دانشنامه امام علی(ع)) انتشارات پژو هشگاه فرهنگ واند یشه، تهران،1382،ج5ص،318

[27]  نهج البلاغه حکمت 478

[28] حاجی ده آبا دی  محمدعلی،  پیشگیری جرم(دانشنامه امام علی(ع)) انتشارات پژو هشگاه فرهنگ واند یشه، تهران،1382،ج5 ص،316

[29]  کار گر،رحیم،آینده جهان  دولت سیاست در اندیشه مهدویت،  بنیاد مهدی موعود،قم،ص233-4

[30]  طاهری ، حبیب الله، سیمایی  آفتاب، انتشارات زایر،قم 1380 ص،298

[31]  حاجی ده آبادی، احمد، جرم شناسی( دانشنامه امام علی) پژوهشگاه فرهنگ وانیشه، تهران،1382 ،ج5 ص،225

[32]  کار گر، رحیم آ ینده جهان، دولت ، سیاست در اندیشه مهدویت، بنیاد مهدی  موعود،قم 1383، ص300

[33]   تبریزی، میرزا جواد، تنقیح مبانی الاحکام القضاء والشهادات، مطبعه شریعت،قم1384ص14

[34]

[34] ر.ک مجتهدی سیستانی، سید مرتضی، . دولت کریمه امام  زمان، انتشارات الماس،بی جا ، 1385 ص72 محقق حلی ،  نجم الدین شرایع الاسلام ، تعلیقه سید صادق شیرازی، انتشارات استقلال، تهران، بی تا ج3-4 ص،86

[35] ر.ک. ابراهیم البدوی، اسماعیل، نظام القضا الاسلامی، انتشارات جامعةالکویت،1410ه.ق.1989ص202-3

[36] مجلسی، محمد باقر بحا ر الانوار،ج52 ص،352

 برای آگاهی بیشتر[37] ر.ک. حسینی حایری، سید کاظم، القضا فی الفقه الاسلامی، مجمع الفکر الاسلامی،قم1415ه.ق.ص،70

[38]  آیین دادرسی مدنی، تدوین جهان گیر منصور، نشر دوران، تهران ،1383 ص،17

[39]   عاملی، شیح حر، وسایل الشیعه،انتشارات دار الاحیاء العربی، بیروت،ج18ص،170ح،3

  ر.ک. میرزاحسین، نوری، مستدر ک الوسایل  موسسه آل البیت،قم ،ج،17 ص366

[40]  همان منبع ص169ح1

[41] ر.ک. تستری، محمد تقی قضاوت های حضرت علی ترجمه سید محمد علی موسوی جزایری، انتشارت جامعه مدرسین ،قم 1367،صص13-15

[42]   رک.   تستری، محمد تقی، قضاوتهای حضرت علی، ترجمه سید محمد علی موسوی جزایری، انتشارات جامعه

مدرسین،قم1367ص 49  شخصی اقرار کرد هزار درهم بهیکی  از دونفر بد هکار است ولی طلبکار را مشخص نکرد وبه همان حال از دنیا درگذشت ، امیر المومنین(ع) فرمود: اگر یکی ازآن بخصوص گواه آورد که وی طلبکار است درهمها به او داده می شود وگرنه درهمها با لمناصفه بینآنا تقسیم می شوند که این قضاوت بر مبنای اقرار بوده است مورد دیگری قضاوت بر اساس شهادت است: دو مرد هرکدام  مدعی  مالکیت اسبی ،بود  یکی ازآنان دوشاهد داشت ودیگری پنج شاهد؛ امیر المومنین(ع) دوقسمت آن رابرای نفر اول وپنج قسمتآن را برای نفر دوم قرار داد

[43]  برای آگاهی بیشترر.ک. نجفی، محمد حسن جواهر الکلام، ج40 صص86-91 وتبریزی، میرزاجواد، تنقیح مبانی الاحکام کتاب القضاء والشهادت ،ص76

[44]  رمضانی، احمد، آیین دادرسی( دانشنا مه امام علی)(ع) انتشارات پژو هشگاه فرهنگ واندیشه، تهران،1382،ج5 ص،424

[45] قرآن ، سوره نمل/15

[46]  انیاء/79

[47]  مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار موسسه الوفا، بیروت،ج14 ص10

[48] ر.ک مجتهدی سیستانی، سید مرتضی، . دولت کریمه امام  زمان، انتشارات الماس،بی جا ، 1385 ص72

مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج14  محدث نوری، مستدرک الوسایل،ج17ص،362

[50]  مجلسی، محمد باقر بحار الانوار، ج14 ص،7 نوری، میرزاحسین، مستدر ک الوسایل ،ج17 ص361

[51]  بحار ،ج52 ص5

[52]  همان منبع ،ص57

[53]  بحار ،ج46 ص،256

[54]  بحار، ج14 ص14

[55]  همان منبع،ج52 319

[56]  همان منبعج52،ص320

[57] همان منبع،ج52ص،320

[58]  همان  منبع ص320

[59]  احمد، مسند،ج3ٌ89

[60]   مجلسی، بحار الانوار}52،ص365

[61]  طبسی، نجم الدین، چشم اندازی به حکومت مهدی(عج) انتشارات بوستان کتاب،قم1382ص193

[62]  صدوق، الخصال، انتشارات جامعه مدرسین ،قم ،1363ج،1

ر.ک. عاملی شیخ حر، اثباة الهدی، بی جا ،بی تا ص،493

 ر.ک. بحار الانوار، 52 ،ص309

[63]  علامه حلی، تذکرة الفقهاء ،ج5ص،7 کتاب زکات ر.ک. مراة العقول ، ج16 ص ،14

[64]  مجلسی، روضة المتقین ، ج3 ص،18

[65]  بحار ج51 ص،120

[66]  ر.ک. عاملی، شیخ حر ، اثبات الهدی، ّیج، بی تا ،ج3ٌ55

[67]  ابن طا ووس، ملاحم،ص202 دلائل الامامة،ص307

ضامن علی حبیبی | 7:32 - سه شنبه 1386/12/28
+
 
چکیده مفهوم امت وکار کرد بین المللی آن

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 


چکيده:

  یکی از مفاهیم ارزشی درجامعه شناسی سیاسی اسلام مفهوم امت است که در نوشتار  حاضر برآن هستيم که مفهوم امت را واکاوي نما يم که آيا د ر مفهوم امت، ظرفيتي  وجود دارد که بر اسا س آن ظرفيت ، بتوان مسلمانان پرا کنده ي خاور وباختر زمين را گيردآوري نمود وامت واحده اسلامي، تشکيل داد که درآن امت واحده از تعلقات نژا دي، سرزميني واقليمي ، زباني وفرهنگي خبري نباشد  ومرزهاي طبيعي وقراردادي جزء براي ضرورت وگذر به وضعيت مطلوب وآرماني مورد اعتنا واعتبار نباشد وهمه مسلمانان زيرچتر پرچم توحيد ونظام توحيدي احساس انسجام و همبستگي نموده درعرصه بين المللي به عنوان امت واحده اسلامي اعلام موضع نموده واثر گذاري خود را در ابعاد مختلف مسائل بين المللي داشته باشند

 

 

 حالا سوال اين است که آيا مسلمانان داراي، چنين ظرفيت هاي نمي باشند ،که با حفظ استقلال سياسي ورعايت مرز هاي جغرافيياي  به محوريت ارزش های واحد، تشکلي را سازماندهي نمايد مانند ساير بازيگران بین المللی،در شمار بازيگران مطرح نظام بين الملل باشند از واقعيت هاي موجود،پل به سوي وضعيت مطلوب بی زنند وزمينه ساز،جامعه واحد سياسي اسلامي وحکومت جهان شمول وانسان شمول اسلامي شوند؟

 براي در يافت پاسخ ونشان دادن، را هکار لازم است به منابع د يني وآموزهاي وحيا ني مر اجعه کرد در قرآن کريم و سنت،يکي از واژه هاي که کار برد زياد دارد کلمه«امت واحده» است.

 

2

2-2 ملت در قرآن:

 

 

منظورازامت اسلامي، مردم جوامعي هستند که دين اسلام را بعنوان آيين ودين سعادت بخش دردوقلمرومادي ومعنوي پزيرفته اند[1]

4- جايگاه امت درانديشه سياسي اسلام:

   براي تبين جايگاه امت نا گزيريم که  به قرآن، سنت ود کترين اسلامي استناد جويم:

1- 4 امت در قران:

 ان هذه امتکم امة واحدة وانا ربکم فا عبدون[2] وما کان الناس الا امة واحدة فاختلفوا ولو لا کلمة سبقت من ربک لقضي بينهم فيما فيه يختلفون[3] کان الناس امة واحدة فبعث الله النبين مبشرين ومنذرين وانزل معهم الکتاب با الحق ليحکم بين الناس فيما اختلفوا فيه[4]

  آنچه ا ز اين آيه استفاده مي شود اين است که مردم د ر ابتدا زندگي ساده وبسيطي داشتن ولي کم کم در اثر کثرت افراد وازدياد سليقه ها ، اختلافات ودر گيري ها پيش آمد  در برخي روايات  اين زمان به دوران قبل از حضرت نوح  تطبيق شده که در آن زمان، مردم زندگي ساده ومحدودي داشته  ود ربي خبري به سر مي برد ند سپس افراد برسري بهره گيري از منابع طبيعي واينکه هرکسي مي خواست ديگري را به استخدام  خود درآورد واز منافع آو بهره وسودي  بي برد اختلاف کرده وجوامع وطبقات پيش آمد لازمه‌ي زندگي اجتماعي وجود قانون محکم وعادلانه ي است که بتواند اختلافات را حل نمايد خداوند پيامبران را براي حل اختلافات ورفع در گيريها مبعوث نمود وکتاب هاي اسماني رانازل نمود

 پيام هاي که از آيه شريفه استفاده مي شود  به شرح زيراست:

[5]

 امت در سيره سياسي پيامبر:

  پيامبر در جهت تاسيس جامعه اسلامي وامت اسلامي ، با شکستن همه مرزها، تهنا مرز را اسلام قرار داد وبر اساس دعوت اسلامي، دسته هاي مختلف رادعوت کرد ويکي از  طريق متحد کردن آنها نيز انعقاد پيمانها بود  مکتوب وسند مهمي که توسط شخص پيامبر تنظيم گر ديده وبه واسطه اهميت آن، به خصوص از لحاظ نظري وتئوريک  وسازمان دهنده امت اسلامي در سطح روابط ميان طوايف مسلمان ومسلمانان با يهود واهل کتاب وديگران بعنوان اولين  قانون اساسي مکتوب در جهان ناميده شده، سندي است که مربوط سال اول هجري،... بعد از انعقاد  پيمانهاي عقبه ودر ابتداي تکوين امت وتاسيس تشکيلات سياسي اسلام ودولت، نظام اسلامي که جامعه اسلامي بر اساس آن شکل گرفت[6] ومعاهده مزبور به اين عبارت است« هذا کتاب من محمد النبي(رسول الله) بين المومنين والمسلمين من قريش واهل يثرب ومن تبعهم فلحق بهم وجاهد معهم... انهم امة من دون الناس»[7] که در اين معاهده همه ي مسلمانان امت واحد دانسته شده است واز حقوق وتکاليف مساويانه بر خوردار خواهند بود

2 -4 امت در نهج البلاغة:

 

 ان الله سبحانه قد امتن علي جماعة هذه الامة فيما عقد بينهم من حبل هذه الالفة التي ينتقلون في ظلها[8] خداوند منت گذارده است برگروهي از اين امت بخاطر عقد ريسمان دوستي بين شان تا به آن متمسک شوند ودر زير لواي آن قرار گيرند  درنهج البلاغة اصطلاح امت در مورد کساني به کار رفته است که با گرايش به اسلام  وپزيرش رسالت پيامبر بر محور واحد جمع شده بودند  که همان اسلام است.

 3-4امت و دکترین اسلامی:

: از طرفي وطن اسلام را استعمار گران وحکام مستبد وجاه طلب تجزيه کرده اند. امت اسلام  را ازهم جدا کرده بصورت چندين ملت مجزا در آورده...

 ما برای اینکه وطن اسلام را از تصرف ونفوذ استعمار گران ودولت هاي دست نشانده آنها خارج کنيم راهي نداريم جز اين که تشکيل حکومت بدهيم

« وحدت  يک پارچگي امت اسلامي از مسايل اصولي اسلام  واز معيار هاي اصيل قرآن است قرآن نه تنها دعوت به وحدت واتحاد نموده است واعتصموا بحبل الله جميعا از  تفرقه  وتجزيه طلبي نهي کرده است  ولاتفرقوا اصولا کار تفرقه طلبان ونفاق افگنان را که با گروه گراي  وخيره سري مردم را به دسته ها وجمعيت هاي جداي از هم تقسيم مي کنند وآنها را در برابر همديگر قرار مي دهند از ويژگيهاي فرعوني وطاغوتي شمرده «جعلها اهلها شيعا» وشيوه پيامبر اسلام  را از آن مبراء وبدور معرفي کرده است « ان الذين فرقوا دينهم وکانوا شيعا لست منهم في شيء(سوره انعام/159)  بر اسا س اند يشه اسلامي  امت تشکيل شده از انسانهاي هم فکر وهم عقيده ي که بر اساس عقيده وآرمان مشترک سازمان سياسي ونظام مشترکي را پزيرفته اند اتحاد ويک پارچگي ازمقومات امت وخصلت تفکيک نا  پزير مفهوم امت مي باشد...

 بر اساس چنين تفکر اصيل تو حيدي هر گز عواملي چون نژاد، زبان قوميت مرزهاي جغرافيياي وبا لاخره سنت ها وفر هنگ ها نمي تواند بعنوان وسلية تفرقه وتجزيه  وجداي در  ميان امت قابل قبول باشد وبايد براي همه ملل اسلامي مساله وحد ت آرماني جوشيده از اعتقاد اسلامي تلقي گردد وهدف استراتژيکي اتحاد ملل اسلامي از اهداف اصيل قرآني وتوحيدي بشمارمي ايد.[9] واذکر نعمت الله عليکم اذ کنتم اعدا فالف بين قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا

5- مباني وزير ساخت هاي تفکر امت:

 1-5 اصل توحيد:

  امت اسلامي ما نند اصول د يگر اسلامي بر اصل توحيد استوار است. وبهمين جهت است که امت وجامعه اسلامي  امت وجامعه ي تو حيدي معرفي مي شود امت اسلامي از آن جهت توحيدي است که بر وحدت  حاکميت الله ووحدت فطرت بشر استوار است.

در جامعه توحيدي منبع مشروعيت قدرت سياسي بر گرفته ازربوبيت تشريعي خداوند است ولی استقرار حاکميت الله بطور عام وفرا گير ومطلق به عنوا ن تنها منبع قدرت سياسي  با مشارکت ومقبولیت مردم فراهم می شود.

2-5 جامعيت دين :

 يکي د يگر از زير ساخت ها ومبا ني اند شه امت اسلامي جاميعت دين است  د ين اسلام، دين جامعي است که براي تمام عرصه هاي زند گي بشريت بر نامه زندگي ودستور العمل دارد همان گونه که مردم را به امري آخرت تشويق وترغيب مي کند نسبت به زندگي د نيا وتنظيم روابط اجتماعي  سياسي  وحقوقي وبر قراري عدل و قسط نيز دستوري دارد« نزلنا عليک الکتاب تبيانا لکل شي وهدي ورحمة وبشري للمسلمين»(نحل/89)

3-5 جهان شمول بودن دين:

 قرآن کريم که عا ليترين منبع دين شناختي است واراده تشريعي خداوند درآن تجلي يافته است وقتي صحبت از رسالت انبياء عموما ورسالت پيامبر اسلام به طور خاص مي  نمايد گستره رسالت انبياء را پهنه گيتي مي دانند وتمام زيست گاه زمين در قلمرو بعثت انبياء قرار دارد  تبارک الذي نزل الفر قان  علي عبده ليکون للعالمين نذير(فرقان/1) ودر جاي ديگر مي فرمايد : قل يا ايها الناس اني رسول الله اليکم جميعا(اعراف/158  اين آيا ت به خوبي برقلمرو گسترده وجهان شمول رسالت پيامبر گرامي اسلام دلالت دارد ود ين اسلام براي تمام انسان هاي روي زمين است در بعد زماني ومکا ني  محدوديت ندارد فرا، زماني وفرا، مکاني است

4-5 جاودانگي دين:

  چهار مين زيرساخت ومبناي تشکيل امت واحده  اسلامي جاودانگي د ين است د ين مقدس اسلام آموزهاي خود را فراتر از گستره زمام ومکان تعريف نموده هو الذي ارسل رسوله بالهدي  ودين الحق ليظهره علي الدين کله ولو کره المشرکون(سوره توبه/4)

 هو الذي ارسل رسوله بالهدي ودين ليظهره علي الدين کله وکفي با الله شهيدا( فتح/28)

 وانه لکتاب عزيز لاياتيه الباطل من بين يديه ولا من خلفه تنزيل من حکيم حميد(فصلت/42) اين دسته از آيات بر جهان گير شدن پيام د ين دلالت دارد، دين که جهان گير وجهان گستر باشد جا ودانگي وا بد يت دارد. نور حيات بخش اسلام تمام بشريت را  در گذر تاريخ تحت پوششش قرار مي دهد.

6- مکانسيم تحقق امت اسلامي:

« مکانيسيم تحقق وحدت وتشکيل امت اسلامي تنها از طريق اجتماع به زير پرچم توحيد اسلامي وتاءسي به قرآن واخوت اسلامي امکان پزير است واين وجهي از وجوه تفکر اسلامي است.که نه به دليل فشار هاي محيطي همچون اجبار حکام، منافع سر زميني واقتصادي وغيره ، بلکه به دليل زير بناي ايدءلوژيکي آن تحقق پزير است[10]

 

 فلسفه سياسي اسلام که بر پايه شناخت واقع بينانه از جهان وبر محور آرما نهاي توحيدي اسلام مبتني است حکم مي کند که تمام کشورهاي اسلامي به عنوان  جزي از پيکره واحد امت اسلامي  در يک تلاش جهاني  درراه تحکيم وحدت اسلامي واعتلا اسلام در برابر کفر جهاني بکوشند

 ویژگی امت اسلامی:

 

1-8 اصل مساوات و برابري:

 در جامعه اسلامي والگوي پشنهادي اسلام، براي امت اسلامي اصل اولي رعايت مساوات وبرابري ميان مردم است واسلام مي خواهد تمام مسلمانان از حقوق ومزايا ي مساويانه بر خور دار

2 -8 اصالت فرد وجامعه:

 در نظام ارزشي اسلام   وامت جهاني،که قران کريم ترسيم مي کند فرد وجامعه هرد و اصالت دارند همه افرادو جامعه از تمام حقوق ومزاياي سياسي برخور دارند. اني لا اضع عمل عامل منکم من ذکر وانثي بعضکم من بعض(آل عمران/196)  فرد وجامعه هر کدام دارای حقوق وتکالیف اند.

 3- 8 اصل اعتدال وميانه روي:

  ا مت اسلامي را خداوند امت معتدل وميانه معرفي نموده است از ويژگي هاي امت اسلامي پر هيز از افراط وتفريط است

 4-8اخوت اسلامی :

انما المومنون اخوة فاصلحوا بين اخويکم واتقوا الله لعلکم ترحمون(حجرات/10) مومنان با هم برادر اند  اختلاف ومنازعات خود را بايد با صلح وآشتي خاتمه دهند وتقواي الاهي را پيشه ي خود سازند تا مورد ترحم الاهي قرار گيرند.

5-8 اصل احترام متقابل ورعايت اصول اخلاقي:

 خداوند متعال امت اسلامي را هشدار مي دهد که نبايد همد يگر، را استهزا ومسخره نمايد وبا عناوين والقاب زشت که لايق به شان يک برادر مسلمان نيست مورد خطاب قرار داد خداوند مي فرمايد: يا ايها الذين امنوا لايسخر قوم من قوم عسي ان يکونوا خيرا منهم...(حجرات/11)

 نتيجه گيري:

 از مطالب پيش گفته  چنين استنتاج مي گردد که در اسلام وتعاليم وحياني  ومنابع ديني «قرآن،سنت» جامعه انساني امت واحده است. اصل درجامعه انساني اتحاد وهمبستگي است اختلاف وتفرقه معلول اصطکاک منافع وافزون خواهي قدرت طلبان است مسلمانان با تمسک به قرآن وتعاليم وحياني مي تواند امت واحده را تشکيل دهند که در عرصه بين المللي اثر گذار باشند اگر مسلمانان از مرزهاي ملي عبور نموده به مرزهاي امي، بياند يشند ومصالح کلي جهان اسلام را در اولويت کاري خود قرار دهند با توجه به فرهنگ غني اسلام وموقعيت هاي سرزميني وراهبردي که در اختيار جهان اسلام قرار دارد وذخاير ومنابع طبيعي را که مسلمانان در اختيار دارند مي توانند به راحتي در معا دلات جهاني تعين کنينده بلکه تصميم گيرنده باشند يکي از آموزهاي که  جهان اسلام را به همبستگي ودوري از تفرقه وتشت دعوت مي کند تفکر امت جهاني اسلام است که در قران کريم  کلمه امت به معناي پيروان پيامبر اسلام 49 بار تکرار شده است  از تعمق در مفهوم امت و ورود، اين اند يشه درحوزه سياست واجتماع، جهان اسلام ومسلمانان مي توانند به عنوان قدرت بلا منازع تبد يل شوند والگوي براي جامعه بشريت وزمينه ساز تشکيل حکومت جهاني  بر پايه اسلام شوند


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 



[1]  جعفري ، محمد تقي، مقد مه استراتيژي وحد ت در اند يشه سياسي اسلام، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي،قم1375ٌ12

[2]  قران کريم  انبياء/92

 [3]  يونس/19

[4]  بقره/213

[5]   مکارم شيرازي وهمکاران، تفسير نمونه،ج1 ص359

[6] موثق، سيد احمد، استراتيژي وحدت در اند يشه سيسي اسلام، انتشارات دفتر تبليغاتا،قم ج1 ص108

[7]  ابن هشام ، السيرة النبويه دار احيا التراث العربي، بيروت،ج2،ص147

[8] نهج البلاغة خطبه192 ،ص220

[9] سوره قصص،4

[10]  رهنورد، زهرا، اقتضاي حکومت اسلامي در شرايط معاصر تحقق دولت بزرگ اسلامي با حفظ استقلا دولت هاي سر زميني، مجموعه مقالات کنگره بررسي مباني فقهي امام خميني، نشر عروج ، تهران،1374 ص50

ضامن علی حبیبی | 1:14 - سه شنبه 1386/12/28
+
 
مرزهای دولت نبوی

  مرزهای دولت نبوی:

نويسنده: ضامن‌علي حبيبي

 چکيده مطالب

 در اين نوشتار برآنيم که بررسي نمايم که دولت نبوي داراي عناصر وساختار دولت مدرن ،  عنصر  سر زمین،مردم و حاکمیت بود بود؟ يا اينکه مزر در دولت نبوي مزري فکري واعتقادي است وهر مسلمان در هر نطقه از زمين باشد جزء  اتباع وشهروند دولتي نبوي محسوب ميشود در نتیجه عنصر سر زمین  ومردم به مفهوم امروزی در دولت نبوی اعتبار ومشروعیت نداشت

 الف) در مرحله آرمان گرايانه گستره دولت نبوي تما م روي زمين را شامل مي شود وهچيگونه محدوديت مرزي ندارد وتمام  مردم روي زمين شهروند دولت نبوي است که اين دولت آرماني، با تشکيل  دولت مهدوي که در استمرار دولت نبوي است محقق خواهد شد.

ب)اما تا رسيدن به آن مرحله اي آرماني ،به دليل پذيرش واقعيت هاي موجود خارجي وتدريجي بودند دعوت نبوي، در سياست گذاري واستراتژي پيامبر واقعيت هاي خارجي ناديده گرفته نشده است ومرزها به رسميت شناخته شده است پيامبر خود را مکلف به رعايت حدود وحريم کشورها مي دانست  وخود نيز کشوري تشکيل داد که داراي  عناصر دولت- کشور است . ملت، سرزمين وقدرت سياسي در دولت نبوي کاملا وجود داشت مسلمانا ن خارج از قلمرو دولت نبوي وقتي مي توانست از  حقوق شهروندي دولتي نبوي برخوردار شوند که  به سرزمين دولت نبوي هجرت کنند.

 درآمد:

  يکي ازمباحث اصلي ومحوري در حقوق اساسي ، علم سياست وحقوق بين الملل بحث دولت است. ودولت به عنوان نهاد اصلي ومحوري  دربحث، نهادي هاي سياسي کشور مطرح مي باشد وقتي بحث دولت مطرح گرديد ازلازمه اي وجود دولت وقدر ت سياسي ،جامعه سياسي سازمان يافته است، که دولت در درون آن شکل  بيگيرد ودولت مظهر تجلي قدرت سياسي يک جامعه سياسي محسوب مي شود.

 سوال اساسي که مطرح است در اين تحقيق اين است. که آيا پيامبر اسلام (ص) جامعه سياسي سازمان يافته تشکيل داد ونظام سياسي حاکم بر مدينه توانيست به عنوان يک دولت- کشور در عرصه اي حيات سياسي واجتماعي مردم آن زمان تجلي يابد؟ وجاي گزين دولت شهرها ونظام قبيله اي حاکم بر شبه جزيره عربستان گردد.

اگر چنانچه مجوديت سياسي نوين شکل گرفته است مرزهاي آن چگونه ترسيم مي شود؟

 با توجه به اينکه« اسلام آييني است که خطاب آن به عالميان مي باشد ودر محدوده اي زماني ومکاني ونژادي خاص  قرار نمي گيرد، امت اسلامي به مجموعه کساني اطلاق مي شود که در همه جاي دنيا هر شبانه روز پنچ با ريک سان، يک دل به کعبه واحد روي مي آورند واز اين طريق خداي واحد را ستايش مي کنند، اين مجموعه پراکنده در جغرافيياي عالم جامعه جهاني اسلام را پديد اورده است...

با اين ترتيب ملاحظه مي شود که مفهوم امت اسلامي با مفهوم ملت که يکي ازارکان اساسي دولت کشور در جغرافيياي سياسي امروز مي باشد کاملا متمايز است مرز جامعه اسلامي عقيده وايمان است واصولا با مرزهاي جغرافيياي مصطلح قابل مقايسه نمي باشد [1]  ازطرف ديگر ملت که يکي از عناصر تشکيل دولت- کشور است  به مردم متمرکز وبه هم پيوسته اي مي گويند که در سرز مين واحد با حدود وثغوري جغرافيياي مشخص زندگي  مي نمايند وبا جوامع ديگر در ارتبا ط وتعامل باشند

 

  اما جامعه اسلامي به صورت يک سازمان مستقل ومنسجم با جوامع ديگر رابطه داشت.مرزهاي سياسي جز آنهاي که دار الاسلام را از دارالکفر جدا مي کرد در ديدگاه اسلام اعتباري نداشت در درون جامعه اسلامي وامت، همه مردم جايگاهي مساوي داشتند وهيچ گونه تمايز در درجات وطبقات در بين نبود تمايز هادر عمل بود   جميعت متمرکز وگروه انساني در دولت نبوي و اموزهاي وحياني بر مدار امت بود اما بر اسا س نظريه امت جمعيت متمرکز که شکل دهنده وقوام دهنده  نيروي انساني يک نظام سياسي است بوجود مي آيد ياخير؟

 واژه امت ، در فلسفه سياسي پيامبر معناي بسيار عميقتر از مفهوم ملت در انديشه سياسي جديد دارد ودر حقيقت مي توان گفت: اساس تکوين نظام اسلامي  در مدينه بود... از انجا که در جنبه واقعيت ونه در قلمرو تفکر وانديشه، امت وسر زمين شرايط اصلي تاسيس نظام وتداوم حيات وتحقق آمال بودند، بنا بر اين پيامبر در طي دوره مدني در کنار همه تلاش ها کوششي مستمر براي تحکيم پايه هاي مباني همبستگي مسلمين وحراست از مرزهاي زندگي نيز به کار گرفت ... اگر بتوانيم تصور دقيق از مباني بقاي دولت وحکومت مردمي داشته باشيم و سر زمين را رکن اساسي وبستر ضروري تحقق همه هدفهاي يک نظام محسوب داريم مي توان دريافت که چرا پيامبر در دوره مدني آن همه نسبت به ممانعت از سقوط نظامي مدينه حساس بود بخشي وسيعي از تواناي اجتماعي مسلمين را براي استمرار همبستگي اعتقادي وحفظ ثغور مدينه به کار گرفت.[2]

 براي بررسي دولت نبوي بايد، بين وضعيت آرماني وکمال مطلوب وواقعيت هاي موجود  تفکيک قايل شد در وضعيت آرماني مرزهاي جرافيياي اعتبار ندارد اما با توجه به واقعيت هاي عيني وخارجي براي رسيدن به وضعيت مطلوب وارماني ناگزير از پذيرش واقعيت هاي خارجي هستيم ومرزهاي دولت نبوي با در نظر داشت وضعيت موجود وحالت   گذار قابل بررسي است

 آرمان نهاي اسلام در مورد رابطه ومناسبات انساني، به امت واحد بشري است ونيز در مورد سر زمين از ميان رفتن مرزهاي جرافيياي وقيد بند هاي  مرزي وبه وجود آمدن کشور واحد جهاني تحت حاکميت قانون واحد الهي، هدف رسالت پيامبر اسلام  سرعت بخشيدن به روند حرکت تکاملي جامعه بشري براي رسيدن به اين مرحله ايده ال وکمال نهاي است...

ولي تارسيدن به آن مرحله نهاي چه بايد کرد؟ همه اي واقعيت هاي موجودرا ناديده گرفته وچشم برهم نهاد وهمه چيز را نفي نمود؟ ويا واقع بينانه از آنچه است پلي براي آنچه که بايد باشد بوجود آورد؟

 اسلام دريک مقطع  زماني ودوران انتقال، به طور نسبي ودر حرکت ضرورت مرزهاي جرافيياي را با ملت ها وحکومت ها که خود را درحصارآن مرزها قرار داده اند-درآن سطح که بتواند رابطه بر قرار کند وروي قدر مشترک ها به توافقهاي نسبي نايل آيد به رسميت مي شناسد تا از اين رهگذر بتواند ضمن انتقال  رسالت جهاني خود به قرار داد ها  وتوافقهاي  اصولي بيشتري دست يازد[3]

 واژه شناسي وتبين مفاهيم:

1 است«--- دولت در لغت ، دولت  وجمع آن دول، به معناي  استيلاء وغلبه کانت لنا عليهم دولت»  يعني ما بر انها غلبه وتسلط داريم وبه شهري که داراي حاکميت، استقلال سياسي ، اقتصادي باشند ميگويد دولت دارد[4] درمجمع البحرين  دولت  به فتح وضم آمده است دولت به فتح به معناي مال است ودولت به ضم به معناي جنگ است.[5] دربحث مورد نظر دولت به معناي حاکميت وسلطه سياسي  است.

2---تعريف دولت در حقوق اساسي:

لغت دولت راعموما در موارد زير بکار مي بريم :

1--- دولت به معناي کليتي متمايز  وشخصيتي مستقل ومجموعي است که بيشتر موضوع حقوق بين الملل عمومي وحقوق عمومي داخلي واقع مي شود وموجوديتي مشخص ومتمايز از عناصر تر کيبي خود دارد. وقتي مي گويم:«دولت ايران» بادولت سوريه قرار داد مودت منعقد کرد» يادولت الجزاير عضو سازمان ملل متحد است  مقصود آن کليت وشخصيت متمايز ومجردي است که با دستگاه حکومتي وهمچنين افراد  واشخاص مسوءل ويا نمايندگان اشتباه نمي شود در اين جا کلمه دولت معادل با Stat در زبان فرانسه بکار رفته است

2--- دولت در مفهوم هيات حاکم وفر مانروايان در برابر حکومت شويندگان وفر مانبران است در اين وجه، مفهوم دولت  بر کليه کار گزاران ونهاد هاي اطلاق مي شود که بر مردم يا ملت حکومت مي کنند مثلا در عبارت دولت با ملت همکاري دارد... مفهوم دولت در اين جا در برابر مفهوم ملت  يا مردم قرار مي گيرد.

3--- دو لت به معناي لايه سياسي قوة مجريه کشور  يا بزبان ديگر، رده هاي سياسي فو قاني، نظير نخست وزير وهيات دولت وزيران واختصاصا کابينه وزرا. هنگامي که مي گويم دولت در برابر مجلس مسوءليت سياسي دارد يا دولت تصميم گرفت که منابع در آمد خود را افزايش دهد... در اين واژه دولت معادلGouverement بکار برده مي شود[6]

 مر اد ازدولت در اين تحقيق همان معناي اول است که داراي شخصيت حقوقي مستقل است  وباجوامع اطراف خود وارد تعامل وگفتگو مي شود   دولت به معناي Stet مورد نظري ما است در اين تحقيق، که بررسي کنيم که دولت نبوي داراي خصوصيات دولت -کشور بوده است عنا صر واجزا تشکيل دهنده اين دولت چگونه ترسيم ميشود معيار شهروندي در دولت نبوي چه بوده است وگروه انساني تشکيل دهنده دولت نبوي داراي چه خصوصيات وويژگي مي باشند ملت که  تشکيل دهنده دولت نبوي است آيا ملت سياسي است يا ملت عقيدتي؟ سرزمين که دولت نبوي در درون آن سر زمين شکل وقوام مي يابد آيا سر زمين بهم پيوسته، داراي حدود وثغور مشخص است يا مطلق سرزميني مسلمان نشين آن روز   جز سرزميني دولت نبوي است

« گروهي انساني که در درون چهار چوب جغرافيياي معين ، تشکيل جامعه اي سياسي  مي دهد ودر آن قدرت برتر ،رقابت نا پذيري بر کليه  اعضاء جامعه حاکم شود وسازمان ويژه اي مجهز به قهر اجتماعي، حفظ نظم عمومي را برعهده داشته باشد تجسم بخش دولت –کشور است[7]  بدين ترتيب مي توان گفت: عناصر سازنده  ومولفه هاي اصلي دولت- کشور به امور زير  خلاصه مي شود:

 الف : گروه انساني: وجمعيت متمرکز در يک سر زمين از ضرورت هاي اوليه يک جامعه سياسي است که جامعه سياسي بايد در درون يک جمعيت متمرکز از گروهاي انساني شکل بيگيرد فرق  نمي کند اين گروه انساني داراي طرز تفکر واحد باشد يا باعقايد وفرهنگ هاي مختلف در سرزمين واحد زندگي نمايند وملت سياسي واحد را تشکيل بدهند« گروه هاي انساني به صورت خام، حالت توده اي از افراد در گروها ي خاص، مانندخانواده، نظام قبيله ونظاير آن را داشتند که با وجود زيستن در کنار يک ديگر، يا در سر زمين هاي مجاور از هم جدا بودند يعني بين آنان هنوز همبستگي اجتماعي وهزاران پيوند ظريف ديگر که در اثر بر قراري روابط اجتماعي حاصل مي شود به وجود نيامده بود لذا هنوز نمي شود آنهارا به عنوان جامعه اي سياسي، دريک کليت متمايز در نظر گرفت[8]

وقتي گروه انساني عضو جامعه سياسي شد  که برمحور ارزشهاي واحد دور زدند واهداف واحد را مورد نظر قراردادند امت شکل مي گيرد:

1--- امت در لغت: به جامعه انساني اطلاق مي شود که قصد ونظر مشترک داشته باشد[9]

 از ديد گاه اسلام عامل اصلي وحدت امت وجامعه اسلامي، وحدت عقيده است ولي در عين حال بايد توجه داشت که ازيک سوي وحدت سر زمين ووجود مرزهاي جغرافيياي، اعم از طبيعي، قرار دادي، به طور کلي فاقد اعتبار نيست وچنان که مي دانيم « دار الاسلام» که طبعا  با مرزهاي خاصي مشخص مي شود، در فقه اسلام احکام خاصي دارد ؛ مثلا مهاجرت به آن در مواردي واجب است .يا ذمي که از احکام ذمه سر پيچي کند از آن اخراج مي شود؛ از سوي ديگر اختلاف در عقيده عامل قطعي  براي بيگانگي و بينونت  کامل نيست، زيرا ممکن است اشخاص غير مسلمان در داخل کشورهاي اسلامي تحت حمايت دولت اسلامي قراگيرند ونوعي  تابيعيت را نسبت به آن پيدا کند بدين ترتيب مرزي کشور اسلامي با کشورهاي غير اسلامي تعيتن مي شود يعني سر زمين  که اتباع کشور اسلامي در آن زندگي مي کنند دار الاسلام شناخته مي شود مرز املاک ايشان دار الاسلام خواهدبود خواه با عوامل طبيعي مانند دريا وکوه مشخص شود يا علايم قرار دادي[10]

 

2---امت در قرآن:

 

 خداوند متعال در قرآن مجيد ضمن ياد آوري سلسله پيا مبران وبحث در مورد گذشت آنان آورده است اين گروه ( پيامبران وپيروان آنان) امت واحد هستند ومن پرور ديگار تان هستم پس مرا بيپرستيد وپر هزگار باشيد .بنا بر اين ، ايه مجموعه افراد بشر به عنوان امت واحد ، خداي واحد را اطاعت مي کنند دعوت همه پيامبران الهي براي پرستش خداي يگانه نشان دهنده دين واحد براي همه است ومقصود اصلي سعادت وحيات انساني مي باشد وهمه   پيامبران  با دعوت ازهمه اي مردم به يگانگي وحق براي اقامه عدالت در جامعه

انساني گام بر داشته اند[11]  تما م انسانها حقيقت نوعي واحد هستند ونظام حاکم بر جامعه انساني وتدبير امور انان نظام واحد  وبهم پيوسته خواهدبود که از ربوبيت تشريعي خداوند ناشي مي شود.

3--- امت وسط:

 اعتدال وميانه روي اصل هادي ورا هنماي تمام احکام وتعليمات اسلامي است. اين  اعتدال درعقيده، در برنامه اجتما عي،درعبادات ودر امور اخلاقي وسائر امور وشووءن زندگي کاملا نمايان است. در ميانه روي اسلامي مسلمانان تک بعدي نمي شوند بلکه رعايت همه ابعاد فردي واجتماعي ومادي ومعنوي لازم وضروري مي باشد ودر نتيجه افراط وتفريط در جهت گيرها مردود است

 اين ميانه روي واعتدال باعث آن مي شود که امت اسلامي با بهره گيري از تعليمات متعادل دين اسلام وبه پيروي وتا ئثر از اعمال ورفتار متعادل  پيامبر گرامي اسلام(ص) به صورت جامعه نمونه وکاملا متمايز گواه بر سائر جوامع باشد[12]

 

 4---  ملت درلغت: به معناي شعب ،جمهور وامت وقوم بکار رفته است[13]    ودر جاي ديگر ملت به مفهوم اعتقادي نظر دارد والملة في الاصل: ما شرع  الله لعباده علي سنة الا نبياء[14]...  در معناي اول ملت متشکل از گروه خوني ونژادي است ودر معناي دوم ملت متشکل از گروه فکري واعتقادي است

  ملت در حقوق اساسي:

 ملت معمولا به جامعه اي انساني که در قلمرو معيني با حاکميت سياسي زندگي مي کنند گفته ميشود افراد اين جامعه به وسيله اي همبستگي هاي مادي ومعنوي به هم مر بو طند در طول تاريخ انگيزهاي فراواني در پيدايش واقعيتي که امروز به نام ملت مي شناسيم دست ان در کاربوده  است گروهي انساني که اعضاء آن احساس کنند به وسيله عوامل پيوند دهنده مادي ومعنوي به هم وابسته اند وبا ديگر گروه  بندي  هاي انساني که خود را متعلق به يک جامعه کل  يا يک جامعه سياسي متمايز مي دانند وسر نوشت خودرا باسر نوشت ساير افراد عضو آن جامعه پيوند يافته مي بينند، مي تواند عامل تشکيل يک ملت باشند، ملت با احساس تعلق، تحقق مي يابد[15]

ب: سر زمين والگوي جغرافيياي:

 يکي ديگر از اجزا متشکله دولت، چهار چوب فضايي يا سر زمين است.اجتماع سياسي مرکب از حکومت شوندگان وحکومت کنيندگان در خلاء امکان پذير نيست. اين اجتماع نياز مند سر زمين وفضاي جغرافياي با حدود وثغوري معين است[16]

  وجود سر زمين ومحدوده اي جغرافيياي مشخص ومعين ازلازمه ضروري ،دولت کشور است .که بدون آن دولت کشور بوجود نخواهد آمد اما اين سرزمين داراي چه خصوصيات باشد وطول وعرض جغرافيياي آن چگونه ترسيم  شود، مطمح نظر حقوقدانان وعلماي علم سياست نيست چون در جغرافيياي سياسي جهان دولت –کشور هاي غير متوازن بسيار ديده مي شود گرچه سرزميني بلامعارض کمتر پيدا مي شود نوعا دولت هاي همجوار در تعين حدود ومرزهاي جغرافيياي دچار اختلاف هستند، اما بايد بخش اعظم سر زمين ، بلا معارض باشد تا دولت در آن سر زمين مشروعيت ومقبوليت جهاني پيدا کند اما اگر تمام سر زمين مورد منازعه باشد ما نند فلسطين اشغالي  دولتي مانند اسراءيل در اين چنين سرزمين مشروعيت نخواهد يافت؛ چون کل سرزمين مورد مناقشه است- گرچه بنيان گزاران حقوق بين الملل وامضا کنيندگان ميثاق هاي با چشم پوشي از اصول بين المللي بر مشروعيت اسرايل اصرار مي ورزند_-.

 شکل گيري دولت ها در درون سرزمين مشخص وتشکيل جامعه سياسي مرکب از حکومت کنيندگان وحکومت شويندگان ممکن است داراي قالب هاي متنوع  ومتفاوت باشند که به  دوقالب عمده آن اشاره مي شود:

1---قلمرو قبيله اي:بنا به نظريه ژنتيک،دولت ها وامپرا طوري ها محصول گسترش طبيعي خانواده است اجتماع افراد به خانواده ، اجتماع خانواده ها به قبيله، اجتماع قبايل وايلات به دولت ،اجتماع دولت ها به امپراطوري منجر شده است.

2--- قلمرو دولت هاي مستقل:، مرزهاي قبيله اي به طوردقيق تعين نشده اند درحالي که قلمرو دولت ها ، با دقت زياد از يگديگر متمايز شده اند اصطلاح دولت به آن دسته از سازمان  هاي سياسي که نه قبيله اند ونه امپرا طوري ، از واحد قبيله بزرگ تر واز واحد امپراطوري کوچکتر باشند اطلاق مي شود دولت بر خلاف قبيله مي تواند در بر گيرنده چندين جامعه  مختلف باشد بنا بر اين دولت نتيجه تداوم گسترش خانوادها  از يک پيمان خوني نيست بلکه علايق سياسي ،اجتماعي  وفرهنگي درشکل گيري  آن نقش دارد «سرزمين فضايي جغرافيياي است که با مرزهاي معيني محدود شده ودرآن قدرت وحاکميت دولت –کشور اعمال مي شود بخشي از سطح کره زمين است که چهار چوبه  عمل کرد وميدان موجوديت  دولت –کشور را تشکيل ميدهد... سرزمين قالب واجب ولازم است که جمعيت هر  مملکت در آن اسقرار مي يابد به زبان ديگر جماعت انساني به بر کت سر زمين در ارتباط با آنان اسکان مي گيرد[17]

 اهميت سر زمين بعنوان محل استقرار وجايگاه نشو ونماي قدرت دولت، به آن اندازه اي است که در هاله اي از تاريخ وافسانه وجغرافييا ودر رابطه با دل بستگي اعضاي جامعه سياسي، مفهوم ميهن ووطن رادر اذهان متبادر مي سازد جنگ ها ومنازعات فراواني براي دفاع از وطن وحفظ مرزها در طول تاريخ د ر گرفته وهنوز هم د ر مي گيرد[18]  هر دولتي که شکل مي گيرد ودر عرصه سياسي اعلام موجوديت مي نمايد معمولا در درون سرزمين خاص ومحدوده اي جغرافياي معين مدعي حق فرمان رواي وسلطه سياسي- اجتماعي است ودولت  که در راءس هرم قدرت قرار دارد تمام سازمان هاي سياسي واجتماعي واعضاي جامعه مدني دولت را يگانه صاحب اقتدار در امور داخلي وبين المللي مي دانند قدرت عاليه ورقابت ناپذير از آن دولت است.

ج: قدر ت سياسي: از اساسي ترين شرايط موجوديت دولت –کشور است. چنانکه مي توان دولت کشور را چنين تعريف کرد : دولت کشور سازماني است واجد يک قدر هنجاري که مي تواند وسايل انحصاري بکار گرفتن اجبار فيزيکي را حقا در اختيار داشته  وبر گروه انساني موجود در حد ومرز سرزمين خود اعمال کند؟ قدرت سياسي وحاکميت درواقع همان قدرت برتر وبلا معارضي است که درقلمرو وسر زمين خاص اعمال مي نمايد وکسي نمي تواند جلو آن قدرت بلا معارض را بيگيرد دولت-کشور وقتي بو جود مي آيدکه داراي چنين قدرتي باشد  ودرمرحله تصميم سازي واجراي قوانين خود تصميم گيرنده باشد از اسقلال وآزادي در اجراي تصميم هاي خود بر خوردار باشند

 

 دولت شهر هاي شبه جزيره عربستان در هنگام ظهور:

 در طلوع اسلام، اوايل قرن هفتم ميلادي ، عربستان جايگاه انبوه وسيعي از گروهاي سياسي مستقل بي شمار بود که عمد تا بر پايه نظام قبيله اي استوار گرديد بود قبايل يا ايلات کوچگر بودند، يا ساکن دريک منطقه وثابت. حتي اعضاء يک قبيله نيز اغلب از اين دو دسته تشکيل مي شد اعراب مستقر در يک محل دولت شهرهاي خاص خودرا داشتند.

نه فقط دولت شهرهاي عربستان،بلکه قبايل متعدد کوچگر احيانا از همان شخصيت سياسي بهره مي بردند. تابع هيچ کس نبودند واگرچه سرزمين خود را داشتند. در فصول مختلف سال در بخشهاي مختلف آن مي زيستند. وداراي سازمان سياسي خاص خود بودند به تظلمات رسيدگي نموده به جنگ پرداخته ومانند هر دولت ديگري معاهده مي بستند[19]

 

 قبل اسلام نظام قبيله گي وملوک طوايفي در شبه جزيره عربستان حاکم بود اما با ظهور اسلام ودعوت علني پيامبر زمينه تشکيل دولت- کشور فراهم گرديد  وپيامبر اسلام از طوايف وقبايل پرا کنده  وغير منسجم امت سياسي واحدرا تشکيل داد که ازحقوق وتکاليف مساويانه برخور داربودند پيامبر گرامي اسلام موءسس وبنيان گذار اولين دولتي است که به عنوان الگو ونمونه وشاخص در تاريخ اسلام پياده شده است دولتي است که پيامبر در مدينه به تشکيل وپياده نمودن آن اقدام کردند. وبراي آن حدود وثغوري مشخصي را تبين نمودند وهمگان را به رعايت آن حدود ملزم ساخت.

«پيامبر اسلام، علي رغم همه موانع ومشکلات، با تکيه بر ارزشها ونقاط مثبت وقدر مشترک ها توانيست با اتخاذ يک ديپلماسي فعال که در نوع خود نمونه ومنحصر به فرد مي باشد، دولت مقتدر وواحدي را بوجود آورد وبا مزاکره با نمايندگان قبايل،بستن پيمان ها دولتي  با سران عرب ومکاتبه وارسال نمايندگان وايجاد صحنه گرا قبايل وسران جوامع کوچک را باخود يک دل ومتحد کند واساس يک کشور اسلامي بزرگ را پي ريزي نمايد که در اندک زمان کمتر از يک ربع قرن حد مرزهاي اين کشور تا عمق اروپا وکرانه هاي دور اقيايونسها پيش رود وبه قول « کيو گيور» از سال اول هجرت تا سال دهم وبه طور متوسط روزي 822 کليو متر مربع به اين کشور افزوده شد[20]  گسترش اين کشور وسيع اسلامي  تاآنجا پيش رفت که وقتي بر اثر بي کفايتي وستم پيشگي خلفاي اموي، عباسي اين سر زمين پهناور تجزيه شد، دهها کشور بزرگ وکوچک از آن بوجود آمد ودر هر کدام دولت مستقل به قدر ت رسيد مانند دولت ال بويه، در فارس ،ري واصفهان وغرب ايران، دولت محمدبن الياس در کرمان،

 دولت خاندان حمدان در موصل ودياربکر وشمال بين النهرين،دولت محمد بن طعج ملقب به اخشيد در مصر،شام ودولت فاطيميان در تونس ومراکش ،دولت عبدالرحمن اموي در اندلس دولت ابو طاهر قرمطي در يمامه وبحرين دولت ديلميان در طبرستان وگرگان ،دولت نصر ساماني در خراسان ،دولت ال بريد در اهواز وواسط وبصره ودولت بغداد در دست خليفه گان باقي ماند[21]  پيامبر گرامي اسلام توانست ازمردم پراکنده ومتخا صم چنين دولت مقتدر ي را بوجود آورد که امپراطوري قدرت مند عصر در برابر پيامبر تسليم شدن .

سنت قبيله گي وتعاليم وحياني:

 عرب، با قبول اسلام ازحکومت قبيله اي به حکومت جهاني قدم گذاشت. پيامبر           اسلام توانيست ازقبايل پراکنده عرب ،امتي تشکيل بدهد. شکي نيست که تاليف امت واحد،از قبايل که در طول تاريخ به نزاع وتخاصم وحمله وهجوم  بر يگديگر عادت کرده بودند وخون همديگر را مي ريختند درمدتي اندک کاري بس بزرگ ومعجزهء اجتماعي بي نظيري  است؛ زيرا چنين تحول عظيم، اگر نتيجه سلسله  تحولات وتطورات عادي بود، نياز به تربيت طولاني ووسايل بي شمار داشت.[22]

 پيامبر اسلام با اينکه در يک محيطي، مبعوث به رسالت شد که در آن جامعه فرهنگ قبيله حاکم بود وقبايل پراکنده ،با تفکرات وانديشه هاي متفاوت که به صورت دولت شهر اداره مي شد. و اما پيامبر اسلام ظرفيت هاي مثبت قبايل را  به  عنوان قالب، محتواي ارزشهاي ديني پذيرفت با ايجاد پيمان هاي متعدد توان وظرفيت هاي قبايل را در راه نشر وگسترش اسلام به کار انداخت ازقبايل پراکنده و متخاصم نيروي مقتدري ساخت که در جهت همکاري وهمياري پيامبر از هيچ تلاشي فرو گذار نکردند اقدامات اصلاحي پيامبر در مدينه واطراف مدينه داراي جنبه کاملا متمايز بود سنت هاي غلط وتفکرات باطل آنان راکه برمحوري قبيله وتکاثر طلبي دور مي زد ملغي نموده ازرسميت انداخت باانواع شرک وبت پرستي وتفکرات طاغوتي به مبارزه مستمر وپي گير ادامه داد وازطرف ديگر تفکرات اسلامي ،توحيدي را درجامعه حاکم وتقويت بخشيد وارزشها را بر محور ارزشهاي اسلامي تعين کرد ملا ک فضليت برتري که تاهنوز پيوند خوني وقبيله اي بود بعد از اين تقوا وپر هيز گاري است نژاد ،رنگ وخون معيار برتري محسوب نمي شود

 

« تعاليم وحياني پيامبر بسيار بنيادين وبرهم زنينده بود نگرش قرآني، ساختار هاي عقيدتي، سياسي واجتماعي جامعه جاهليت قبل از اسلام را به چالش عظيمي فراخواند وانقلاب بنيادين در آن ايجاد کرد تعاليم پيامبر    معيار همبستگي وموزائک اجتماعي را ازارزشهاي انساني واسلامي نظير فضايل  مبتني بر تقوا،ايمان وجهاد استوار ساخت وفضايل کاذب وخيالي مبتني برتري قبايل خاص حتي قبيله قريش را مردود اعلام کرد... ارزشها وقشر بندي مورد تاييد اسلام بر مبناي مرز بند يها ي نظير کفرف نفاق وايمان ،فسق وتقوا ، انصار ، مهاجران استوار بود واحد سياسي واجتماعي اسلام «امت» ونه قبيله بود با اين همه نمي توان« ساخت قبيله» را دست کم در مراحل آغازين دعوت در مکه ودولت سازي در مدينه ناديده انگاشت اگر قبيله را در دوبخش« محتواي ارزشي» وفالب وفرم قبيله اي تعريف عملياتي کنيم اولويت مبا زره اسلام با محتواي فکري ارزشي قبيلگي بوده است وبه تعبيري اسلام با اهل کردن» قبيله» ارزشهاي قبيله اي را مردود اعلام کرده است ودرعين حال نهاد وقالب قبيله را دست کم تازماني که مخالفت صريحي با تعاليم اسلامي نداشته ابقا کرده است وخواه ناخواه از ظرفيت هاي موجود آن به نفع گسترش دعوت يا نهادينه کردن ساختار دولت جوان بهره گرفته است[23]

 قانون مداري دولت نبوي:

  در دولت شهرهاي شبه جزيره عربستان معيا رحق وباطل اراده شيخ وبزرگ قبيله بود اراده حاکم به مثابه قانون  در سطح قبيله نافذ بود اما پيامبر اسلام با تشکيل دولت نبوي خواست حاکم را از قانون تفکيک کرد تما م حقوق وتکاليف بايد بر مبناي قانون با شد مجرم مجازات وبخشيش ومکافات، پاداش وکيفر بايد مستند به شرع وقانون الهي باشد ضعيف وقوي فقير وغني در پيشگاه قانون مساوي اند

 « حکومتي که پيامبر خدا در مدينه تشکيل داد از نگرگاه حقوق اساسي کهن ترين ساختار تشکيلاتي حکومت به عنوان ساختار سامان دهنده اجتماعي-سياسي است؛ زيرا براي نخستين باردر اين حکومت اصل معروف،به مشروعيت يا تبعيت حکومت از قانون مقرر گشت چه احکام شرع که وحي خدادرقالب کتاب،سنت آورده بود احکام صادر شد ازقدرت برتر ازهمه قدرتها وقواي حکومت بودند بدين حکومت اسلام، نخستين حکومت در تاريخ بود که اصل مشروعيت يعني جدا  کردن اراده حاکم از قانون وبرتري اراده قانون بر خواست واراده اوراشناخت ورسميت بخشيد.از ديدگاه اسلام حکومت يک چيز است وريس  حکومت چيزي ديگر[24] درنظام سياسي اسلام  دولت وحکومت شخصيت حقوقي دارد که با رفتن وفوت رهبر وزعيم سياسي جامعه اسلامي ، نظام سياسي پا بر جا مي ماند متلاشي ومضمحل نمي گردد حکام وکار گزاران باتنفيذ وتا ييد رهبري بعدي کارش را ادامه مي دهند  وبعد از رحلت پيامبر گرامي اسلام نظام سياسي اسلام درقالب امامت تجلي مي يابد واما مت ادامه واستمرا رخط نبوت است چون زعامت سياسي جامعه اسلامي عهد الهي است که فرد محور نيست بلکه با فوت رهبر سياسي جامعه، ملت بلاتکليف نمي ماند بلکه جانشين اوعهده دار مسوءليت ميشود

 عناصر دولت نبوي:

الف: نيروي انساني وجمعيت :

 حضور قبايل مختلف وطوايف که در مدينه  بر طبق سنت هاي جاهلي  زندگي مي کردند سبب نزاع واختلاف بود، علاوه بر آن  ، قبايل يهودي نيز افزون بر مسايل قبيله اي، تعارض تازه اي  با مسلمانان پيدا کرده  وبر  زمينه هاي اختلا ف  وتعارض افزوده بودند اين اختلافات مي بايستي از ميان مي رفت تا امکان تشکيل دولت فراهم شود در برخي موارد اين اختلا ف از اساس محو مي گرديد اين موارد عبارت بود از اختلافات موجود ميان قبايل مسلمان، در موارد نيز مي بايست بر اساس مصالح سياسي ويا سياست هاي  اصولي که اسلام در ارتباط با ديگر اديان مطرح کرده بود حل وفصل مي شد ، در اين قسمت دردر جه اول يهود پس از آن مشرکان  مسلمان ناشده مدينه وپس ازآن مسيحيان نجران قرار داشتند[25] پيامبر گرامي اسلام در راستاي ملت سازي ودولت سازي کوشيد  تعارض قبيله اي مسلمانان را تبديل به اخوت اسلامي نمايد واز طرف ديگر به خاطر برقراري ثبات وامنيت سياسي در قلمرو دولت نوپا ونو تشکيل  براي اعتماد سازي  با يهوديا ن ومشرکان ساکن در مدينه  پيمان هاي سياسي -  نظامي منعقد سازد وبر رعايت آن ميثاق ها ثابت واستوار باشد در سيره سياسي پيامبر وتعاليم عاليه اسلام لزوم وفا به عهد وپيمان يک اصل ارزشي واز استراتژي مبارزاتي پيامبر محسوب مي شود« اسلام پس از انکه عهد وپيمان منعقد شد، حرمت عهد وپيمان ووجوب وفاي به آن را به طور مطلق مي داند خواه کسي پيمان بسته از پيمان متضرر شود يا منتفع گردد[26]

دولت نبوي درمدينه ازنيروي انساني وجمعيت بهم پيوسته برخوردار بود که در قالب پيمان سياسي مدينه داراي تکالف وحقوق مساوي بودند وقانون اساسي مدينه حقوق وتکالف همه شهروندان واتباع دولت نبوي رامشخص کرده بود

 «حکومت اسلامي که  در دوران پيامبر اکرم وخلفاي راشيدين در مد ينه تشکيل شد هم به لحاظ ساختاريک حکومت بود وهم تمامي عناصري را که يک حکومت در برمي گيرد يعني ملت، سر زمين وقدرت ونظام قانوني در برداشت. قانون اساسي مد ينه( پيمان نام اي که  به درآغازهجرت به مدينه نوشته شد) به صورتي دقيق همه گروهاي راکه حکومت از انهاتشکيل شد يعني مسلمانان،يهوديان ومشرکان طايفه به طايفه نام برده وبر اين تاکيد کرده است.که همه اين گروها وطوايف جداي از ديگر مردمان امت سياسي واحد را تشکيل ميدهند اين قانون همچنين  کليه حقوق وتکاليف اين گروها را به عنوان شهروندان ياد آور شده بود  که بطور نمونه به چند بند آن اشاره مي شود:

« بسم الله الرحمن الرحيم

 پيماني است که «محمد » رسول خدا ، ميان مسلمانان قريش ، يثرب و کساني که از آنان پيروي کرده و با آنها به جهاد برخوا ستند منعقد ساخته است

بندآول)1—امضا کنيند گان پيمان، ملت واحدي را تشکيل مي دهند.مهاجران قريش ، به رسم  سابق خويش قبل از اسلام در پرداختن خون بها باقي هستند. اگر فردي از آنها کسي را کشت يا فردي از آنان اسير گرديد بايد به کمک هم خون بها يش را بپردازند واسيري خودرا بخرند... در عقد پيمان صلح بايد مسلمانان متحد  شوند وهيچ مسلماني بدون جلب نظر مسلمانان ديگر جز عدالت ومساوات نمي تواند صلح برقرار کند.

بند دوم) تا آنجا که مسلمانان براي حفظ مدينه مي جنگند، يهوديان بايد به سهم خود هزينه جنگي بپردازد...

 يهوديان بني عوف( بني عوف تيره اي از انصارند) با مسلمانان متحد ودر حکم يک ملتند ومسلمانان ويهوديان درآيين خود آزادند...

 مرجع اختلا فات براي  امضا کنيند گان اين پيمان اعم از مومن  وغيره «محمد» است خداوند با کسي است.که اين پيمان را بيشتر محترم شمارد

 بند سوم) امضا کنيند گان اين پيمان، دفاع مشترک «يثرب »  بر عهده دارند[27][28]

        هما نطوريکه ملاحظه مي شود در اين ميثاق نامه که از آن به قانون اساسي مدينه تعبير ميشود  نکاتي رو شن  براي اثبات  حقوق وتکاليف شهروندي ديده مي شود امضا ء کنيند گان  علي رغم اختلاف در تفکر وعقيده ملت واحد دانسته شده است از اين معلوم مي شود که مر اد، ملت وامت سياسي است . ويهوديا ن ازآزادي  ديني برخوردارند ومتقابلا ومکلف هستند  که براي دفاع وحفظ نظام اسلامي غرامت پر داخت کنند زعيم سياسي  و در راءس هرم قدرت سياسي، پيامبر قراردارد مردم عموما مکلف هستند براي حل اختلاف خود به پيامبر مراجعه نمايند. وپيامبر نيز براي آنان شخصيت واحترام قايل بود در موارد لازم با آ نان مشوره مي کرد خصوصا  درمسايل که مرتبط با مر کزيت دولت نبوي (مدينه) بود ايشان براي حفظ مرکزيت دولت نبوي اهميت فو ق العاده قايل بودند در شرايط حساس وسر نوشت ساز که مر کزيت دولت مورد تهديد  قرار مي گرفت پيامبر با مسلمانان وحتي منافقين به مشوره مي پرداخت واز آنان نظرخواهي مي کرد[29]

ب: سرزمين:

 سر زمين اين حکومت يثرب يا مدينه خاستگاه نخستين حکومت اسلامي بود ريس اين حکومت نشانه  هاي براي حدود اوليه اين سر زمين ترسيم فرموده وآن راحرم امن اعلام داشته بود  المدينة حرم من کذا الي کذا لا يقطع  شجرها  ولا يحدث فيها حدث شهر مدينة از فلان جا تا فلان جا حرم است ودرختان آن نبايد قطع شود وهيچ ديگر گوني نبايد در آن پديد آورد. بود تا از اين رهگذر تلويحا به همه کساني که از اين شهربه جاي ديگرمي رفتنند يا بدان مي آمدند اعلام گردد که موجوديت سياسي نوين دراين سر زمين شکل  گرفته است[30][31] مهتر از همه شکل گيري دولت با عناصر اصلي آن يعني رهبري، امت وسر زمين است . در اين  دولت رهبري با رسول خدا است که مورد پذيرش همه گروهها وقبايل مدينه است سر زمين اين دولت در ابتداي کار شهر يثرب يا مدينة النبي واطراف آن است وامت تنها اختصاص به مسلمانان ندارد بلکه مهاجر ،انصار( اوس ،خزرج) يهود هم پيمان اوس وخزرج(بني النجار، بني الحارث بني ساعده بني جشم بني الروس وبني ثعلبه يهود خارج مدينه ومشرکين داخل وخارج را نيز شامل ميشود چنانچه اهالي مدينه همه تحت عنوان امت واحده قرارمي گرفتند[32]

  وداراي حقوق وتکاليف مساويانه بودند.

 يکي از مواردي تاريخي که براي اثبات مرزهاي فيزيکي دولت نبوي مي توان به آن استناد کرد صلحنامه هاي است که پيامبر با مخالفين منعقد نموده است به طور مثال به صلح حديبيه مي توان  اشاره کرد که  در آن صلح نامه فقرات ذيل به چشم مي خورد:

ماده اول قريش ومسلمانان متعهد مي شوند که مدت ده سال جنگ وتجاوز را بر ضد يکديگر ترک کنند، تا امنيت اجتماعي وصلح عمومي در نقاط عربستان مستقر شود.

2 اگر يکي از افراد قبيله قريش بدون اذن بزرگ تر خود ازمکه فرار کند واسلام بياورد وبه مسلمانان بپيوندد؛ محمد بايد اورا به قريش بازگرداند، ولي اگر فردي از مسلمانان به جانب قريش بگريزد حکومت موظف نيست آن رابه مسلمانان تحويل دهد

3 مسلمانان وقريش مي توانند باهر قبيله اي که خواستند پيمان بر قرار کنند .

4 محمد وياران او امسال از همين نقطه به مدينه باز مي گردند، ولي در سال هاي آينده مي توانند آزادانه ، آهنگ مکه کرده وخانه خدا را زيارت کنند؛ مشروط بر اينکه سه روز بيشتر درمکه  توقف نکنند وسلاحي جز سلاح مسافر ، که همان شمشر است ، همرا ه نداشته باشند[33] اين صلح نامه که به امضاء پيامبر گرامي اسلام  ونماينده قريش رسيده بود بهترين شاهد   براي تبيث مرز فزيکي در دولت نبوي است گرچه رسالت ودعوت پيامبر جهاني است وبهترين دليل بر جهاني بودن دعوت پيمبر نامه ها ودعوت هاي است که توسط  آن حضرت در اطراف جهان فرستاده شده است .

 ولي بخاطر استقرار صلح  وامنيت در شبه جزيره عربستان وبستر سازي مناسب  براي دعوت جهاني، پيمان صلح را به عنوان يک تاکتيک مقطعي  وتامين مصالح بيشتر منعقد مي سازد وبه رعايت آن خودرا ملزم مي گرداند؛ که در آن پيمان بيشترين تاکيد روي مرزهاي فزيکي صورت گرفته است  ودو طرف به رعايت آن ملزم شده است  با اينکه پيامبر در مدينه حاکم مطلق است ولي مکه را خارج از قلمرو حکومت خود مي دانند وبه خواست هاي حاکميت مکه تر تيب اثر مي دهد.

 عمليات تصفيوي در مدينه:

 يکي ديگر از شواهد تاريخي اي که مي توان براي اثبات مرزهاي فزيکي دولت نبوي به ان استدلال کرد عمليات تصفيوي پيامبر در مدينه است «  يهود  بني نضير، بني قينقاع، وبني قريظه با پيامبر پيمان صلح منعقد ساخته ومتعهد شدن که با دشمنان اسلام مساعدت نورزند ومتعرض اصحاب رسول خدا با دست، زبان واسلحه نشوند ودشمنان رسول خدارا ياري نرسانند وبي طرفي کامل خود را حفظ نمايند. اگر چنانچه پيمان شکني کردند رسول خدا مجاز در کشتار مردان، اسارت زنان  واطفال آنان واخذ ،مصادره اموال آنان خواهد بود قبايل مزکور عهد نامه مزبور را امضا نمودند وپيامبر عهد نامه را نزد امير المومنين گذاشت بعد از مدتي آنان عهد نامه را نقض کردند وپيامبر اسلام آنان را از قلمرو دولت اسلامي اخراج کردند[34] اخراج  يهوديان از مدينه براي رسول خدا فرصت مناسبي بود براي تحکيم پايه هاي دولت نو بنياد نبوي وتمام تلاش پيامبر براي تحکيم دولتي بود که آن را در مدينه اساس گذاري کرده بود[35] اينکه پيامبر يهوديان پيمان شکن را از قلمرو دولت خوداخراج مي کند به خوبي روشن مي شود که پيامبر بربخشي از شبه جزيره عربستان سلطه سياسي داشت.

 شاهد ديگري که مي توان براي اثبات مرز ي فزيکي براي دولت  ارائه نمود نامه هاي حضرت رسول به سران ممالک وطوايف است که در آن نامه  هابه صراحت مرزهاي فزيکي به رسميت شناخته شده است به صراحت تماميت ارضي قلمرو حکومت آنان به رسميت شناخته شده با حفظ مرزهاي فزيکي آنان را دعوت به اسلا م نموده است به سفرا وکار گزاران دولت نبوي سفارش مي کند« اذا جئت ارضهم فلا تدخلن ليلا حتي تصبح ثم تطهر فاحسن طهورک»[36] از سفراء خود ميخواهد وقتي در سر زمين پاد شاهان رسيديد شب هنگام داخل نشويد  اين گونه سفارش يک نوع رسميت شناسي محسوب مي شود

[37] [38]  گرچه در بدو شکل گيري دولت نبوي، سر زمين  دولت در يثرب واطراف آن محدود مي شد اما  با گسترش فتوحات اسلامي وگرايش مردم به دين مقدس اسلام  سر زمين دولت اسلامي روز به روز توسعه مي يافت طوريکه« خليفه دوم تصميم گرفت چهار کشورجديد را با تقسيمات جغرافيياي واداري به ولايات مستقل تقسيم کند وهربخشي رابه يک عامل وکار گزار واگذار کند اين چهار کشور عبارت بودند از:

1--- ايران گسترده آن روز که شامل بخش هاي از اسياي مرکزي وحوزه اي ماورالنهر وافغانستان مي شد خليفه ان را به سه ولايت اداري تقسيم کرد:

الف: ولايت اهواز وبحرين،

ب: ولايت سيستان، کرمان ومکران

ج:ولايت طبرستان وخراسان

2--- منطقه عراق که به دوولايت تقسيم شد

الف/ ولايت اول مرکزيت کوفه؛

ب/ ولايت دوم به مرکزيت بصره

3 منطقه شامات نيز به دو ولايت تقسيم شد؛

الف/ اول به مرکزيت حمص

ب/ ولايت دوم به مرکزيت دمشق

4منطقه افريقا که به سه ولايت تقسيم شد

الف/ ولايت اول که پايتخت آن مصرعليا بود؛

ب/ ولايت دوم که پايتخت آن صحراي ليبي بود

 ج/  ولايت سوم که پايتخت  مصر سفلي ومصرعربي بود؛[39] اين کشور ها توسط عمال وواليان که از طرف دولت مرکزي منصوب مي شدند اداره مي گرديد

 ج:قدرت سياسي:

 قدرت سيا سي وحاکميت در اين سرزمين به دست پيامبر گرامي اسلام بود پيامبر علاوه بر دريافت وتلقي حي مسوءليت تبلغ واجراي وحي را نيز عهده دار بود « سنت ورويه پيامبر اکرم(ص) دليل بر لزوم تشکيل حکومت است زيرا اولا خود تشکيل حکومت داد وتاريخ گواهي مي دهد که تشکيل حکومت داده  وبه اجراي قوانين وبر قراري نظامات اسلام پرداخته وبه اداره جامعه بر خواسته والي به اطراف مي فرستاده  وبه قضاوت مي نشسته وقاضي نصب فرمود سفراي به خارج ونزد روساي قبايل وپادشاهان روانه مي کرد، معاهده وپيمان مي بسته جنگ را فرماندهي مي کرد وخلاصه احکام حکومتي را به جريان مي انداخته است ثانيا براي پس از خود به فرمان خدا تعين حاکم کرده است[40] پيامبر در جايگاه حاکم جامعه اسلامي در راءس هرم قدرت قراردارد به تنظيم امور داخلي وسياست خارجي کشور نوپاي  اسلامي مي پرازد«پيامبر... استراتژي بر قراري روابط حسنه رابا تمام واحد هاي سياسي در پيش گرفت وکوشيد همه قبايل را تحت نظام سياسي واحد گيرد آورد.دپلماسي پيامبر(ص) پس ازتشکيل حکومت اسلامي در مدينه، آغازمي شود گرچه  در اين پيمان،توجه اساسي به شکل گيري روابط وسامان دهي نظام سياسي در داخل حکومت اسلامي است اما دست کم در برخي موارد مانند يهوديان، اصول روابط خارجي پيامبر نيز تبين شده است[41] 

 پيامبر در مدينه چهره يک حکومت کامل رابه نمايش گذارند ايشان هم در زمان صلح ، آرامش وهم در زمان بحراني ترين زمانهاي که يک حکومت  ممکن است بخود   بيبيند ، به بهترين نوع رتق وفتق امور مي پرداختند والگوي تمام عيار از عادلانه ترين حاکميت را براي آيندگان به ارمغان آورند . پيامبر ، مسولان امور را  انتخاب مي کردند، با آنها مشورت مي کردند، در جنگ ها حاضر ميشدند حدود الهي را پياده مي کردند ،  با مردم نماز مي گذارند وهم خمس وزکات جمع آوري مي کردند وبا لااخره اقدامات متعدد  را در جهت بسط   روابط سياسي خود با قبايل و طوايف و دول ديگر به اجرا در آورده وقرار داد ها ومعاهدات وپيمانهاي متعد د را با کفار ومشرکين منعقد مي کردند اين قرار داد ها با عتبار کساني که با آنها منعقد شده اند، به چهار دسته اساسي  تقسيم مي شوند:

الف) قرار داد هاي منقده با يهود

ب) قرار داد هاي تنظيمي با قريش واهالي مکه

ج) قرار داد هاي ميان پيامبر ودول خارج از عربستان

د) معاهدات که بين ايشان وطوايف  وقبايل عربستان منعقد گرديد.[42]

  ساختار دولت نبوي:

 د ولت ها نوعا يا به صورت دولت بسيط متمرکز است يا به صورت دولت بسيط غير متمرکز يا به صورت فدرال، دولت متمر کز دولتي است که تما م تصميم گيري ها در مرکز صورت مي گيرد و تصميمات براي اجرايي شدن در اختيار کار گذاران نظام قرار مي گيرد وکار گذاران صلاحيت تصميم گيري را ندارد فقط موظف به انجام آيين نامه ها وبخش نامه هاي دولت مرکزي است

 يا به صورت دولت غير متمر کز دولت غير متمر کز به دولت هاي گفته مي شود که اختيار تصميم گيري در امور اداري واجراي براي کار گذاران ومقامات محلي داده شده است ومقاما ت محلي درمحدوده قانون مي توانند در امور اجراي واداري  مناطق  وقلمرو تحت صلاحيت خود،تصميم گيري نمايند وحق تصميم گيري سياسي را ندارند  براي اينکه روشن شود« دولت هاي که داراي حاکميت يک پارچه هستند، به لحاظ اينکه فاقد اجزا تر کيبي هستند بسيط نا ميده ميشود دولت بسيط داراي يک قانون اساسي هر چند در چند نسخه بوده وهمه اجزاء حاکميت را در سراسر قلمروهاي خود در اختيار دارد دولت بسيط مي تواند در درون خود داراي تقسيم بندي هاي اداري به صورت متمر کز وغير متمر کز باشد اما هيچ گاه داراي دولت داخلي در بطن خود نيست از کشورهاي غربي دولت هاي چون فرانسه ،انگلستان وايتاليا ويونان واز کشورهاي اسلامي دولت هاي چون ايران، مصر وسوريه اردن، عراق بسيط هستند.[43]

 دولت نبوي دولت متمر کز بود يا غير متمر کز خوب است دولت مزبور در دومقطع قبل از فتوحات وبعد از فتوحات بررسي شود تا معلوم گردد که از کدام نوع است « در نگاه مقايسه اي به حکومت اسلامي از زمان پيامبر اکرم(ص) تا عصر امام علي(ع) دو دوره  متفاوت ومتمايز از هم وجود دارد:

الف: پيش از فتوحات ودوره بعد از فتوحات دردرره نخست حکومت اسلامي به صورت متمر کز در محدوده اي جزيرة العرب شامل يازده منطقه مکه، مد ينه ،طائف،صنعا، حضرموت، خولان،زبيد،رفع ،نجران،حرش، وبحرين بود وهمه مسوءليت هاي اداري وسياسي برعهده مسلمانان وصحابي پيامبر بود در زمان خليفه دوم، قلمروحکومت اسلامي بسيار گسترده شد وممالک غير عربي زيادي درقلمرو دار الاسلام قرارگرفت واين پديده مديريت سياسي  دولت اسلامي را با چالش مواجه ساخت و آن چگونگي اداره مناطق فتح شده بود که آيا آنهابه صورت مستقيم زير نظرخليفه اداره مي شدند وآيا اصلاچنين کاري امکان پذيربود؟ يا آن که حاکم مستقلي براي آنها منصوب مي شد؟... دراين زمان که قلمرو دولت اسلامي از غرب تا شمال افريقا واز شرق تا رود سند وآسياي مر کزي امتداد يافته بود،داراي بيش از بيست ولايت مي شد[44] در دوره بعد ازفتوحات دولت اسلامي به صورت غير متمر کز توسط عمال وواليان اداره مي شد بدين ترتيب مي توان گفت: دولت نبوي  به دليل محدوديت جغرافيياي وقابل کنترول بودن به صورت متمرکز اداره مي شد  وداراي حاکميت بسيط ويک پارچه بود وهمه اجزا حاکميت را در سراسر قلمرو خود در اختيار داشت  قوانين  وآيين نامه هاي اجراي از مرکز واحد صادر مي شد.

فهرست منابع:

1  ابن هشام ، سنن النبوية، دار الاحياء التراث العربي، بيروت لبنان ج2

2 احمدي ميانجي ، حسين بن علي ، مکاتيب الرسول ، انشارات دار المهاجر لبنان

3 آندرو وينسيت، نظريه هاي دولت ، ترجمه حسين بشيريه، انتشارات نشر ني،تهران 1371

 4 اطوان نعمه وديگران، المنجد،دار المشرق بيروت

5 ابو زهره، محمد ، خاتم پيا مبران، ترجمه حسين صابري

6برز گر، ابراهيم ، تاريخ تحول دولت در اسلام وايران، انتشارات سمت،  تهران 1383

 

7 حميد الله ، محمد ، حقوق روابط بين الملل اسلام، ترجمه وتحقيق سيد مصطفي محقق داماد انتشارات مرکز علوم اسلامي تهران 1373

8 حميد  الله  ، محمد ، نامه ها وپيمانهاي حضرت محمد(ص)  واسناد صدر اسلام تر جمه دکتر سيد محمد حسيني انتشارات سورش ،تهران 1374

9خميني(اما م) روح الله ، حکومت اسلامي وولايت فقيه ، انتشارات موسسه تنظيم ونشر آثار امام خميني

10 دلشاد تهراني ، مصطفي ، سيره نبوي ، انتشارات سازمان چاپ وانتشارات تهران 1373 دفتر سوم1

11سبحاني ، جعفر ، فروغ ابديت ، انتشارات بو ستان کتاب ، قم 138

12 شيث خطاب، محمود، السفارات النبوي، مجمع علمي عراق 1989

13 رواس قلعه جي، محمد، قراءت سياسية للسيرة  النبويه ، دار النفايس بيروت 199

14زرگري نژاد   غلام حسين، تاريخ صدر اسلام  انتشارات سمت ، تهران

13789

15طباطباي ، سيد محمد حسين ، الميزان  في تفسير القرآن ، نشر اسما عليان ، قم  ج14

16طريحي ، مجمع البحرين، موسسه بعث، قم  

 17طبر سي، الفضل بن الحسن، اعلام الوري باعلام الهدي، موسسه ال البيت قم 1417

18 طبري ، محمدبن جرير، تاريخ طبري منشورات اعلمي بيروت ج2

19طبيبيان ،سيد محمد، فرهنگ فرزان، نشر پژوهش فرزان،تهران 1378

20 عظيمي شوشتري، عباسعلي، حقوق قرار دادهاي بين المللي در اسلام ، انتشارات دفتر تبليغات ،قم 1378

21عميد زنجاني، عباسعلي، در آمد برفقه سياسي ، انتشارات امير کبير ، تهران 1383

22عميد زنجاني ، عباسعلي ، فقه سياسي، انشارات امير کبير تهران  ج3

23غنوشي ،راشد ، آزادي عمومي درحکومت اسلامي ، ترجمه حسين صابري ،شرکت  انتشارات علمي فرهنگي، تهران

24 قاضي شريعت پناهي ، ابو الفضل ،حقوق 20اساسي ونهاد هاي سياسي انتشارات دا نشگاه تهران 1373 ج1

25قاضي شريعت پناهي ، ابو الفضل، بايسته هاي حقوق اساسي نشر يلدا تهران 13773

26قرشي ، سيد علي اکبر، قاموس قرآن دار الکتب الاسلاميه تهران 1352

27 قرشي، باقر ، نظام حکومتي واداري در اسلام، بنياد پژوهيشهاي آستان قدس رضوي مشهد

28گفتمان سياسي در انديشه علوي ، تهيه پژوهيشگاه فر هنگ و علوم اسلامي ،قم

29مکارم شيرازي، ناصر وديگران، تفسير نمونه؟

26المحامي ، احمد حسين يعقوب النظام السياسي في الاسلام، بيروت لبنان

30 مجلسي ، محمدباقر ، بحار الانوار دار الکتب العربي بيروت

31 موسوي، محسن دولة الرسول،دار البيان  العربي بيروت 1990

32مسعودي، ابي الحسن علي بن الحسين،  مروج الذهب دار الهجره ،قم 1363

 

33نصرتي ،علي اکبر ، نظام سياسي اسلام، مرکز نشر هاجر ،قم

34 واقدي، محمد بن عمر بن واقد ، المغازي مر کز النشر مکتب الاعلام بيروت 1424

35هاشمي ، سيد محمد حقوق اساسي جمهوري اسلامي  ايران ، انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي تهران 1374

 

 



[1] هاشمي،سيد محمد، حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران، انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي ،تهران ،1374  ج1 ص114

[2]  زرگري، نژاد، غلام حسين، تاريخ تحول صدر اسلام ، انتشرات سمت ،تهران 1378

[3]  عميد زنجاني، عباسعلي، فقه سياسي ، انتشارات امير کبير،تهران ،1377ج3 ص148

[4]  انطوان نعمه وديگران، المنجد  ذيل ماده دولت ص497

[5]  طريحي، مجمع البحرين، موسسه بعثت ،قم  ص620

[6]  قاضي شريعت پناهي، ابوالفضل، حقوق اساسي ونهاد هاي سياسي، انتشارات دانشگاه تهران، تهران 1373 ج 1  124

[7]  قاضي شريعت پناهي، ابو الفضل، حقوق اساسي ونهاد هاي سياسي  انتشارات دانشگاه تهران،تهران 1373 ج 1ص193

[8]  همان منبع ص193

[9]  قرشي،  سيد علي اکبر، قاموس قرآن ، در الکتب الاسلامية  تهران 1352 ج1 ص118

[10]  مصباح يزدي، محمد تقي ،  فصلنامه حکومت اسلامي ، سال اول ش1 1375 ص84

[11]  طباطبايي،سيد محمد حسين ، تفسير الميزان نشر اسماعليان ، قم ج14 ص 323

[12] مکارم شيرازي وديگران، تفسير نمونه ج1 ص355

[13]  طبيبيان، سيد حميد، فرهنگ فرزان ، نشر پژوهش فرزان تهران 1378

[14]  طريحي، مجمع البحرين، نشر موسسه بعث ، قم  ص975

[15]  قاضي شريعت پناهي ، ابو الفضل ، حقوق اساسي ونهاد سياسي، انتشارات دانشگاه تهران 1373 ج1  ص196

[16] بزرگر،ابراهيم ، تاريخ تحول دولت در اسلام وايران، انتشارات سمت ،تهران 1383 ص22

[17] قاضي شريعت پناهي، ابو الفضل حقوق اساسي ونهاد هاي سياسي ، انتشارات دانشگاه تهران 1373 ج1 ص212

[18] همان منبع ص216

[19]  محمد حميد الله، حقوق روبط بين املل اسلامي، ترجمه سيد مصطفي محقق داماد، مرکز نشر علوم اسلامي،1373 تهران ج1 ص105

[20]  محمد پيامبري که بايد از نوشناخت، تر جمه ذبيح الله منصوري ص41

[21]  ر.ک. مسعودي ، مروج لذهب ج1 ص306

[22]  سبحاني، جعفر، فروغ ابديت ، انتشارات بو ستان کتاب قم 1385ص60

[23]  برزگر، ابراهيم، تاريخ تحول دولت در اسلام وايران ، انتشارات سمت ،تهران 1383 صص99-100

به نقل از سند هاي سياسي تاريخ محمد حميد الله[24]  راشد غنوشي، اآزادي عمومي در حکومت اسلامي، ترجمه حسين صابري شرکت انتشارات علمي فرهنگي،تهران ص120

همان منبع ص128

[25]  جعفريان، رسول ، سيره سياسي رسول خدا،  انتشارات سازمان چاپ وانتشار، تهران 1373

[26]  دلشاد تهراني ، مصطفي ، سيره نبوي دفتر سوم ، انتشارات سازمان انتشارات وچاب تهران 1373

[27] ر.ک. سبحاني حعفر، فروغ ابديت انتشارات بو ستان کتاب قم  1384  ج 1صص449 به بعد

[28]  ر.ک. سيره ابن هشام  دار الا حيا ء التراث العربي  بيروت لبنان ج2 ص 147

[29] ر.ک. فا يد حماد عاشور، سليمان مصلح ابوعزب، تاريخ الدولته الاسلام الاولي في عهد الرسول والخلفا الراشيدين، نشر دار قطري بن الفجائة دوحه قطر 1989 ص139

[30]   ر.ک.  محمد حميد اللله نامه ها وپيمانهاي صدر اسلام انتشارات  سروش تهران 1374

[32] ر.ک. المحامي، احمد حسين يعقوب، النظام السياسي في الاسلام ص 235 به بعد

[33]  ر.ک. واقدي ، محمدبن عمر بن واقد، المغازي، مرکز النشر الاعلام  1414 ج1 ص603

طبري، امام ابي جعفر محمد بن جرير ،تاريخ طبري  منشورات اعلمي ، بيروت ج2 ص281

[34] ر.ک. طبرسي اعلام الوري ج1 ص157

2 الطاي، نجاح، السيرة النبويه، دار الهدي الاحيا ء التراث لندن 2002ص324

3 مجلسي ، محمد باقر، بحار الانوار دار الاحيا التراث العربي بيروت ج19 ص110

[35]  موسوي، محسن،  دولةَ الرسول  دار البيان العربي ، بيروت ج1 ص378

[36] شيث خطاب، محمود السفارت  النبوي، مجمع علمي عراق 1989 ص 167

[37] ر.ک. سبحاني ، جعفر فروغ ابديت  انتشارات دفتر تبليغات قم ص680

[38]  ر.ک    مکاتيب الرسول ج1 ص253  براي توضيح وذکر نام قبايل که شهروند دولت نبوي بوده است

[39] ر.ک. مهاجرنيا، محسن انديشه سياسي درگفتمانعلوي ، انتشارات بوستان کتاب 1385  ص151

[40] خميني، روح الله ، ولايت فقيه وحکومت اسلامي انتشارات موسسه تنظيم ونشر آثار امام خميني ص28

[41]  محمد ابوزهره، خاتم پيامبران، ترجمه حسين صابري ج2 ص248

[42]  عظيمي شوشتري، عباسعلي، حقوق قرار دادهاي بين المللي در اسلام  انتشارات دفتر تبليغات ،قم 1378 ص28

[43]  عميد زنجاني، عباسعلي، در آمد ي بر فقه سياسي، امير کبير، تهران 1383 ص229

[44]  مهاجر نيا، محسن، انديشه سياسي در گفتمان علوي انتشارات بوستان کتاب ،قم 1384 ص150

ضامن علی حبیبی | 23:38 - یکشنبه 1386/12/26
+
 
منوی اصلی
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
 
درباره وبلاگ

 
سایر امکانات
 


تمامی حقوق محفوظ می باشد!

www.ShiaTheme.com